eitaa logo
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
1.2هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.3هزار ویدیو
25 فایل
به‌نام‌ِحضرت‌دوست‌که‌هرچه‌داریم‌از‌اوست.. صرفا‌برای‌نشان‌دادن‌آنچه‌در‌حوالی‌ِروزگارمان‌می‌چرخد.. اگر‌میل‌به‌ماندن‌داری، خوش‌آمدی. گروه نویسندگی https://eitaa.com/joinchat/1182204739C38e5f270d3 تبلیغات کانال: https://eitaa.com/shahabtab
مشاهده در ایتا
دانلود
معلومه که تاثیر زیادی نذاشتی روش! اون خودش عاشق و دلباخته ی یه نفر دیگه است ...
*چطور نگاهش می کنه...
به کل ناشناس رو فراموش کرده بودم! ببخشید! معذرت می خوام واقعا 🗿
ناشناس ۱) به نظرم رو زادگان تاریکی و طرد شده تمرکز کن خواهشا 😁♥️🪷 جواب: دوست دارم منتها اون دو تای دیگه هم به همین اندازه حالا یا کمتر یا بیشتر خواهان دارن. الان خانم شبگرد هم دیگه آخراشه... تموم شه دستم قشنگ باز میشه. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۲) ندا کاش فقط یکی رو بنویسی اونجوری به ثمر میرسن . جواب: موافقم ولی متاسفانه به زندگی در دنیا های موازی عادت کردم 😂 ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۳) آم... ندا میگم به نظرت نوشتن طرد شده از زبان سوم شخص بهتر نیست؟ آخه تا جایی که یادمه توی طرد شده صحنه هایی وجود داشت که سنتیا توشون حضور نداشت! و کم هم نبودن. مگر اینکه کلا بخوای روند داستان رو تغییر بدی... اما در کل به نظرم نوشتن از زبان سوم شخص باعث میشه این حس و حال جادویی داستان حفظ بشه، ولی باز خودت بهتر می دونی!✨ جواب: والا تا حالا تو زندگی ام اینقدر گیج نبودم که الان هستم. فکر کنم دست خودم هم به سوم شخص بیشتر عادت داشته باشه هر چند که اول شخص هم نوشتم ( دوازده خان اول شخص بود.) باز روش فکر می کنم براتون می فرستم. الان فرصت عوض کردنش هست. یکم دیگه برم جلو عوض کردن زبان آزار دهنده میشه. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۴) سلام ندا از کجا میتونم بقیه جلدای سنگ های قیمتیو پیدا کنم ؟ جلد اولو خوندم و جدی خیلی باحال بود😭 جواب: خوشحالم که خوشت اومده ✨🐥. برای بقیه ی جلد ها خودم سعی می کنم پی دی اف رو پیدا کنم بذارم براتون. اگه نشد ببخشید ولی دیگه تلاشمو می کنم. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۵) وایسا... ندا تو می خوای ترکیبی از هر دو زبان طرد شده رو بنویسی؟! یعنی هم اول شخص و هم سوم شخص؟!!! این که... خیلی فوق العاده ستتتتتت جواب: اگه اینطوری بنویسم راضی می شید آیا؟ 😂 ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۶) ندا طرد شده صفحه ۷ بند دوم به جای «مری» نوشتی «مردی»! منم دو ساعت داشتم فکر می کردم این مرده شوهر مندلاست؟ خدمتکاره؟ آشناست؟ کیه؟ بعد فهمیدم مری بوده😂😂 جواب: امان از دست اشتباهات تایپی 😔ببخشید. درستش می کنم مرسی که گفتی. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۷) ندا میگم اگر توی این یکی نسخه طرد شده به کارل هم توجه بیشتری کنی خیلی خوب میشه هااا حالا دیگه خود دانی🌚🌚🌚✨✨ جواب: کارل که همیشه توی چشم بود که! چه از اون زمانی که گربه بود و چه زمانی که آدم شد و چه زمانی که به شیطان تبدیل شد. 😔 اماااااا باشه. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۸) باورت میشه هنوز باورم نمیشه داری طرد شده رو دوباره می نویسی؟ اصلا دیگه واقعا داشتم ناامید میشدم.. واقعا ازت ممنونم که طرد شده رو زنده کردی:) توی این شرایط هم اگر بتونی ازش پارت بدی خیلی خوشحالمون می کنی🤍 جواب: قربونت. دارم تلاش می کنم پیرنگ رو به خاطر بیارم ولی فایده ای نداره. یه مقداری اش پریده و نمی تونم کاری اش کنم به همین خاطر طرد شده قطعا اون طرد شده ی قبلی نمیشه. از لحاظ داستان های فرعی متفاوت در میاد. اگه بتونم هم حتما پارت میدم. اگه خواننده داشته باشه چرا که نه؟ 