eitaa logo
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
1.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.3هزار ویدیو
25 فایل
به‌نام‌ِحضرت‌دوست‌که‌هرچه‌داریم‌از‌اوست.. صرفا‌برای‌نشان‌دادن‌آنچه‌در‌حوالی‌ِروزگارمان‌می‌چرخد.. اگر‌میل‌به‌ماندن‌داری، خوش‌آمدی. گروه نویسندگی https://eitaa.com/joinchat/1182204739C38e5f270d3 تبلیغات کانال: https://eitaa.com/shahabtab
مشاهده در ایتا
دانلود
البته چرا که نه؟ ...بذارید یه معرفی خوب برای همه شون پیدا کنم و بنویسم!
📚✨ 🖇 نام: 🖇 نویسنده: زهرا رضائی 🖇 ژانر: درام، عاشقانه، تخیلی 🖇 تعداد جلد: یک 🖇 رده‌ی سنی: نوجوان + جوان 🔆 توضیحات رمان: ماهورا، با تشخیص تلخ سرطان ریه، در آستانه‌ی فروپاشی عاطفی قرار دارد. در حالی که همسرش اصرار به شیمی‌درمانی دارد، او ترجیح می‌دهد سال‌های واپسین عمر خود را در آرامشی بی‌دغدغه سپری کند. شاهین، در مواجهه با این تصمیم، برای نزدیک شدن به ماهورا و تغییر دل او، او را به ویلای خانوادگی در شمال می‌برد. در این سفر، ماهورا به گشت‌وگذاری در اطراف ویلا می‌پردازد و همین آغازگر روایتی پر از رمز و راز و اتفاقات غیرمنتظره است. 🔍 لینک کانال کجاست؟ https://eitaa.com/joinchat/2066285847Cd662fbc961 🪐 زحـــــــلــ ✿ 𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
📚✨ 🖇 نام: 🖇 نویسنده: زهرا رضائی 🖇 ژانر: علمی_تخیلی ، فانتزی 🖇 تعداد جلد: یک 🖇 رده‌ی سنی: نوجوان + جوان 🔆 توضیحات رمان: آدخت، فرزند دوم خانواده‌ی کیهانی و مدیر یکی از شعبه های رستوران پدرش، زندگی روزمره‌ای آرام را تجربه می‌کند؛ اما ورود ناگهانی یک مشتری مشکوک، با پیشنهادی برای همکاری با شرکت تبلیغاتی، مسیر زندگی او را دگرگون می‌کند. این مشتری که به زودی به عنوان خواستگار در خانه کیهانی‌ها ظاهر می‌شود، ادعا می‌کند که رابطه‌اش با آدخت صرفاً صوری است. او و دوستش، در پی گنجی گمشده هستند و معتقدند که سرنخ‌های یافت شده، آنها را به آدخت رهنمون ساخته است. با پیشنهاد همکاری و وعده سهمی از گنج، آدخت در دوراهی مهمی قرار می‌گیرد و باید تصمیم بگیرد که آیا به این ماجراجویی پرخطر قدم بگذارد یا خیر... 🔍 لینک کانال کجاست؟ https://eitaa.com/joinchat/1723008172Cc830a05941 🪐 زحـــــــلــ ✿ 𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
📚✨ 🖇 نام: 🖇 نویسنده: زهرا رضائی 🖇 ژانر: تاریخی ، فانتزی ، حماسی 🖇 تعداد جلد: دو 🖇 رده‌ی سنی: نوجوان + جوان 🔆 توضیحات رمان: در سرزمین نورایال، دارا بودن نشان تاریکی گناهی نابخشودنی و نشان روشنایی، افتخاری والاترین است. پادشاه با بی‌رحمی تمام، همواره در پی نابودی افرادی است که با نشان تاریکی به دنیا آمده‌اند، چرا که حضور آن‌ها را تهدیدی برای امنیت سرزمین می‌داند - تفکری که به باور عمومی نیز راه یافته است: «آن‌ها هر کجا باشند، بدیمن و شوم هستند؛ مرگ حق‌شان است.» این باور ریشه‌دار، باعث شده تا افراد با نشان روشنایی به تدریج محبوب‌تر شوند و افراد دارای نشان تاریکی، به انزوای بیشتری کشیده شوند. ناویرا، که در روستایی دورافتاده متولد شده و همواره از داشتن نشان تاریکی رنج می‌برده، به‌طور ناگهانی توسط گروهی خلف به نام زادگان تاریکی ربوده می‌شود. پس از گذراندن هفته‌هایی پر از خطر در کنار خطرناک‌ترین مجرمان امپراتوری، او به درک عمیقی از مفهوم واقعی افتخار و بدنامی می‌رسد... 🔍 لینک کانال کجاست؟ همینجاست https://eitaa.com/yaptus/42320 🪐 زحـــــــلــ ✿ 𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ایندفعه زمان گرفتم تا بهتون نشون بدم نوشتن چند صفحه چقدر ازم وقت گرفته. 🖋😭 🪐 زحـــــــلــ ✿ 𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
پنج صفحه تمام، یک ساعت و نیم وقت گرفت.