eitaa logo
ٖؒ﷽‌ سمت خــــــ♡ـــــــدا ﷽
434 دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
10.2هزار ویدیو
66 فایل
❣️بسمــــ‌اللّٰــه امام حسین(علیه السلام) زمانی که بی یاور ماند، فریاد برآورد و گفت: " هَل مِن ناصر یَنصُرُنی؟ آیا کسی هست که مرا یاری کند💔 🕊ڪپـے‌باذڪر‌صلوات‌براے‌سلامتـے‌مـهـدے؏ـݼ🕊
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🥀یا بقیة الله... و كأن وُجودك وسيلة لحُبّ الحَياة🌿 و انگار که بودنَت،⛅️ دست آویزی‌ست برای دل بَستن به این زندگی♥️🌿🌷🍃
سلام وعرض وادب خدمت شما عزیزان سلامتی و تعجیل در امر فرج مولا و سرورمان حضرت صاحب الزمان ❤️❤️ لطفا یاریگر مجموعه ی ما باشید ایتام چشم به یاری خدا و دستان بخشنده ی شما عزیزان هستند🙏 جهت تهیه مایحتاج نوروزی و بسته های حمایتی و علی الخصوص👔👗👕👚 پوشاک و 👟👞کفش ایتام مرکز نیکوکاری مهرگان نیازمند یاری تان هستیم .جسارتا هر مبلغی که درحدتوانتان هست دراین کار خیر سهیم باشید شماره کارت مرکز نیکوکاری مهرگان 6037997950302746 کد ثبت مرکز 112526 لینک کانال مرکز 👇 https://t.me/nikokaryma خواهش میکنم عضو کانال بشید و از فعالیت‌های ما و بچه ها دیدن فرمایید🙏 محبت کنید زحمت واریز کشیدید فیش را لطفا به خانم امیدواری 09051501628 ارسال بفرمایید ممنون از محبت شما 🙏🙏🙏
🍃یازهرا سلام الله علیها🍃 یا شهیده 🥀 ⭕️ زنان در حکومت امام زمان✨⛅️ |▫️حضور پنجاه زن در بین یاران حضرت مهدی : 💕 •اولین گروه از زنانی که به محضر امام زمان می شتابند، آنهایند که در آن زمان می زیستند و همانند دیگر یاران امام، به هنگام ظهور در مکه به خدمت امام میرسند. امام باقر فرموده اند: به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر می آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند... [📚بحارالانوار ج۵۲ ص۲۲۳‌] |▫️زنان آسمانی:🤍 گروه دوم چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت امام عصر در آسمان ذخیره کرده است. پیامبر اکرم فرموده اند: عیسی بن مریم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترین و شایسته ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد. [📚معجم الامام المهدی ج۱ ص۵۳۴] |▫️ رجعت زنان: 🕊 گروه سوم زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور، آن ها را زنده میکند که دو دسته اند: ۱ـ برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده. ۲ـ برخی فقط از آمدنشان سخن به میان آمده. امام صادق فرمودند: همراه قائم سیزده زن خواهند بود. (آنان) به مداوای مجروحان پرداخته سرپرستی بیماران را بر عهده می گیرند. ⭕️بانوان گرامی،🌿 اگر می خواهید در زمره یاران حضرت باشید و فرد مفیدی در حکومتش باشید، بیایید از هم اکنون با ایشان پیمان ببندید. رابطه خود را با او محکم کنید و خود را با برنامه ها و خواسته های ایشان تطبیق دهید.🌱 🍃اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر ⛅️ 🍃یاعلی علیه السلام🍃 یاشهید🌷
🍃🥀.......🌱 الَلهُم‌َّعَجِل‌لِوَلیِک‌َالفَرَج‌..⛅️ واَقِمنا‌بِخِدمَتهِ........🌿 .......🌷🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✳️ منتظران‌ ظهور 💠داستان"نمک خوردن ونمکدان شکستن"💠 💖 بسیار زیبا، حتما بخوانیدو نشر دهید و چنانچه اشکتون جاری شد التماس دعای فرج دارم... 📜حسن بن محمّد بن قاسم گويد: 🌹در يکى از محلات اطراف کوفه که (حماليه) نام داشت با شخصى به نام عمّار درباره امام زمان (عليه السلام) گفت وگو مى کردم. 🌸او گفت: روز قافله ى از قبيله طيّ به کوفه آمد، آنها از ما خريد نمودند. من به يکى از کارگرانم گفتم: برو ترازو را از خانه آن علوى بياور! 🌼رييس قافله که مردى تنومند بود گفت: آيا اين جا علوى نيز هست؟ 🌹گفتم: چه مى گويى؟ بيشتر اهل کوفه سادات علوى هستند! 🌸او گفت: علوى واقعى همانى بود که ما در بيابان مجاور آن شهر ديديم. 🌼گفتم: ماجرا چيست؟ 