eitaa logo
🌴 #یازینب...
2.4هزار دنبال‌کننده
18.7هزار عکس
8.3هزار ویدیو
27 فایل
@Yazinb69armaghan ما سینه زدیم،بی‌صدا باریدند از هر چه که دم زدیم،آنها دیدند مامدعیان صف اول بودیم ازآخر مجلس شهدارا چیدند این زمان زنده نگه داشتن یادشهداکمتر ازشهادت نیست #یازینب‌.. جهت تبادل🌹👇🌹 @ahmadmakiyan14 تبادل بالای ۲k🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
🌴 #یازینب...
حالا ببرمت کوفه...😭 یه بدن بخوان بشناسن یا از سر میشناسن یا از پیراهن میشناسن .. وقتی بدن مسلمُ از
طوعه اومد بدن از پیراهن شناخت .. آخ بمیرم برات حسین جان 😭 (هی دارم با خودم کلنجار میرم گریز روضه م بگم یا نه .. الحمدلله مسلم پیراهن داشت به بدن .. پیراهن از تنش در نیاوردن .. 😭 آخ کربلا😭
یه پا کربلا هستیم به پا کوفه 😭
🌴 #یازینب...
طوعه اومد بدن از پیراهن شناخت .. آخ بمیرم برات حسین جان 😭 (هی دارم با خودم کلنجار میرم گریز روضه م
کاشکی فقط پیراهن در میاوردن😭 ، نانجیب اومد تو گودال دید هرکی یه چیزی برده دستش خالی مونده.. یه نگاه کرد به انگشتر حضرت ..😭 برادر جان سلیمان زمانی ..😭 ای حسین .😭
🌴 #یازینب...
کاشکی فقط پیراهن در میاوردن😭 ، نانجیب اومد تو گودال دید هرکی یه چیزی برده دستش خالی مونده.. یه نگ
بچه‌ها... وقتی خبر شهادت مسلمُ دادن ، حضرت دختر جناب مسلمُ بغل کرد ، مَحرم بود ، همسر مسلم بن عقیل خواهر ابی عبدالله ست (باریک الله که از من جلوتر بعضیا رفتن ..😭 اونایی که دختر دارن میدونن ، اگه یه دختر دیگه رو جلو دخترات بغل کنی دخترا حساس میشن .. وقتی دختر مسلمُ نوازش میکرد رقیه هی نگاه میکرد .. چیشده؟ لذا لحظۀ آخر .. نشست تو بغل باباش ، بابا یادته دختر مسلمُ بغل کردی؟.. 😭 میخوای منو به کی بسپاری بابا ؟...😭 کی بعد از تو منو بغل میکنه؟!.. بغلش نکردن😭 یا رقیه...😭 حسین..😭 بچه ها خیلی حواستون به دختر های شهدا...باشه 😭
🌴 #یازینب...
بچه‌ها... وقتی خبر شهادت مسلمُ دادن ، حضرت دختر جناب مسلمُ بغل کرد ، مَحرم بود ، همسر مسلم بن عقیل خ
یه جمله به جای اینکه بغلش کنن😭 ریختن رو سرش فَاجْتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرابِ حَتّى‏ جَرُّوها عَنْهُ .. بازم بگو حسین …😭 امشب فقط باید بگیم حسین..😭 شب آخر داری چیکار می‌کنی 😭
🌴 #یازینب...
یه جمله به جای اینکه بغلش کنن😭 ریختن رو سرش فَاجْتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرابِ حَتّى‏ جَرُّوها عَ
برای غربت مسلم همین بس یه زن تنها پناهِ من شد اینجا دیگه آب از سر مسلم گذشته خداحافظ عزیز قلب زهرا ..😭 چی میاد اینجا به سرت پیش چشای مادرت غارت میشه پیراهنت اسیری میره دخترت....😭 حسین...😭 رقیه رو نیار😭
🌴 #یازینب...
برای غربت مسلم همین بس یه زن تنها پناهِ من شد اینجا دیگه آب از سر مسلم گذشته خداحافظ عزیز قلب زهرا .
اگه میای دیگه رقیه رو نیار ..😭 اینا دستاشون سنگین حسین ..😭 اگه میای دیگه شیرخواره رو نیار .. 😭 حرمله سه شعبه هارو آماده کرده حسین ..😭 وای این روزها بازار آهنگرا شلوغه...😭
🌴 #یازینب...
اگه میای دیگه رقیه رو نیار ..😭 اینا دستاشون سنگین حسین ..😭 اگه میای دیگه شیرخواره رو نیار .. 😭 حر
میا کوفه که زینب خار گردد اسیر کوچه و بازار گردد میا کوفه که اکبر نوجوان ست علی اصغرت شیرین زبان ست صدام میارزه زانوهام میلرزه چشام از غصه‌ی چشم تو دریاست میاد روزی که بین چندتا نامرد سر پیراهن و عمامه دعواست .. جسم تو زیر دست و پا کنج تنور میره سرت با دست بسته عاقبت تنها میمونه خواهرت...😭 😭😭
چرا شب آخر ماه رمضان..متن روضه ها تمام نمیشه 😭 چند خط دیگه می‌فرستم حلالم کنید😭
🌴 #یازینب...
میا کوفه که زینب خار گردد اسیر کوچه و بازار گردد میا کوفه که اکبر نوجوان ست علی اصغرت شیرین زبان ست
از زبون خانم رقیه...بگم😭 هی رقیه میگه بابا کی میرسیم مهمونی …😭 بابا اینهمه نامه نوشتن ، گفتن باغ هامون پر از میوه ست ، نهرهامون پر از آب...😭 بابا چرا هرکسی مارو میبینه از ما فاصله میگیره ؟!😭 حسین ..😭
🌴 #یازینب...
از زبون خانم رقیه...بگم😭 هی رقیه میگه بابا کی میرسیم مهمونی …😭 بابا اینهمه نامه نوشتن ، گفتن باغ
حضرت مسلم...میگه 😭 گفت حسین...😭 حاضرم غربت ببینم بیشتر ، اما تو نه دربه در باشم در این کوه و کمر ، اما تو نه حاضرم وقتی سرم خورجین به خورجین می‌رود در تنور خانه باشم تا سحر ، اما تو نه حاضرم وقتی که در بازار کوفه غلغله است داغ ناموسی ببینم بر جگر، اما تو نه حاضرم صد اسب از روی تن من رد شوند پیکرم در خاک باشد بی سپر ، اما تو نه...😭 حسین..😭
🌴 #یازینب...
حضرت مسلم...میگه 😭 گفت حسین...😭 حاضرم غربت ببینم بیشتر ، اما تو نه دربه در باشم در این کوه و کمر
آوردنش بالا دارالعماره .. همه صورتش خون آلوده .. لب و دندان پر خون .. اما تو آب خواستی آوردن برات ، قسمت نشد بنوشی .. نه دخترات دیدن ، نه پسرات دیدن .. دلا بسوزه برای اون آقایی که تو گودال .. 😭 وقتی ذوالجناح اومد دم خیمه .. هشتاد و چهار زن و بچه از خیمه بیرون ریختن ..😭 زیارت ناحیه‌ی مقدسه میگه این زن و بچه پشت ذوالجناح راه افتادن .. درست لحظه ای رسیدن که شمر روی سینه نشسته...😭 وای حسینم ...😭