🖋🕸 اما اینجا رو تار عنکبوت پر کرده در عوض. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۹) ندا ولی جدا از اینکه نوشتن چندتا رمان به صورت همزمان اونم با وجود این شرایط به اضافه درس و دانشگاه و... واقعا سخته، خودت از اینکه طرد شده رو برگردوندی و حالا می تونی اون طور که شایسته هست این داستان بی نظیر رو بنویسی خوشحال نیستی؟🙃 جواب: چطور می تونم خوشحال نباشم؟ وقتی رمانم پرید قیافه ام پوکر بود. با خودم می گفتم اونا اثر رو حذف کردن خود منو که ساقط نکردن از رو زمین. دوباره می نویسمش. بهتر هم می نویسم دفعه ی بعدی و الان وقتشه که یه تکونی به خودم بدم. 😔 اگه الان اینکارو نکنم سال های بد دغدغه هام زیاد تر و شدید تر میشن. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۰) یه سوال توی نسخه قبلی طرد شده سنتیا وقتی وارد خونه مندلا میشه مندلا برایش یه اتاق جادویی آماده می‌کنه نه؟ یادمه از همون جا نشونه های جادو رو می بینه، درسته؟ جواب: دقیقا همینطوره. خوشحالم از اینکه جزئیات یادت مونده ✨🤝 قبل از اینکه اتاق جادویی اش رو براش بسازه اول توی اتاق لوکاس جاگیر میشه. اینو هم توی نسخه ی قبلی نوشته بودم. اینجا هم دوباره آوردمش. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۱) نمیشه انکار کرد که لوکاس هم خیلی کراشه🌝🤌🏻 جواب: شک داشتی؟ 😎 لوکاس به اندازه ی خودش جذاب هست. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۲) سلام.... من تازه توی چنلتون جوین شدم، میخواستم رمان خانم شبگرد رو استارت بزنم ولی از اوایل پارت نبود.... چجوری میتونم از اوایل بخونم؟ جواب: سلامممم دلبندم خیلی خوش اومدی. صفا آوردی. درباره ی رمان خانم شبگرد اوضاع یکم فرق می کنه. این رمان حدودا پارسال دوباره پارت گذاری شد. همراه طرد شده پریده بود. پارت های اولیه اش رو برداشتم تا بازنویسی کنم چون ضعیفن. انشاالله نسخه ی چاپ شده اش رو بخونید.📚🐥 زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ناشناس ۱۳) اردک ها رو بزرگ کن اگر شرایط بحرانی تر شد گوشتشون به دردت می خوره💀😂🌚 جواب: اگه شما ها رو نمی شناختم یه لحظه ممکن بود فکر کنم این پیامو مامانم گذاشته تو ناشناس 😂 خیلیا بهم اینو گفتن اما متاسفانه من از گوشت اردک زیاد خوشم نمیاد. فکر کنم کلا یه بار تو عمرم خوردم و همون یه بار کافی بود تا ازش متنفر بشم. ✨🗿 انشاالله بزرگ شدن تابلو شون می کنم می زنم به دیوار. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۴) من اینکه قسمت هایی که سنتیا توشون حضور داره رو اول شخص بنویسی و بقیه رو سوم شخص خیلی دوست دارم!✨ ولی بازم انتخاب بین اینکه کدومش بهتره سخته🤣 جواب: پس همین خوبه همینطوری می رم جلو! ( اصلا حال ندارم دست ببرم چیزی رو عوض کنم. اعصابشو هم ندارم. همین خوبه دیگه راضی باشید. از دو زبان نوشته میشه. 🦭) ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۵) من تا جایی که بتونم چیز هایی که از طرد شده به یاد دارم رو سعی می کنم بهت بگم✨ جواب: فدات بشم من که اینقدر مهربونی.🥺🤝 ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۶) دارک💀 نه به نظرم یه مدت از تخمشون استفاده کن بعد که دیگه خیلی گنده شدن تابلوشون کن حیفه اون همه بهشون رسیدی یه چیزی هم باید به خودت برسه😂🌚 البته من جای تو بودم از پوستشون کلاهی دستکشی چیزی درست می کردم☺️✨ جواب: اون روزی که خریدمشون بیشتر از اینکه خوشحال باشم ناراحت بودم. مامانم هم دائم بهم می گفت اینا رو زندانی کردی و گناه دارن. اما الان وابسته شون شدم تا حدودی. آب از بینی شون میاد من ناراحت میشم می گم جوجه هام مریض شدن. فکر نکنم اصلا بتونم با خامه و خاویار ( اسم هاشونه) همچین کاری کنم. