eitaa logo
{ظـــهور نـَـزدیـک اســت🕊} َ
163 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
2.3هزار ویدیو
37 فایل
{بِـــســـمِ رَبِّــــــ عَـــــلی♥️} اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ اجْعَلْنا مِنْ خَیْرِ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدینَ بَيْنَ یَدَیْهِ <کپـــی حـــلال بـــه شـــرطـ صــلواتـــ🌙💖>
مشاهده در ایتا
دانلود
13.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باسلام و عرض ادب واحترام. از محضر دوستان و محبین اهل‌بیت علیهم السلام تقاضای عاجزانه و ملتمسانه میشود که چند مرتبه این کلیپ را ببینید و برای هرکس که میشناسید از قوم و خویش و دوست آشنا گرفته تا افرادی که به هر جهتی نام اونها را در دفترچه تلفنتان دارید ارسال کنید و همین متن را هم کپی کرده و بفرستید. ان شاء الله امید است فردای ظهور شرمنده امام زمان علیه السلام نشویم.(چله عظیم قرن به نیت فرج)
کمک امام زمان (ع) به مرد عاشق… شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف نقل کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که شیخ محمد حسن سریره نام داشت. او در سلک اهل علم، مرد با صداقتی بود. بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می‌کرد. حتی قوت و غذای روزانه خود را نداشت و بیش تر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می‌رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برایی خود تهیه کند امّا آنچه به دست می‌آورد او را کفایت نمی‌کرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده‌اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن، به سبب فقر و تهی‌دستی شیخ، به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود. هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن ناامید شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه رود تا بلکه حضرت صاحب الامر (عجل اللّه فرجه) را از ناحیه‌ای که نمی‌داند ببیند و مراد خود از او بگیرد. شیخ باقر می‌گوید: شیخ محمد گفت: «من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می‌وزید و کمی هم باران می‌بارید و من هم در دکّه‌های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی‌توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه‌ام می‌آمد به داخل مسجد روم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت، سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می‌کردم که این ۳۹ شب به پایان رسید و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود. در همین زمان که در فکر بودم و کسی در مسجد نبود، آتشی روشن کردم تا قهوه‌ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم. زیرا عادت به آن داشتم و نمی‌توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود. ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد. هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک نمی‌توانم بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد. در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من را به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من متعجب شدم از این که او اسم مرا می‌داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می‌روم . از او سوال کردم از کدام قبیله هستی؟ فرمود: «از بعضی از آنها.» من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف. او در پاسخ جواب می داد: «نه !!» و من هر طایفه‌ای را ذکر می‌کردم او می‌فرمود: «از آنها نیستم.» این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم: «آری تو از طریطره هستی» و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد. او از سخن من تبسّم کرد و فرمود: «چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای؟» من به او گفتم: «برای چه سوال می کنی؟» فرمود: «ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی.» من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می‌گفت محبت من به او زیادتر می‌گشت. برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود: «تو بکش من نمی کشم.» در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم، او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود: «تو آن را بنوش.» من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می‌شد. به او گفتم:« ای برادر! