ناشناس ۴۷)
با تشکر از ندا که گذشت خودمونو خالی کنیمو از کارکترایی که بدمون میومد راحت انتقاد کنیم 🌝😂
جواب:
خواهش می کنم. هزینه ی این جلسه از تراپی و مشاوره ی ( چگونه با شخصیت های رمانی کنار بیاییم) رو کارت به کارت می کنید دیگه؟ یا اگه بخوای قسطی حساب کنم؟ 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۴۸)
عه وا خب اینو میدونستیم که تهش میره با لوگان چون آینده شونو دیدن خب وای وقتی داشتم اون تیکه شو میخوندم فقط فشار میخوردم از لوگان خوشم نمیاد تازه همسن خود سنتیا هم هست خب چه وضعشههه 😂
جواب:
آره قبول دارم اینو اما دیگه چه میشه کرد؟ عشق بین یه انسان از قبل مرده و شیطان ممکنه جالب باشه اما شدنی نیست. لوگان هم تنها گزینه ی مناسبی بود که می تونست وجود داشته باشم. پسرم دکتر ماهری بود. بچه ی سایا رو اون آورد دنیا؟ یا صرفا کمک کرد تا دنیا بیاد؟ به خاطر ندارم اما نقش داشت.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۴۹)
سنتیا کلا یکم از این نظر که از این همه پسر خوشش میومد رو مخم بود تو فقط باید به کارل نگاه کنی گرفتی؟! ولی خب با وجود این همه کراش دور و ورت انتخاب سخت میشه دیگه💅🏻
جواب:
نباید قضاوتش کنیم. برای من نویسنده هم سخت بود اینکه کدوم رو دوست داشته باشم. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۰)
وای حالا که که گفتی لوگان یادم افتاد سنتیا آخر داستان میمیره نه؟
جواب:
عادت ندارم شخصیت اصلی رو بکشم. نه نمی میره اصلا. 😔
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۱)
کارل جاودانه بود؟💀 عجب... چه چیزایی رو یادم رفته بوده خودم نمی دونستم😔🤣 هر چیزی بیشتر از کارل و سنتیا میگی بیشتر تصوراتی که ازشون به یاد دارم نابود میشه🤣 ولی جدی خیلی داره کمک می کنه خاطراتم از رمان داره عین پازل چیده میشه...
جواب:
کارل به طرز سگی ای جاودانه بود و چون شیطان به درد نخوری بود اون بالا و خیلی سر به هوا بود فرستادنش تو زمین تا بازی کنه و اونجا رو به گند بکشه. قرار بود زمین رو خراب کنه دیگه ولی چون نیمه ی روحش رو از دست داده بود خیلی طول کشید. توی بدن های مختلفی جا به جا شد تا بالاخره تونست سینیتا رو درحالی که خودش توی بدن انسانی شکل کارله پیدا کنه.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۲)
ندا جدی فکر میکنم شما کارلو تبدیل به یه کاراکتری کردی که از همون پارت ۴۰۰ و خورده ای به بعد کامل حس میکردم قراره پخ پخش کنی این حسو میداد که انگار داشتی کارلو یه کاراکتر منفور میکردی تا فقط کشته شه . ببخش همهش با خودم میگفتم ندا چرا اینجوری میکنه با این بچه دلش پیش اون لوگانِ اسکله. درسته که کارل تهش میمیره و نمیشه نظرتو عوض کرد اما من تا ابد عاشق کاپل سینتیا و کارل میمونم.. و اوه مطمئن باش اگه رمانت دست یکی دیگه بود یه صحنه هایی مینوشت واسه سینتیا و کارل که اهم اهم😭🤣
جواب:
کارل یا همون آلنسیسانیل یه شیطان جاودانه است که از جهنم تبعید شده روی زمین. هیچ وقت قرار نیست بمیره. زنده می مونه و حتی زمانی که سینیتا می میره اون به زندگی اش ادامه میده. خب آلن از همون اول منفور بود دیگه یه شیطانه. خدا یا الهه که نیست.