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۷) هعی یادش بخیر ماهم یه جوجه مرغ داشتبم کلاغ کله شو کند برد💀 یه جوجه شاد و شنگولی هم بود روحش شاد... یکی دیگه هم له شد💀 اونم خیلی شاد و شنگول بود روحش شاد، توی باغچه دفنش کردیم چقدرم گریه کردم سرش😔 آهان یکی دیگه هم توی حیاط داشت واسه خودش می دوید اومدیم دیدیم نیست فکر کنم اونم کلاغی چیزی برد💀 البته چندتا از جوجه ها هم تونستم بزرگ کنما یه موقع سوءتفاهم نشه🌚 جواب: اصلا سوءتفاهم نشد ... 😭 دیگه از اینجور چیزا به من نگو. من خودم ۴ تا مرغ بزرگ کردم یکی رو گربه خورد یکی دیگه رو سر بریدن اون دو تای دیگه رو هم فروختن تا توسط افراد دیگه ای خورده بشن. اجازه نمیدم این بلا سر اردک هام بیاد. اینا باید بر اثر کهولت سن بمیرن! همین و بس! ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۸) منم هر وقت می خوام یه حیوون کوچولو بگیرم همینو میگن ولی جدی به نظرت جاشون پیش تو بهتر از اون مغازه نیست؟ به نظرت تو بهتر بهشون می رسی یا فروشنده هه؟:) جواب: دقیقا! منم همینو به مامانم گفتم. آخه من که آزادی این جوجه ها رو نگرفتم. از زیر پر و بال مامانشون که بیرونشون نکشیدم. اینا رو از فروشنده گرفتم دیگه. الان پیش من جاشون امن تره. حتی حواسم هست زیاد یه جا ساکن نمونن. می فرستمشون تو حیاط تا بدون و براشون تشت پر از آب می کنم تا شنا کنن یه وقت خدای نکرده پاهاشون ضعیف نشه و فلج نشن 😭. بهشون از غذای خودم میدم. سیب زمینی و نون و برنج و هویج و تن ماهی حتی! تر و خشک شون هم می کنم دیگه کی بهتر از من گیرشون میومد!؟ 😭😭😭 ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۱۹) ندا یه چیزیو اعتراف کنم؟ اون موقع ها آبان پارسال که از طرد شده پارت می‌دادی من وقتی پارت اولو خوندم رو لوکاس کراش زدم و لوکاس و سینتیا رو شیپ کردم🤣😭😭😭 وقای دیدم لوکاس اصلا نامزد داره و حتی یه درصدم‌ نمی‌شه به عنوان گزینه نگهش داشت بدجور رکب خوردم🤣💔🙏🏻 جواب: این برای همه تون رخ داده. 😂 منم یه اعتراف بکنم؟ من همیشه بیست صفحه ی اول رمان هام رو با کاسه ی چه کنم چه کنم می برم جلو. پیرنگ کاملی توی ذهنم وجود نداره. پیرنگ در طول مسیر رمان ساخته میشه. شاید از همون اول می خواستم لوکاس رو به سینتیا برسونم اما بعداً نظرم عوض شده نامزد براش انتخاب کردم. خودمم یادم نمیاد اون برهه ی زمانی رو. اینکه چرا لوکاس رو اینقدر کراش خلق کرده بودم و بعد سپردمش دست سایا ... 😂 ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۲۰) وای اردک خیلییی گوگولیه مخصوصا وقتی می دوه یا وقتی آب می خوره ولی متاسفانه کثیف کاریش زیاده... جواب: قشنگ می تونم بگم چهار پنج برابر اون چیزی که می خوره دفع می کنه اردک. 🗿 خیلی هم بو میده. 😑 من فقط زمانی که از حموم میارمشون بیرون و خشک شون می کنم می تونم خوب تحمل شون کنم. در غیر این صورت هر وقت می گیرم دستم تا ده بار مایع دستشویی خالی نکنم رو دستام بیخیال نمیشم. ━━━━━━༻❁༺━━━━━━ ناشناس ۲۱) پسرعموی من یه جوجه مرغ بزرگ کرده بود شده بود خروس بعد بهش می گفت عقاب من🤣🤣 خروسه رو دستش می گرفت دوید دنبال بچه ها اونا هم در می رفتن اینقدر کیف می کردیم🤣🤣 ولی متاسفانه در آخر به قیمت ۲۰۰ هزار تومان فروختش😔✨ جواب: ۲۰۰ تومن فقط؟ تنم لرزید اصلا. 🗿 زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