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی.» آیا با من نمی‌آیی که نزد قبر مسلم(ع) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم؟» فرمود: «با تو می‌آیم اما جریان خودت را بگو.» من نیز جریان خود را به او گفتم: «من واقع را برای شما می‌گویم، من در نهایت فقر و نیازمندی هستم. از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می‌آید و معالجه آن را نمی‌دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده‌ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم. گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند که در حاجت‌های خود به صاحب الزمان(عج) متوسل شو و به همین خاطر چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این
خواسته ها و حوائج من می‌باشد.» آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: «اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می‌گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می‌ماند تا از دنیا بروی.» من هیچ توجه به این سخنان نداشتم و به او گفتم: «به کنار قبر مسلم نمی‌روی؟» فرمود: «برخیز»، برخاستم و متوجه جلوی خود بودم. هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود: «آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی؟» گفتم: «چرا می‌خوانم»، سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیره الاحرام گفم و مشغول قرائت سوره فاتحه شدم. من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می‌خواندم. او نیز فاتحه را قرائت می‌نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم. در آن هنگام با خود گفتم: «شاید این شخص صاحب الزمان (ع) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن می‌کرد.» هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود. ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی‌دیدم اما او همچنان نماز می‌خواند و من صدای او را می‌شنیدم. بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمی‌توانستم نماز را قطع کنم. پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می‌کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می‌نمودم. به او گفتم: «شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم»، در آن هنگام که با آن نور تکلم می‌گفتم دیدم آن نور به سمت حرم مسلم حرکت کرد و من نیز با او حرکت کردم. آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می‌کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد. هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود: «سینه ات خوب شد.» دیدم سینه‌ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی‌کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را آسان کرد و از جایی که گمان نمی‌کردم فراهم شد. اما فقر و تهی‌دستی‌ام همچنان باقی ماند همان‌طور که حضرت صاحب الزمان (صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین) خبر داده بود. منبع:امام مهدی، نظری منفرد، حکایت ۱۰
💠 السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رُکْنَ الْإِیمَانِ... 🍂چه سست خانه ای است ایمان بدون یاد امام حیّ و حاضر! 🌿سلام بر تو و بر بلندای حضور تو که جز بر آن عمارت، ایمان استوار نمی ایستد. 📚 صحیفه مهدیه،زیارت حضرت صاحب الامر در سرداب مقدس @yazahrayamahdi313
🌱بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم🌱 🌹أللهمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنا بِهِمْ وَ الْعَنْ أعْداءهُمْ أجْمَعِینَ🌹 @yazahrayamahdi313
جزء چهاردهم.mp3
3.89M
🌹 🌺ختمِ قرآنِ ماهِ شعبان رو تقدیم میکنیم به وجودِ نورا‌نیِ حضرتِ محمد (صلی‌الله)و مولودِ مبارک این ماهِ عزیز آقامون امام زمان عجل الله🌺 🌻أللهُمَّ صَلَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنا بِهِم🌻 @yazahrayamahdi313
8.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💜 💚 🔴 عاقبت جوانی که به بدبین بود و جشن های نیمه شعبان را مسخره می‌کرد. 🎙 پ.ن: امام که دلش نمیاد، بچه شیعه‌اش تو دردسر بیفته، غصه‌شو میخوره...💜 هر چند که ما اصلا غصه امام زمانمون رو نمی‌خوریم و برامون مهم نیست.....😔او که حی و حاضر است، ما غائبیم😏 ♥️ 🌹 🌺جهتِ سلامتی و تعجیل در ظهورِ مولامون آقا صاحب‌الزمان عجل‌الله صلوات أللهمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنا بِهِمْ🌺 @yazahrayamahdi313