🌹گفت: ما در حدود 300 نفر يا کمتر اسب سوار 🏇 بوديم که از جايى گريختيم. سه روز در بيابان تشنه وگرسنه بدون هيچ آذوقه ى سرگردان بوديم تا اين که عدّه ى گفتند: بهتر است قرعه کشى کرده ويکى از اسب ها را بکُشيم. 🌸همه اين پيشنهاد را پذيرفتيم. وقتى قرعه کشيده شد به نام اسب من افتاد. من قبول نکردم وگفتم: که شما تقلّب نموده ايد. 🌼دوباره قرعه کشى نمودند وباز به نام اسب من افتاد، باز من آن ها را متّهم به تقلّب نمودم. اما در مرتبه سوم که در عين ناباورى مجدداً قرعه به نام اسب من افتاد مجبور شدم که قبول کنم. 🌹بسيار ناراحت بودم، زيرا اسبم حداقل هزار دينار ارزش داشت، وآن را از پسرم بيشتر دوست داشتم. 🌸گفتم: اجازه بدهيد کمى در اطراف با اسبم سوارى کنم، زيرا تاکنون دشتى چنين هموار نديده ام. 🌼گفتند: اشکالى ندارد، سوار اسبم شدم، حدود يک فرسخ تاختم به تلّى رسيدم که کنيزى در دامنه آن مشغول جمع آورى هيزم بود. از او پرسيدم که کيستى؟ واز کدام خانه ى؟ 🌹او گفت: من کنيز سيّدى هستم که در اين واداى سکونت دارد. 🌸بعد بلا فاصله از آنجا دور شد. من عباى خود را به علامت بشارت وشادمانى بر سر نيزه کردم. آنگاه به طرف يارانم تاختم وبه آن ها گفتم: مژده بدهيد! گروهى از مردم در نزديکى ما زندگى مى کنند. 🌼همگى به طرف آن تلّ حرکت کرديم، وقتى به آن جا رسيديم خيمه ى را ديديم که در وسط آن واداى برپا شده بود، مردى که از همه زيباتر به نظر مى رسيد با چهره ى باز در حالى که گيسوانش آويخته بود ولبخندى بر لب داشت در کنار خيمه ايستاده بود. 🌹وقتى به او نزديک شديم، به ما خوش آمد گفت. 🌸من گفتم: اى آبروى عرب! ما تشنه ايم. او کنيز خود را فرا خواند وگفت: هرچه آب دارى بياور! 🌼آن کنيز دو ظرف پر از آب آورد. آن مرد يکى از آن ها را گرفت کمى نوشيد ودست خود را به آب زد وآن را به ما داد. همه 300 نفر ما يک به يک از همان يک ظرف نوشيديم وسيراب شديم. وقتى ظرف را باز گرداندند، ديديم که هنوز کاملا پر است. 🌹وقتى سيراب شديم گفتيم: اى آبروى عرب! ما گرسنه ايم. 🌸او خود وارد خيمه شد وسبدى را که مملو از غذا بود بيرون آورد، وآن را در مقابل ما نهاد ودست خود را به آن زد وفرمود: ده نفر ده نفر جلو بياييد. 🌼ده نفر ده نفر مشغول خوردن غذا شديم وهمه کاملا سير شديم، سوگند به خدا! هنوز سبد کاملا پر مانده بود. 🌹آنگاه رو به او نموديم وگفتيم: اگر اجازه مى فرماييد مى خواهيم به راهى که قصد آن را داريم برويم. 🌸او با دست خود به شاهراهى اشاره کرد وفرمود: منظورتان اين راه است؟ 🌼ما تعجب کرديم، زيرا اصلا هدف مشخصى نداشتيم وراه را نمى شناختيم وفقط براى اين که او نفهمد که ما فرارى هستيم چنين گفتيم. اما او راه نجات را به ما نشان داد. 🌹از او خداحافظى نموديم، وقتى کمى دور شديم. يکى از افراد گفت: شما از خانه وخانواده دور شده ايد که چيزى به دست بياوريد حالا که به همه چيز رسيده بوديد چرا آن را تصرف نکرديد؟ 🌸منظور او آن بود که بازگرديم وآن مرد را غارت کنيم، گروهى موافق وگروهى مخالف بوديم، در نهايت تصميم گرفتيم که او را غارت کنيم. 🌼بازگشتيم، وقتى ما را ديد که بازگشته ايم شمشير⚔ خود را حمايل نموده، نيزه اش را به دست گرفت، بر اسب خاکسترى سوار شد ودر گوشه ى ايستاد 🌹وفرمود: چه خيال بدى در سر داريد؟ بدانيد که زشتى آن به خود شما بازخواهد گشت. 🌸گفتيم: درست حدس زده ى، وهرچه دلمان مى خواست به او گفتيم. 🌼آنگاه چنان خشمگين شد که از خشم او همه به وحشت افتاديم، سپس خطى بين ما وخود کشيد وفرمود: به جدّم رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) قسم! هر که از اين خط بگذرد گردن او را خواهم زد. 🌹از صداى او چنان ترسيديم که همه پا به فرار گذاشتيم. به خدا قسم! که علوى واقعى او بود، نه اينان که اينجا هستند. 📚بحار الانوار، ج 52، ص 75 ـ 77 ❣مهدی(عج) جان... آقاجان، دعایم کن که نمک خورده ام از خیمه ی اهل بیت(ع) نمکدان نشکنم...😭 اللهم عجل لولیک الفرج بحق صاحب الزمان عج