سلامی گرم به تمامی دوستان! 😚🤝
بریم سراغ پیرنگ. پیرنگ چیه؟ 📎
پیرنگ ( به انگلیسی میشه پلات. احتمالا شنیدید.) درواقع به معنای چیدن📚 و نظم دادن به برنامه هاییه که توی رمانتون قراره با دلایل منطقی پشت سر هم رخ بدن. 💡
✏مثال بزنم؟
رمان: پدربزرگ در سانحه ی تصادف مُرد. کمی بعد مادربزرگ هم به او پیوست.
پیرنگ: پدربزرگ در سانحه ی تصادف مُرد. کمی بعد هم مادربزرگ به خاطر غم و اندوه فراوانی که در سینه اش جمع شده بود دق کرد و به او پیوست.
خیلی واضح و ساده دارم این قضیه رو بیان می کنم " پیرنگ حاوی دلایل منطقی برای هر پدیده ای است که رخ می دهد."👀👌📃
پیرنگ مثل اسکلته ☠ برای بدنه ی رمان. همه وقایع داستان روی اون سوار می شن. از جمله ایده ی اصلی و ایده های فرعی.
حالا بیاید ببینیم پیرنگ حاوی چه چیز هایی میشه. 📝
■بخش مقدمه ی رمان
تو این بخش فقط کافیه اطلاعات کم و مختصری از شخصیت اصلی و فضای رمان بدی.( اینکه داره چطور روزگار رو می گذرونه و یا در حال انجام چه کارییه ، محیط اطرافش چطوریه و کجاست.)
مثلا:
شخصیت اصلی رمان اسمش لوکاست که داره پیش اعضای خانواده اش به خوبی و خوشی توی لندن زندگی می کنه. ( لوکا باید معرفی بشه ، خانواده و فضای رمان هم همینطور.)
■نقطه ی اوج گیری رمان (کشمکش ها)
دیگه همه تون می دونید که یه رمان با اتفاقات کسل کننده و بدون هیچ مشکل و کشمکشی جذاب نیست! 🗿🤚
ما چی می خواهیم؟ -----> مشکل!
آری عزیزم ما مشکل می خواهیم.
این قسمت از رمان بخشیه که شخصیت اصلی قراره با اتفاقاتی که رخ میده دچار کشمکش درونی یا بیرونی بشه. 👀🙊
مثلا:
لوکا به خاطر جوگیر شدن و برای کسب تجربه های جدید پاشو از خونه بیرون می ذاره و از حد و مرزی که براش تعیین کردن عبور می کنه.
💡نقطه ی اوج گیری می تونه پر از اتفاقات باشه. قطعا فقط یه دونه اتفاق نیست که باعث کشمکش میشه.
■اوج داستان یا رمان.
نقطه ی اوج داستان همون چیزیه که داریم براش مقدمه چینی می کنیم. کلا میشه بهش گفت مهم ترین قسمت داستان. 😳👌
تو نقطه ی اوجه که شخصیت اصلی دست به کار مهمی می زنه. یا نتیجه ی کار های شخصیت اصلی چیز جالبی از آب در میاد.
مثلا:
لوکا علیه برادر خودش قیام می کنه تا نگه داری سلطنت رو به عهده بگیره. شورشی ها به قصر حمله می کنن.
⚠️ توجه کنید که نقطه ی اوج قرار نیست همیشه مثبت باشه. ممکنه یه تصمیم اشتباه یا یه اتفاق ناخوشایند مثل مرگ یا ترک دوستان و اطرافیان باشه.
■واقعه ی فرود آینده یا کنش نزولی
تو این قسمت دیگه قراره یواش یواش رمان رو به پایان خودش نزدیک کنیم. اتفاقاتی که باعث میشن رمان به نتیجه و یا پایان خودش برسه رو اینجا می نویسیم.
تو این قسمت به سوالاتی که قبلا توی ذهن خواننده به وجود اومده پاسخ می دیم و همه چیز رو براش روشن می کنیم. ☺
مثلا:
لوکا متوجه خیانت بزرگی که سانتا به خانواده شون کرده می شه. (چطور یا چرا؟) به این دلیل که کاترین همه چیز رو لو میده. این مسئله رو با خانواده شون در میون می ذاره و بعد همه متوجه ناحقی هایی که در حق لیکا شده ، میشن.
■گره گشایی (میشه گفت قسمت پایانی)
حالا با وجود تمام اتفاقاتی که افتاد رمان باید برگرده سر روند طبیعی خودش.
پایان رمان باید طوری باشه که بشه بهش گفت پایان.
(البته می تونید پایان باز براش بذارید)
تو این قسمت خواننده می تونه باقی صفحات رو راجع به ارتباط شخصیت ها یا خوشحالی شون بگذرونه. 🌹🐥
مثلا:
لوکا درحالی که به جنگل انبوه رو به روش خیره شده بود ، به اتفاقاتی که از سر گذرونده بود فکر کرد. حالا دوباره همگی مثل قبل جمع شده و در کنار هم می خندیدن. انگار نه انگار که یک نفر دیگه تو جمع شون نیست.
تمام چیزی که گفتم بخش های تشکیل دهنده ی یک رمانه. پیرنگ هم به همین ترتیب نوشته میشه با این تفاوت که بیشتر روی چرا ها و علیت رمان تمرکز می کنه.
نویسنده:زهرا رضائی 🍃
(هرگونه کپی پیگرد الهی و قانونی دارد)
یادتون باشه که پیرنگ با خلاصه ی رمان فرق داره. پیرنگ رابطه ی بین اتفاق ها رو نشون میده. اینکه کدوم یکی زودتر رخ داده یا به چه دلیل رخ داده. ( روی چرا و علیت اتفاقات خیلی تمرکز کرده)
#معرفی_کتاب✨
🖇نام: مجموعه شیاطین
🖇نویسنده: پیتر وی.برت
🖇ژانر: فانتزی ، حماسی، وحشت
🖇تعداد جلد: ۵
🖇رده ی سنی: جوان و نوجوان ( بالای ۱۵ سال)
📚توضیحات کتاب:
دنیا در این مجموعه طوری است که هر شب شیاطینی از اعماق زمین برمیخیزند و به انسانها حمله میکنند. بشریت دیگر نمیتواند مثل روزگار قدیم با آنها مبارزه کند، چون دانش و ابزار لازم از میان رفتهاند. تنها دفاع انسانها «حرزها» هستند — نمادها یا طلسمهایی که میتوانند جلوی شیاطین را بگیرند، ولی این دفاع شکننده است و روزبهروز ضعیفتر میشود.
🔍اقتباس سینمایی وجود دارد؟
خیر😊✨
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