می دونم رمانم پتانسیل زیادی برای صحنه های اهم اهم داشت ولی خب دیگه من اسلامی می نویسم 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۳)
نه ببین گلم الکی پشت مارگارت در نیااا مارگارت کاری کرد که همه بمیرن با اینکه میدونست تهش سنتیا هم قراره از بین بره درواقع مارگارت کسی بود که با یکار بیهوده زندگی همرو از هم پاشوند
جواب:
مارگارت می دونست داره کار خطرناکی می کنه ولی روحش هم خبر نداشت اینقدر گندش در میاد 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۴)
وای... وااااااای حس می کنم دارم چیز هایی رو می فهمم که نباید... ای مغز یکم یاری کن اینارو به یاد بیارم من چرا فقط قسمت های گوگولی رمان رو یادم بود😭💀
جواب:
چرا اهمیتی به قسمت های دارک مربوط به کارل و آلنسیسانیل جاودانه نمی دادی؟ 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۵)
راستی اون خانمه که سنتیا تو گذشته دیدش کی بود؟ وای طرد شده داشت گوشه ذهنم خاک میخورد فکرشو نمیکردم این قسمتای مهمش یادم بره..
جواب:
این بار نوبت منه که بگم یادم نیست؟ کدوم خانم؟ خانم های زیادی رو توی گذشته دید سینتیا.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۶)
نداخانوم قبول کن از اول با کارل مشکل داشتیی والا کاراکترشو اینطور نمیساختی که با ترکیب شدن با کاراکتر اصلی همچین بدبختیای مثل مرگ شخصیت اصلی به وجود بیاره🥸
جواب:
آره خب من از همون اول با کارل مشکل داشتم. کیوت بود. وانمود می کرد کیوته و مهربون هم بود. گاهی اوقات هم می رفت روی مخ سینیتا ولی شیطان رو از هر طرف حساب کنی شیطانه خب. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۷)
ندا ترو خدا لطفا این دفعه دیگه طرد شده رو طرد نکن ما بی صبرانه برای خوندن رمان ترو همراهی می کنیم امیدوارم بتونی به چاپ برسونیش واقعا😭😭😭😭
جواب:
با این شیطان شیطانی که می کنم وزارت ارشاد عمرا بذاره 😂
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ناشناس ۵۸)
انشاءالله یه جا با هم قرار میذاریم بعد از کلی غیبت راجب شخصیت های رمانت نقدی پرداخت می کنیم💅🏻☺️
جواب:
مشتاق اون روزم از همین الان 😔
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۵۹)
بچه سایا به لطف اون دارویی که کارل به اون رئیسه که اسمش یادم نیس داد تا بده به سنتیا که بده به بچه که بتونه نفس بکشه زنده موند درست میگم؟یا دارم چرتوپرت میگم؟😂
جواب:
رئیس سازمان کل جادوگر ها.
جوزف که بعدا معلوم شد تحت کنترل خود کارل بوده. ☺️ لوگان پسرش می شد؟ مگه نه؟ بگید که من اشتباه نمی گم!
چه دقیق یادت مونده بود سیسی.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۰)
سنتیا میره با لوگان؟💀 نهههههههههه. کارل مگه فقط ۱۸ سالش نبود؟💀 نههههههههه وای من کلا نیمه دارک رمان رو فراموش کرده بودم😭😭😭 آی مغزمممممم
جواب:
کارل یه شیطان بود. کمترین سنی که میشه براش در نظر گرفت بی نهایته. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۱)
کارل خیلی گناه داشت.. فقط همینو بگم که هرچی باشه شیطان باشه اسکل و سر به هوا و چه و چه و چه.. حقش این نبود=))))))))
جواب:
مشکل کارل یا همون آلن این بود که نمی خواست سینتیا بمیره چون فکر می کرد بعد از مدت ها یه همبازی پیدا کرده.چون تو جهنم تنها بود و بعداً هم که تبعید شد تنها موند. تنها کسی که می تونست هم مثل اون شیطان باشه و هم همراهی اش کنه سینیتا بود. که بعدا فهمید اشتباه کرده دختره رو همون اول کار نکشته.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۲)
واقعا طرد شده رمان قشنگ و هیجان انگیزی بود اینقدر بالا پایین داشت که از هر کارکتری که یادمون میاد صد صفحه جدید از رمان تو ذهنمون زنده میشه طرد شده خیلی ایول داشت 🌝
جواب:
ذهنم تو زمان کنکور خوب کار می کردا😂 لطف داری عشقم چشمات قشنگ دیده رمانم رو. واگرنه من که با قلم نابودم ایده رو نوشتم و پیاده کردم با کلی پلات هول.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۳)