💜 رسول خدا (صلی‌الله) فرمودند: چهار شب است که شب‏هایش همانند روزهایش و روزهایش همانند شب‏هایش است؛ [یعنى‏] خداوند در آنها، خواسته‏ ها را برمی آورد، افراد را آزاد می کند، و پاداش فراوان می دهد: شب قدر و روز آن، شب عرفه و روز آن، شب نیمه شعبان و روز آن، و شب جمعه و روز آن. (کنز العمّال: ‍۱‍۲/ ‍۳‍۲‍۲) 🌺أللهمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ فَرَجَنا بِهِمْ🌺 نشرِ پیام صدقه جاریه🌹 @yazahrayamahdi313
📿 برای این شب عزیز و مبارک که میلاد سلطان عصر و قلوب است، اعمالی است که این اعمال بر دو قسم است: 1. 🌹دعاها و زیارات🌹  2. نماز📿 اما قسم اول: 1⃣غسل 2⃣احیاء این شب به نماز و دعا واستغفار که فضیلت بسیار دارد 3⃣زیارت سالار شهیدان مولی الکونین ابا عبدالله الحسین علیه السلام که افضل اعمال این شب است. که اقل زیارت این است که بر بامی برآید و به طرف راست و چپ نگاه کند پس سر به آسمان بلند کند و به این کلمات آن امام همام را زیارت کند: 🌺«السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته».🌺 نقل دیگری در زیارت حضرت سید الشهداء علیه السلام  استاد بزرگوار حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته می فرمودند: هر کس با این کلمات در هر زمان و مکان حضرت اباعبد الله الحسین علیه‌السلام را مورد خطاب قرار دهد برایش ثواب زیارت کامل امام حسین علیه‌السلام نوشته شود که همانند زیارت خدا می توان در عرش کبریایی است و آن کلمات این است: 3مرتبه بگویید «السلام علیک یا اباعبدالله و علی المستشهدین بین یدیک و رحمة الله و برکاته». و البته برای امام حسین علیه‌السلام در این شب زیارت مخصوص دیگری نقل شده که در باب زیارات امام حسین علیه السلام حاج شیخ عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان بدان اشاره فرموده است. 4⃣خواندن دعای کمیل. 5⃣خواندن این دعا که بمنزله زیارت امام زمان علیه السلام است. «اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها. .. ». 6⃣دعایی که امام صادق علیه السلام فرموده اند: «اللهم انت الحی القدیم. ..». 7⃣دعایی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «اللهم انت الحی القیوم. ..» 8⃣خواندن این دعا: الهی تعرض لک فی هذا اللیل. ..». 9⃣خواندن صلوات که هر روز بعد از زوال (بعد از نماز ظهر) می خوانند: « اللهم صل علی محمد و آل محمد شجرة النبوة. ..». 0⃣1⃣هر یک از «سبحان الله و الحمد لله و الله اکبر و لا اله الا الله» را 100 مرتبه بگوید.(هر کدوم به صورت جدا) و اما نمازها📿 1⃣پس از نماز عشاء، 2 رکعت نماز بخواند در رکعت اول حمد و سوره قل یا ایها الکافرون و در رکعت دوم سوره مبارکه حمد و سوره قل هو الله احد و نماز را تمام کند، بعد از سلام، سبحان الله 33 مرتبه، و الحمد لله 33 مرتبه و الله اکبر 34 مرتبه. سپس این دعا را بخواند: «یا من الله ماجأ العباد …». 2⃣خواندن نماز جناب جعفر طیار که کیفیت آن چنین است: 4 رکعت است، همانند نماز صبح در نماز اول بعد از سوره مبارکه حمد، سوره اذا زلزلت الارض زلزالها و در رکعت دوم بعد از حمد سوره والعادیات. و در نماز دوم رکعت اول بعد از سوره حمد اذا جاء نصر الله والفتح و در رکعت دوم بعد از حمد، سوره قد هو الله احد. در این 4 رکعت در حالت قیام بعد از تمام شدن حمد و سوره، ذکر سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا و الله اکبر را 15 مرتبه می گوید و در رکوع 10 مرتبه و پس از رکوع در حالت ایستاده 10 مرتبه و در سجده اول 10 مرتبه و بعد از اینکه سر برداشت و نشست 10 مرتبه و در سجده دوم، 10 مرتبه و پس از آن که از سجده دوم سر برداشت باز 10 مرتبه که مجموع این تسبیحات 300 مرتبه می شود. 3⃣خواندن 4 رکعت نماز: در هر رکعت حمد یک مرتبه و پس از حمد قل هو الله احد 100 مرتبه می خواند و بعد از اینکه نماز تمام شد این دعا را می خواند: «اللهم انی الیک فقیر. ..». 4⃣خواندن 100 رکعت نماز (50 تا 2 رکعتی) در هر رکعت یک مرتبه حمد و 10 مرتبه سوره قل هو الله احد. 5⃣6 رکعت نماز در هر رکعت بعد از سوره حمد، سوره یاسین، ملک و سوره توحید. ❌متن کامل ادعیه رو در مفاتیح یا اینترنت جستجو کنید❌ نشرِ پیام صدقه جاریه🌹 @yazahrayamahdi313
7.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 ※ برای مادر و یا پدری که؛ کودکش را گم کرده، چقدر عزیز است دستی که تکه جانش را بدو باز می‌گرداند... و این روایتی است از ماجرای زندگی " اولئک مخلَصونَ حقّا " ... مخلصون چه کسانی هستند؟ ※ ویژه نشرِ کلیپ صدقه جاریه🌹 @yazahrayamahdi313