2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارناوالم که راه میندازین اینطوری با حال و پایه باشین لطفا، با تشکر🕶🌱
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک ماه گذشت..
و هنوز یک دل سیر برایت اشک نریختهام💔(؛
هدایت شده از کانال محسن آریانیک
🔴 عملیات روانی دشمن را جدی بگیریم
📌این روزها فضای مجازی انباشته از اطلاعیهها و هشدارهایی است که مدعیاند سربازان آمریکایی در فلان شهر «هلیبرن» خواهند کرد.
گروهی میگویند: مازندران و شهرهای شمالی
گروهی میگویند: اصفهان و شهرهای مرکزی
گروهی میگویند: پایگاهها و شهرهای موشکی
گروهی میگویند: جزایر سهگانهٔ خلیج فارس
گروهی میگویند: مناطق سنینشین ساحلی
گروهی میگویند: از مناطق کردنشین غرب
گروهی میگویند: از پاکستان و نقاط شرقی
گروهی میگویند: هدف، تأسیسات هستهای بوشهر است
و گروهی میگویند: همه فریب است؛ هدف، تهران است.
به نظر شما، این همه «تحلیلگر مسائل نظامی» یکدفعه از کجا پیدا شدند؟
کسی که تا دیروز نمیدانست «هلیبرن» یعنی چه و عملیات یورش هوایی چگونه انجام میشود، امروز مدعی است نقطۀ دقیق حمله را پیش از نیروهای مسلح ما کشف کرده است.
📍عزیزان، آیا احتمال نمیدهید این پیامها کارِ دشمن باشد و چند هدف زیر را دنبال کند؟
۱. برخی پیامها فقط امنیت روانی جامعه را برهم میزند و مردم را نگران میکند؛ در نتیجه، تابآوری جامعه در جنگ کاهش مییابد.
۲. برخی پیامها هدفشان برهم زدن تمرکز ذهنی لایههای میانی نیروهای مسلح است.
۳. برخی پیامها تراوشات ذهنیِ یکسری کانالدارِ کاملاً بیسواد است.
(متوسط سنی بسیاری از کانالهای چندصدهزار مخاطبی در ایتا، ۲۰ تا ۲۵ سال است؛ پس گمان نکنید عضو هیئت علمی دانشگاه فلان در حال قلمزنی است.)
۴. برخی خطدهیها با هدف ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی ما نسبت به سناریوی اصلی دشمن است.
(مثلاً جهت ذهنی ما را به سمت یورش زمینی و هوایی میبرند، اما از درون با یک شبکهٔ کودتاگر مواجه میشویم.)
✅ نتیجه:
لطفاً در گناه انتشار هر پیام زیانباری شریک نشوید، گزارشات تحلیلی منابع رسمی و معتبر را دنبال کنید و در نهایت اجازه دهید فرماندهان ما در نیروهای مسلح، امور جنگ را به درستی اداره کنند.
✍️محسن آریانیک
@arianik_official
دو شب پیش که کارناوال ماشینی شرکت کرده بودیم دستمو مشت کرده بودم و بیرون گرفته بودم به یاد آقای شهیدم، پرچم ایران هم دور مچم بسته شده بود..
توی ترافیک بودیم و برای چند لحظه حواسم سمت دیگهای غیر از پنجره بود؛
یه دفعه دیدم یه چیزی خورد به دستم، وقتی برگشتم و نگاه کردم یه نوجوون خندهرو یه شاخه گل پاپیونزده رو داد به دستم✨
لبخند و شوقی که تو چشماش بود هنوز منو به وجد میاره!
و اما دیشب، حدود ساعت ۲ نصف شب دور میدون بودیم و کم کم میخواستیم راه بیوفتیم که دیدم یه زوج اومدن و ایستادن به پرچم تکون دادن..
قشنگ معلوم بود تازه عروس دامادن، سوار ماشین که شدیم گل رو از پنجره دادم به عروس خانوم، درسته یادگاری بود ولی اون لحظه دلم خواست همون مزه شیرینی که من چشیدم رو فرد دیگهای هم تجربه کنه (:🌱