آره دیگه با شئونات اسلامی رعایت شده ناسلامتی نامحرمن😔✨😂 ولی خب اگه فقط یه کوچولو اینقدر 🤏🏻 هم باشه که عیبی ندارد نه؟🌚
جواب:
تو نسخه ی جدید باید پرو تر باشم؟ این چیزیه که می خواید؟ اگه همینه که دو تا ماچ و بغل کاری نداره. بیشتر از این عمرا! به هیچ عنوان 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۴)
کارل قشنگم تو کی اینقدر بد بودی من نمی دونستم😭😭😭
جواب:
نمیشه قبول کرد نه؟ 😔
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۵)
ندا دیگه خیلی اسلامی مینوشتی بخدا😭🤣 یادمه یه صحنه بوسه برای کارل و سنتیا گذاشته بودی ولی حتی این کلمه رو نیاورده بودی یا هیچ توضیحی نداده بودی و ما داشتیم خودمون حدس میزدیم که این الان چه بود😭
جواب:
به خاطر همین بوسه ای که اسمش نیومد فیلتر شدم دیگه 😂 بابا من خودمم آلرژی دارم به همین چیزایی. یعنی فکر می کنم اگه اسلام دستم رو نبسته بود به همه می گفتم من ... اون چیزه اسمش چی بود؟ آها! آسکشوالم. ( فکر کنم ممکنه اشتباه باشه) ✨ افرادی که کلا از مسائل ج...ی خوششون نمیاد. ازدواج هم کنن باز خوششون نمیاد 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۶)
همون خانمه که مارگارتم دیده بودشو بهش گفته بود که میخواد چه غلطی بکنه. یادم نمیااد فقط همینش یادمه اینقدر دارم به مغزم فشار میارم الان دود از سرم بلند میشه 😂
جواب:
وای یادم آوردی.اسمش تینا بود؟ یا یه چیزی تو این مایه ها. ت داشت! به مارگارت کمک کرد تا پیشگویی عملی بشه. اولین زن جادوگر. اول کیمیاگر بود بعد جادوگر شد.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۷)
آره اره راست میگیییییا اون بیریخت چشم سبز که ازش بدم میاد پسرش بووود حالا یادم اومددد
جواب:
لوگان پسر جوزف. قدرتش هم سپر محافظتی بود قشنگ یادمه. چشم سبز خوشگل 😔
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۸)
میگم این قضیه کارل و سنتیا و لوگان دقیقا شبیه سناریوی یه سریال هست که چند وقت پیش دیده بودم همون که دختره یی هیون چو از سریال همه ما مرده ایم توش بازی کرده بود وای اسمش رو یادم نمیاااااد همسایه ها یاری کنید همون که دختره توش شمن بود پسره تیرانداز وااااای اسمششششش ولی خلاصه اونم دقیقا راجب یه دختری بود که یه پسره و یه شیطان فوق العاده خطرناک دوسش داشتن و دختره هم یه جورایی به هردوشون علاقه داشت و آره دیگه خلاصه
جواب:
شمن بود؟ چرا این سریال هم یادم میاد هم یادم نمیاد؟ انگار همین پارسال دیدمش. یا چند ماه پیش. یه فیلمی درباره ی دوران چوسان بود و یه دختر توش بود که شمن بود. البته تیرانداز رو یادم نمیاد.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۶۹)
منم کاملا موافقم اصلا برای اینکه رابطه بین شخصیت ها طبیعی تر بشه این چیزا لازمه🌚🌚
جواب:
دیگه خودتون خواستیدا. بعد نیاید اعتراض کنید این زیاده رویه. حال بهم زنه. چندشه یا چه میدونم از اینجور حرفا. برچسب کافر نچسبونید بهم. ( بار قبل خیلیا می گفتن باید خجالت بکشم از نوشتن طرد شده چون حالت شیطان پرستی داره 🗿)
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ناشناس ۷۰)
یعنی تو طرد شده حتی سیاست جنگی هم بود 😂 اون موقع که مقابل جادوگرا ایستادن و اون دختره که میتونست زمانو نگه داره همون اول کار مرد بعد بقیه یکی یکی مردن ولی بعد فهمیدیم که جادوی توهم سامانتا بوده که روحیه دشمن تضعیف بشه و هیچ کس در آخر نمرد 🦦
جواب:
تو میگی سیاست ولی من زجر می کشیدم تا اون صحنه ها رو بنویسم. می مردم و زنده می شدم یادمه خیلی آزارم می داد. 😔 کلی کتاب اکشن خوندم با انواع سیاست های جنگی اما به خودم که رسیده بود مات و مبهوت مونده بودم و نمی تونستم صحنه ی درگیری رو درست بنویسم. مثل بلایی که داره سر خانم شبگرد میاد.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۱)
کاش از اول کاراکتر کارل اینقدر eww نمیشد با اون قصیهی جهنم و طرد شدن و آلنسیسانیل و نصفه روح..
