هدایت شده از کانال حسین دارابی
نامه مریلا زارعی به رهبر شهید انقلاب، کودکان میناب و جانبرکفان این روزهای ایران
آقای شهیدم سلام
آقاجان، رفتنت را باور نمیکنم
۷ روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم میفشارم بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده... اما تلاش بیهوده ایست.
تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.
تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...
چه کسی تصور میکرد که بعد از آن شبهای تلخ دیماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت در میان هلهلههای شادی فریب خوردگان رسانههای دشمن اینگونه حماسه آفرین شود؟
و هر چه میگذرد من غمگینتر میشوم؛ غمگینتر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.
کاش شاعر بودم و در رثای این هجر میسرودم.
کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگها را بر بوم نقاشیام بیرحمانه فرود میآوردم.
کاش مینواختم، بلکه میشد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین میشد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی میکند.
آقاجان هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ ۱۶۸ دانش آموز و معلم مینابی امانم را برید. داغ پشت داغ و تا همین لحظه بی امان بر این جنایات علاوه میشود.
اما ملت غیور سرزمینم همه این داغها را به حماسه بدل کردند؛
از امدادگران جان برکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانهای جرات پاره پاره کردن پرچم سه رنگ مقدسمان را به خود ندهد...
آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.
من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
http://eitaa.com/joinchat/443940864Cf192df24f0
- یِه حَبِّه نُور🇮🇷 -
نامه مریلا زارعی به رهبر شهید انقلاب، کودکان میناب و جانبرکفان این روزهای ایران آقای شهیدم سلام
از بعضی سلبریتی ها شرف میباره
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزا بیشتر از قبل حواسمون هست به کسایی که اگه نبودن ما اینطور امنیت نداشتیم و شاید نمیتونستیم به این صورت با خیال راحت شعار بدیم و پشت انقلاب بایستیم!🪖❤️🩹
پ.ن: امشب شاهد یه حرکت قشنگ از نیرویهای امنیتی و سپاهی بودیم با این شعار که: «مردم انقلابی تشکر تشکر»!
دم غیرتتون گرم که حتی در حین کارتون، تشکرای مردم رو بی جواب نمیذارین، اینو میذاریم پای اینکه شما فداییان سیدعلی جز مرام و معرفت تو کارتون نیست ✌️🏻:)
رفتهای و بعد تو این کار هر روز من است؛
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست..
هدایت شده از قهوه تلخ
"چه بگویم؟"
به قول حاج محمود "چه بگویم؟ نگفته هم پیداست..."
من حرف از کدام درد به پیش کشم؟
درد بی درمان یتیمی؟
آرزو های مدفون در دل؟
هلهله دشمنان؟
بگویم هنوز هم صبح ها قبل از چشم باز کردن، آرزو میکنم فاصلهی این یک هفته خواب باشد؟بگویم که تمنا میکنم آن سحر تلخ، آن خبر سنگین، آن داغ بر دل دروغ باشد؟
ولی من هم هر چه با حاج محمود التماس میکنم"یا برگرد، کین ماندن شد جان کندن..."، بیشتر محکوم به دلتنگی میشوم!
من التماس میکنم برگردید، چون دختربچه های بسیاری هنوز از شما نپرسیدهاند"کلاهتو مامانت خریده؟"، چون پسران جوان زیادی در حسرت طلب عبای شمایند، چون ما عادت کردیم به "آمریکا، هیچ غلطی نمیتواند بکند" های شما، چون رفتنان فرزندان شهید را دوباره یتیم میکند...
چون ما دلبسته شماییم که به قول آقای مولایی تقصیر خودتان است، همهاش تقصیر خودتان است!
تقصیر خودتان است که تک تک مردم را دوست داشتید!..
من چه بگویم آقا جان؟ که شما یک تنه روضهی تمام تاریخ شدید.
در آن سحر خونین و در روزهای تاریک بعدش من نفهمیدم کجای تاریخ ایستادم؛
نفهمیدم در سحر یازدهم اسفند، میان ایرانِ ویرانم نشستهام یا در گوشهای از مدینهای که ناغافل بر نورانی ترین خانهاش هجوم برده بودند.
نفهمیدم اینها مردم منند که حیران از در پناهگاه نبودن شما هستند، یا مردمی را میبینم که میگویند مگر علی نماز میخواند؟
نفهمیدم نایب ولی عصرمان را در خون خود غلتاندند یا ابن زیاد، مسلم ابن عقیل را گردن زد.
نفهمیدم علمدارِ حرمی به نام ایران را کشتند یا پرچمِ علمدار حسین را زمین زدند...
نفهمیدم خبر از نبودنِ امیدِ دخترکانِ ایرانم است یا خبرِ خاموش شدنِ رشادت های علیاکبر به خیمه ها رسیده.
نفهمیدم در ایران، میان هموطنانم هستم یا در عصر عاشورا مقابل هلهله یزیدیان...
نفهمیدم این فرزندانِ شهیدانِ وطنِ من هستند که فریاد میزنند دوباره یتیم شدیم یا سال ۶۱، فرزندانِ حسنند که در داغ عمو صورت میخراشند.
نفهمیدم این نوهی خردسال شماست که خار چشم عدو شده یا رقیهی سه ساله بود که دوری پدر را دوام نیاورد.
نفهمیدم مردم ایران برای خونخوار ها رجز میخوانند یا زینبها کاخ یزید را آوار میکنند...
نفهمیدم مادران چشم انتظار وطنم، پارههای تنشان را به قربانگاه میفرستند یا اموهب، سر بریدهی فرزندش را نمیپذیرد.
من نفهمیدم اینجا ایران است یا...
هنوز هم نفهمیدم چه گلی را از باغ ما چیدند؛ هنوز نفهمیدم بر بال چه عقابی زخم زدند؛ هنوز نفهمیدم چه کمری از ما شکستند...
۱۵ اسفند جان دادیم و چشم انتظار عید فطریم تا پوست کلفتیمان را اثبات کنیم.
گرچه داغ شما بر قلب ما سرد نخواهد شد، همانطور که پدرانمان هنوز از خمینی کبیر میگویند؛
ولی ما خوب میدانیم اگر سرو تنومندی زمین خورَد هنوز باغبان هست،
اگر عقابی افتاد، هنوز آسمان پابرجاست،
اگر پدر رفت، تفنگی پدری هست هنوز...!
چشم به آسمان رحمت خداوند میدوزیم.
به امید روزی که شما را سمت راست مهدی موعود ببینیم و حاج قاسم را سمت چپ و سرداران را همراهتان...
به امید روز ظهور و دیدار شما
که سید ما، نصرالله فرمود:«ما به شهدایمان نمیگوییم خداحافظ، میگوییم به امید دیدار»
به امید دیدار رهبرم، به امید دیدار...!
هدایت شده از حاج مهدی رسولی
حاج مهدی رسولیconverted_voice.mp3
زمان:
حجم:
1.2M
#نشر_گسترده
خدایا میخوای ما بازم بیشتر امتحان بشیم؟
ما سر سوزنی کوتاه نمیایم
خسته هم نمیشیم
امروز هم میدانها رو به طلب انتقام پر خواهیم کرد
«صحبت های مهم حاج مهدی رسولی»
[ @mahdirasuli_ir ]
حاج مهدی رسولی4_5864032506948362351.mp3
زمان:
حجم:
13.1M
- حسینی با یزیدی صلح یک ساعت نخواهد کرد، بزن که خوب میزنی :)
#مهدیرسولی
آسمان را نگاه کنید
این آسمانی که مینگرید، آسمانِ هفتمین
روز بعد از امام خامنهای است.
باورتان میشود؟..