- پیش آقا امامزمان(عج)بودم،آقا داشت
کارامو،گناهامو میدید و گریه میکرد😓😭
گفتم:آقا...
گفتن:جان آقا،به من نگو آقا بگو بابا:)
سرمو انداختم پایین و گفتم:بابا شرمندم از گناه💔
آقا گفتن:نبینم سرت پایین باشه ها،عیب نداره بچه هرکاری کنه،پای باباش مینویسن🥺
#وقتشنیستکهبهخودمونبیایم؟
#یِهحَبِّهتَلَنگُر💔
واقعا فکر میکنم جن های اطرافم محجبن
آخه این حجم از گم شدن گیره روسری منطقی نیست واقعا😑
- آره عینکمون و بزنید به چشماتون بعد بگین واااای من همه چیو تار میبینم چقدر چشمات ضعیفه😑
خب کمپوت اگه قرار بود توهم درست ببینی خنگ نبودیم که عینک بزنیم🙄
- یِه حَبِّه نُور🇮🇷 -
-
ببین منو ! اینجا همه تاریکن، سایهٔ نحسِ غم همهرو تیره و تار کرده، همه اینجا تو سیاهیِ شب اسیرن، ولی تو .. ولی تو آبی بمون عزیزکرده، بینِ این همه تاریکی، تو آبی بمون!
#یِهحَبِّهدِلنِوِشته
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| - #یھحـَبهنــُور
-
مـُسکن
آوردم براتون از جنس ِ
نــُوور ؛
هـَـندزفری رو بزار که
بریم جنـَـت | ✨🦋
-
طاها . 124 - 126
- سعید، دربان متوکل
مأمور شده بود
شبانه، خانهات را تفتیش کند ...
به خانه که رسید
نردبان گذاشت
روی بام خانه رفت
دنبال جای پا گشت تا از بام
پایین بیاید و وارد خانه شود
در تاریکی، جای پایی نیافت ...
کسی به اسم صدایش زد!
صدای مهربان تو بود
گفتی: سعید! تاریک است
صبر کن برایت چراغ بیاورم ...
یا امام هادی
دنیای ما هم تاریک است؛
میشود برایمان چراغ بیاوری ...؟🥺