جواب:
چرا؟ جذابیت داستان به همین شیطان بودن کارله.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۲)
مکالمه من با مغزم بعد از خوندن پیام های راجب طرد شده: ـ تو اینارو می دونستی؟ + آره ـ پس چرا به من نگفته بودی؟! + آم... شاید چون منم همین الان فهمیدم که می دونستم. ـ منظورت چیه پس اون اتاق حافظه که اینقدر بهش مینازی به چه دردی می خوره؟! + کدوم؟ ـ همون که هر صد سال یه بار یه نگاه بهش میندازی! + آهان اون؟ اون که واسه قشنگیه عزیزم☺️
جواب:
مغز تا زمانی که به زور ازش کار نکشی کمکی بهت نمی کنه. الان که با همدیگه حرف زدیم منم خودم تازه یه چیزایی رو به یاد آوردم که سپرده بودم به انتهای انتهای مغزم.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۳)
خدایی منم موافقم بابا یکم عشق و علاقه اینا بیشتر شبیه خواهر و برادر بودن تا معشوقه🌚
جواب:
خواهر برادر؟ 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۴)
ولی من یکی واقعا خستهم از اینکه سناریو هایی رو برای کاراکتر های موردعلاقهم(مثل سینتیا و کارل) تصور کنم که میدونم غیرممکنه.
جواب:
پایانش اونقدرا هم بد نیست. شما دارید منو دست کم می گیریداااا
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۵)
ندا خیلیم کار خوبی میکنی که واسه رمانت محدوده گذشتی و هرچیزی نمینویسی همینقدر که تا الان مینوشتی عالی بود همینجوری ادامه بده لازم نیست که تا تهش بگی داره اون وسط چه کوفتی اتفاق میفته که 🤌😂
جواب:
تصور کردنش رو به خودتون می سپرم دیگه 😂 بالاخره یه نفر درکم کرد.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۶)
ندا لوگان اصلا هم خوشگل نبودددد تنها زیباییش چشمای سبزش بود که همش روش پافشاری میکردی و تو هر جمله باید میگفتی چشماش خوشگله قبول کن 😂
جواب:
چشماش انصافا خوشگل بود. بعدا دخترش چشماش رو ازش به ارث می بره. اسم دخترش رو هم انتخاب کرده بودم. وای اسم دختر لوگان چی بود؟ خیلی اسم سختی داشت.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۷)
ندا الان جدیای؟😊😊😊😊😊😊 واقعا به خاطر اون صحنه که حتی بوسه هم نبود فیل شدی؟🥰🥰🥰🥰🥰 کی.. کی انقدر اسکله که به خاطر همچین چیزی کل رمان اسلامیتو نادیده بگیره و.. از همینجا اگر کسی که فیل کرد پیام منو بخونه دوست دارم بهش بگم: ببین عزیزممممممم میدونم فکر کردی خیلی آدم مومنی هستی و.. ولی حقیقت اینه که احمقی. یه احمق.😍
جواب:
هیچ کس واقعا نمی دونه چرا فیلتر شد. تنها حدسم می تونه همین باشه. اما خب دیگه فکر کنم خدا نمی خواست اون رمان به جایی برسه 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۸)
ندا من اعتراض دارم اصلا خوشم نمیاد از صحنه هایی که اینا میگن دیگه حواست باشه 🦦
جواب:
نگفتم؟ معترض هم وجود داره دیگه. همیشه که نمیشه بی پروا هر چیزی رو نوشت باید با سانسور نوشت.😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۷۹)
ندا خواهش میکنمممپممچکمپنادعسصسطرحممکچچمکایثصسز تولوخداااااااااااااا یکم کاراکتر کارلو از این حالت شیطانی اه اه دربیاریییییی لطفاا آنقدر باهاش دشمنی نکننننن🥲🥲🥲
