رو کسی به جز حســـــ❤️ــــــین حساب نکن...
#شبزیارتی
#صلیاللهعلیکیااباعبدالله
💌@yekAsemankhial☕️
میدانی، بهت ترسناکی که از خاموشی حرم رقیه سادات داشتم مرا به آغوش تاریخ فرستاد...
خاموشی حرم که چیزی نیست این دختر خانم را در سیاهی و سرمای خرابه جای دادند و هم چنان نامش باقی ماند...
بشکند پایی که از کج راهه بنی امیه جسارت کرد و به حرم رسید...
حرمی که معبر ملائک است مگر به عوعوی سگانی ولگرد و بی هویت آلوده میشود...
بگذار تاریخ تکرار شود سنت الهی که تغییر نکرده آنچه در گیر و دار زمانه مانده است هم چنان خواهد ماند...
آتشی که خاموشی ندارد و رو به سردی نمیرود آتش نام حسین است...
💌@yekAsemankhial☕️
✍ مادرِ مــــــــــــــــاه
نامش با نام خوبان تاریخ گره خورده است...
نمیدانم اگر کسی غیر از این بانو مادر عباس ابن علی بود آیا همچنان نام اباالفضل این چنان بود که هست...
بی شک نقش بانو امالبنین، در درخشش نامی که قمر شده و در دل تاریخ ماندگار شده، انکار ناپذیر است...
و این است معجزه دامن پاک مادرانی که نگاه پاکشان، عفت رفتارشان و وقار و عزت نفسشان، پلهای شده و نسلشان را دست در دست بهشت میکنند.
فرزند آوری و فرزند پروری، حماسهای است که تنها به دست مادران عفیف اتفاق میافتد.
مادران شهدا، خود شهیدانی هستند که در نه خاکریز و وسط معرکه که در خلوت و کنج دلتنگی لحظه به لحظه شهید میشوند.
شهادت سفرهای است که از دامن مادران گسترده شده و ختم به عاقبت بخیری فرزندان میشود...
#وفاتبانوامالبنین
#مادرشهیدان
💌@yekAsemankhial☕️
یلدا بهانه ایست که یادمان باشد چقدر دقیقهها قیمت دارند...
به بهانه یک دقیقه بیشتر با هم بودن بر تن لحظاتمان رخت جشن پوشیده و به میهمانی شبی بلند میرویم...
شبی به بلندای با هم بودن...
فرصتها کوتاه است...
نگذارید دست هیچ کینهای بر سر دیوار مهربانیتان برسد...
همه حرفها و دل چرکینیها و بغضها را پشت در بخشش بگذارید و سراسیمه در سایهسار محبت بنشینید که خوش نسیمی دارد...
یــــ۱۴۰۳ــــــــلدا مبارک.
💌@yekAsemankhial☕️
بی هوا دل تنگ میشوم...
برای خشت و آجرهایی که عطرشان تا بی نهایت وجودم بالا رفتهاند و حالا منم و دیوار دلتنگی...
دیوار به دیوار... آجر به آجر... خانه به خانه گشتم و دیگر نشانی از کودکی و آرامش خاطرم نبود...
زیر آوار خاطرات... برای نفس کشیدن تنها برای نفس کشیدن و نه زندگی کردن قد علم کردم و زیستن را تکرار کردم...
دلم برای زندگی تنگ است ...
💌@yekAsemankhial☕️
گمنامی، مقامی است بارها بالاتر از خدمت کردن...
مگر چند نفر از دنیایی که الان نام قاسم سلیمانی را به عظمت یاد میکند پیش از ۱۳ دی ۱۳۹۸ او را میشناخت...
لشگری از دوست و دشمن، نام ژنرال سلیمانی را بر تارک مقاومت حک شده میبیند و هنوز مأموریت سردار ادامه دارد...
گفتن از رشادتها و شجاعتهای سردار نه در قلم ناتوان من جا میشود و نه در فهم تاریخ معاصر...
آنچه این چند روز که عطر نامش بیشتر در فضای زندگیمان پخش شده، ذهنم را درگیر کرده مرام سردار است...
اینکه بعد از شهادت بخواهد برود در زادگاهش و به اصلش برگردد مگر جز مرام و معرفت اوست...
پیش از آنکه سردار در کرمان آرام بگیرد نه نام و آوازه شهید یوسف الهی را شنیده بودم و نه چیزی از حاج یونس به گوشم خورده بود...
سردار در میان رفیقانش آرمید تا دست در دست یاران قدیمش در آسمان شفاعت پر، باز کند...
💌@yekAsemankhial☕️
از سردار برایشان میگویم...
پیش از آنکه حرفم تمام شود یکی یکی از خاطراتی که در کتاب حاج قاسم خواندهاند میگویند...
یکی از مهربانی میگوید، یکی از شجاعت و آن یکی از غیرت عمو قاسم حرف میزند...
یکی یکی شروع به نوشتن دلنوشته میکنند...
میدانند که از کلمات قلنبه سلنبه خوشم میآید شروع میکنند مثل آدم بزرگها نوشتن ...
همه دلنوشتهها را جمع میکنم و حالا دور عکس سردار پر شده از پروانههای کلمات و جملاتی که سرشارند از محبت خالص ...
وقتی میگویند دوستت دارم یعنی واقعاً دوستت دارند بی غل و غش آدم بزرگها...
امیر علی نوشته سردار ان شاءالله همیشه سلامت باشی دوستت دارم...
لبخند میزنم: امیر علی سردار که شهید شده...
لپهای گُل انداختهاش به خنده باز میشود: نه خانوم سردار همیشه زنده است...
و من فکر میکنم تا وقتی کودکان سرزمینم این چنین غیرتمندانه از نام و یاد عمو قاسم یاد میکنند حتماً سردار زنده است و تکیه گاه ایران...
💌@yekAsemankhial☕️
دوباره دلتنگــــــــــی
حسرت برفهای سنگین کودکی روی دلم سنگینی میکند.
آسمان مثل شبهایی است که قلبش به سرخی میزد و نوید اطلاعیه تعطیلی فردا صبح را میداد.
خبری اما از دانههای برف نیست...
تنها بغض است که گلوی آسمان را گرفته...
انگار آسمان وسط دوراهی باریدن و نباریدن گیر کرده...
مثل من... نصیب بنی بشری نشود که دلش جایی باشد و عقلش او را خِرکش کند به جایی دیگر...
دلم به ماندن است و پایم در جاده...
زیر بار زور زندگی کم میآورم و به اجبار میروم...
تنها دلیل ماندنم مادری است که ذره ذره حسرت ماندن در سایه دستانش عقل و دلم را با هم له میکند...
چه خوب است جسارت داشتن و زدن زیر میز عقل و تدبیر و مصلحت و ماندن پای حرفِ دل و دل و دل...
💌@yekAsemankhial☕️