چهل روز گذشته و هنوز جای خالیشان از خودِ داغ سنگینتر است شهر نفس میکشد اما بیصدا گریه میکند چهل روز گذشته و ما باقلبهایی که ترک برداشته هنوز ایستادهایم کنار نامهایی که هرگز خاموش نمیشوند .
چرا هوا یهو شیفت کرد رو بهار ؟ سردش کن بابا، باد و بوران و برف و بارون بفرست ، من هنوز دلم برای لباسای تابستونی تنگ نشده .