جواب:
دست من نیست همچین چیزی. کارل گوگولیه. حتی با این وجود که شیطانه پس نگران نباشید وجه ی گوگولی اش رو نگه می دارم.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۰)
منظورتون چیه که هی میگین چیزای عاشقانه تو رمان باشه در همون حدی که ندا همیشه مینوشت اوکی بود بیشترش زیاد جالب نیست واقعا حس خوبی نمیده D:
جواب:
این سومین دفعه است تو همین ساعت که دارن میگن سطح عاشقانه اش در همون حد بمونه.... دیگه من نمی دونم 😂 خودتون اول مشکل رو بین خودتون حل کنید بعد با من در میون بذارید.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۱)
همچنان ندا: نههه جذابیت داستان به اینه که کارل یه شیطان استغفراللهی باشه و منِ نویسنده باهاش مشکل داشته باشمم😔✨️
جواب:
من نگفتم استغفراللهی 😂😂 وای نه! بابا من با کارل مشکل ندارم. نمی میره حتی. هیچی اش نمی شه از گل بهش کمتر نمی گم خوبه؟
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۲)
ببین ندا اون کارایی بود تو خانم شبگرد میکردن این اخرا😂 اونا رو هم اگه تو طرد شده بیاری اوکیه ولی بیشتر از این نشه وگرنه از کارل بدم میاد اینجوری. دوست دارید من از کارل بدم بیاد ایا؟ 🌝
جواب:
دوست داری همه کنجکاو بشن؟😂
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
.
ناشناس ۸۳)
وای ناشناس ۷۳ حق تا ابددد😭😭 والا خواهر برادرهم اینقدر اسلامی نیستن🤣 من ادیتای طرد شده رو میدیدم دلم ذوب میشد اینجوری قیلی ویلی میرفتپچنمگکلبقثرریصنمپچ این ادیت آخریه زیرخاکیه که از طرد شده فرستادی خاطراتمو زنده کرد و کارللللللللللل عرررررررررررررررررررررررر کارلکارلکارلکارلکارلکارل
جواب:
دلم برای ادیت ها تنگ شده هعی 😔 به زور پیداشون کردم. باز می گردم ببینم دارم ازشون یا نه.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۴)
نه ببینین ما نمیگیم ندا صحنههای 🔞بنویسه که😭😂! فقط میگیم یه نگاهیم به ما بندگان خدا بکنه که داریم واسه سینتیا و کارل رگ میزنیم🙏🏻
جواب:
حواسم هست خودم 😂 نمی تونم بوسه ی ساده بنویسم +۱۸ کجا بود؟ 😂 باشه نگران نباشید یه کاری اش می کنم.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۵)
الان دعوا میشه 😂 خواهرای گلم اون چیزای گل گلی که میخوایدو واقعا نمیشه اجرا کرد هم نوشتنش واسه ندا راحت نیست هم اینکه سی ثانیه بعد از پارت گذاری کانال دوباره فیلتر میشه و ایندفعه مطمئنم هممون سرش سکته میکیم 🌝
جواب:
قربونت برم من 😭 بابا بیخیال. این همه بقیه دارن ناجور فعالیت می کنن مگه فیلتر شدن؟ ولی من اگه ناجور فعالیت کنم سریع فیل میشم 🗿 اشکال نداره. با سانسور می نویسم فوق فوقش نسخه ی بدون سانسور رو ارسال می کنم پیوی. منظورم از سانسور، سانسور کردن کلماتی مثل بوسیدن و ایناست. بیشتر از این نره تو فکر تون ها!
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۶)
ناشناس ۸۲ مگه اخیرا توی خانم شبگرد چه خبره؟ آخه من شبگردو نمیخونم نمیدونم.
جواب:
هیچی نشده بابا دارن الکی جو میدن. 😂 دختره برای اینکه ببینه پسره چطور با یه تیر داخل سینه اش زنده مونده می زنه پیرهنشو پاره می کنه بعد می بینه جلیقه ضد گلوگه تنشه. پسره اینجا بهش تشر می زنه که چرا همچین کاری کردی. همین بخدا 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۷)
کشور توی جنگه وضعیت بحرانیه گهگاهی صدای انفجار و جن.گنده میاد همه ترسیدن همه نگرانن همچنان چیزی که در چنل ندا ساعت ۸ صبح می گذره: آره سیسی داشتم می گفتم واقعا لوکاس و کارل از همه سر ترن اون ویلیام گنده دماغ هم بره با همون سامانتای روانی والا. اون لوگان هم حالا یه جای دلمون میذاریم گناه داره💅🏻
جواب:
مرسی خیلی حق بود این پیام 😂😂😂 بابا خسته شدم دیگه همه اش گریه و ناامیدی. کاری از دستم بر نمیاد الان. فقط می تونم توی تظاهرات شرکت کنم و توی تجمعات و مساجد حضور داشته باشم. اگه زمان اضافی گیرم بیاد یا رمان می خونم یا می نویسم دیگه 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۸)
نه چوسان قدیم نبود همین زمان حال بود وای گوگل هم که قطعه نمی تونم اسمش رو پیدا کنممممممم الان روانی میشم! ولی جدی اگر یه بنده خدایی لطف کرد اسمش رو گفت به نظرم حتما ببین چون میگم دقیقا منو یاد سناریوی رمان خودت میندازه!
جواب:
باشه باشهههه اشکال نداره حالا بعدا پیداش می کنیم. اذیت نکن خودتو. 😔
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۸۹)
راستش به نظرم رمان از اونجایی که سنتیا دزدیده میشه خیلی ضعیف شد، البته یکم بعدترش. حس کردم دیگه کشش نداره
جواب:
اون که واضح بود. ایده هام رو از دست داده بودم و چون از حالت افسردگی همیشگی ام در اومده بودم زیاد نمیومدم سمت نوشتن طرد شده دوباره. درگیر دانشگاه بودم. انشاالله این دفعه دیگه مشکلی داخلش پیدا نخواهید کرد. هه هه ... امیدوارم یعنی. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۰)
نه ندا من قضیه اونو نمیگم منظورم قضیه خالکوبی و ایناست 🤣
جواب:
اون تیکه هم خب می خواست از قضیه ی خالکوبی سر در بیاره که فهمید دیگه. چه شری هم به پا شد به خاطرش. شاهدی که اتفاقی نیفتاد 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۱)
حالا بعد این پیرهن پاره کردنه کلی اهم اهم اومد تو ذهنم🤣🤣 که ندا کاملا اسلامی از قضیه رد شد🤣
جواب:
حالا هی بگید اسلامی اسلامی. بخدا که همین خوبه. 😂 برید ذهن هاتون رو درست کنید من می مونم با خدای خودم 😂😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۲)
وای وای واقعا دیگه رابطه شون داشت می رفت رو مخم خدایی دیگه زیادی فاصله رو حفظ می کردن واقعا شبیه خواهر برادر بودن😑😑
جواب:
قلبم شکست ... 😔🦦
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۳)
ناشناس ۸۷ خدا خیرت بده کلی خندیدم🤣🤣🤣🤣 من اصلا حواسم از جنگ پرت شد تو چی ندا؟ (ندایی که گفته بود قرار بود بره بخوابه)
جواب:
ممنونم از اینکه من رو هم خطاب قرار دادی. 😔 من زیاد به جنگ فکر نمی کنم. یعنی فکر می کنما ولی می گذرم ازش. اگه بتونم بجنگم انجامش میدم ولی در حال حاضر تنها کاری که می تونم بکنم پرت کردن حواس خودم و بقیه از قسمت های ناراحت کننده و وحشتناک جنگه. جنگ اعصاب خوردی و گریه داره اما من بیشتر وجهه ی خون خواهی و انتقامش رو دوست دارم. گریه هام رو بعدا می کنم ولی الان محکم ایستادم.
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
ناشناس ۹۴)
نه ببین الان که داریم با هم صحبت میکنیم خیلی به عوض شدن روحیه مون کمک میکنه مرسی واقعا (:
جواب:
خب خداروشکر که اینطوریه. به خودتون و ذهن هاتون هم استراحت بدید هر از گاهی. دنیای شهدا و اونایی که دارن می میرن رو از دنیای کنونی خودتون جدا نبینید. اونا هم زنده ان. درسته جسم شون در حال حاضر نیست اما واضحه که خیلی نزدیک هستن به ما. اینو درک کنید دیگه تمومه.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۵)
ندا این دفعه حتما رمان رو یه جای دیگه سیو کنیاااا به این ایتا اطمینانی نیست😑😑
جواب:
احمقم اگه یه اشتباه رو دوبار انجام بدم. 🤌
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۶)
دوستان عزیزم خسته نباشید چیزی نمونده تا ناشناس به صد برسه ادامه بدید ما میتوانیم
جواب:
من حرفی ندارم دلم برای انگشتام که سه ساعته دارن تایپ می کنن می سوزه ☺️😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۷)
نه دیگه اینجوری هم نگین به نظر من رابطه شخصیت ها خوب بود سنتیا و کارل هم خیلی معقول و گوگولی بودن من که دوست داشتم! ولی خب جا داشت بیشتر ازشون بگی🌚
جواب:
چشم بیشتر میگم حالا شما صبر کنید. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۸)
من هر از گاهی نتم قطع میشه یهو میام می بینم ۲۰ تا ناشناس جدید اومده🤣
جواب:
بچه های کانال رو نشناختید هنوز اینا خیلی سمجن. 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۹۹)
دارم وسوسه میشم برم خانم شبگرد رو ادامهش رو بخونم🌚🌚 ( به خاطر امتحانات ترم اول ازش فاصله گرفتم کلا هم اینجوریم اگر یه مدت کوتاه رمانی رو نخونم دیگه خدا می دونه کی دوباره میرم ادامه اش میدم)
جواب:
از پارت چند به بعد نخوندی خواهر؟ چون تقریبا تا پارت ۲۱۰ توی کانال برداشته شده. از پارت ۲۱۰ اینا هست تا تقریبا ۲۵۰ یا ۲۶۰ احتمالا. دقیق یادم نمیاد گیر ندید 😂
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۱۰۰)
واو راست میگیدا چقدر پیام 😂
جواب:
ناشناس ۱۰۰ هم قسمت شما شد. به خوبی و خوشی از ساعت ۶ صبح تا ۹ و بیست دقیقه من نشستم پای این گوشی ناشناس جواب میدم 😂 ولی خوش گذشت پشیمون نیستم.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۱۰۱)
میگم یادمه می خواستی طرد جلد طرد شده دستای سنتیا باشه که یه کتاب که در واقع خود کتاب هست رو نگه داشته(دیگه نمی دونم چجوری توضیحش بدم☺️)
جواب:
کلا نظرات من درباره ی طرح جلد خیلی متفاوته. آره اگه می تونستم همین کارو می کردم دیگه نمی دونم این جلده به اندازه ی کافی قشنگ می شد یا نه.
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۱۰۲)
ندا الان که داری طرد شده رو با یه زاویه دید جدید بازنویسی میکنی خیلی باحال تر شدههه✨️💕
جواب:
خداروشکر که اینطوری فکر می کنی خیلی خوشحال شدم 😔🫀✨
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
ناشناس ۱۰۳)
اسم سریالش عاشق و دلباخته هست! آخیش.
جواب:
دمت گرم سیسی. حتما اگه فرصت کنم می بینمش. ممنونم که زحمت کشیدی پیداش کردی.
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
یاقوت کبود.pdf
حجم:
2.3M
📌#رمان #مجموعه_سنگ_های_قیمتی
#جلد_دوم #یاقوت_کبود
یکی از مجموعه های مورد علاقه ی منه. اگه ژانر علمی تخیلی ( سفر در زمان) دوست دارید و سنتون حدودا بالای ۱۶ یا ۱۷ سال هست این رمان قطعا می تونه جذاب به نظر برسه.
📚ژانر: #عاشقانه #علمی_تخیلی
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
جلد اولش اینجاست:
https://eitaa.com/yaptus/46229
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏
زمرد سبز.pdf
حجم:
2.8M
📌#رمان #مجموعه_سنگ_های_قیمتی
#جلد_سوم #زمرد_سبز
یکی از مجموعه های مورد علاقه ی منه. اگه ژانر علمی تخیلی ( سفر در زمان) دوست دارید و سنتون حدودا بالای ۱۶ یا ۱۷ سال هست این رمان قطعا می تونه جذاب به نظر برسه.
📚ژانر: #عاشقانه #علمی_تخیلی
━━━━━━༻❁༺━━━━━━
جلد اولش اینجاست:
https://eitaa.com/yaptus/46229
جلد دومش اینجاست:
https://eitaa.com/yaptus/46292
زحـــــــلــ✿𝑺𝒂𝒕𝒖𝒓𝒏