یعنی میخوام بگم توی جمع رفیقام خیلی میتونن به این طرز تفکر و تصمیم گیریه من اتکا کنن، بخوام خودمونی بگم..حال میکنن ازینکه میتونن رو آدمی با دیدگاهی مثل من تکیه کنن و کاراشونو پیش ببرن
در واقع برای اونا یه حُسن محسوب میشه
ولی اسمشو گذاشتن بی احساسی
و خب یه جاهایی خودم خسته میشم ازینکه اونا نمیتونن خوده خوده واقعیه منو بپذیرن
همیشه باید با یکم تظاهر پیششون باشم
گاها به چیزایی که برام خنده دار نیست بخندم
کارایی که از نظرم لووس و کسل کننده است رو باهاشون انجام بدم
ساعت ها چت داشته باشم باهاشون
چتای بی محتوا...حرفای لغو...صرفا چون رفیقیم
من میخوام بهشون بفهمونم حتی اگه 24 ساعت چت نکنیم بازم با هم رفیقیم..
اینکه من جواب بعضی حرفاشونو رک میگم و صادقانه میدم دلالت بر بی احساسی من نمیکنه
اتفاقا میتونن مواقعی که کارشون گیر افتاده بیان و رو من حساب باز کنن
گاهی وقتا راه انداختن کاره طرف
از صدتا دوست دارم و عزیزم و عشقم براش ارزشمند تره
همه چیز به گفتن نیست !
حرف بزنم میگم خاک تو سرت چقد حرف زدی
حرف نزنمم میگم با این فعالیت کردنت..بود و نبودت یکیه
تا وقتی تو کانال ساکتم هیچ کس لفت نمیده
تا میام حرف بزنم لفت میدن...
پیشنهاد میکنم اگه با فعالیت کردن کانال مخالفید و از سکوتش لذت میبرید یه کانال بزنید خودتون تنها توش عضو باشید هی سکوت کنید هی لذت ببرید🤝
هدایت شده از °•ڱذۺـــــــــــــــٺ•°
گاهی اوقات ، یه سری اتفاق ها توی زندگیت میوفته که نمیدونی مصلحتش چیه؟! اصلا نمیدونی برات خوبه یا نه؟!!
نمیدونی باید پاشی و تغییر بدی یا اینکه به شرایط عادت کنی و صبر ...
فقط اینو میدونی که تو بد شرایطی گیر افتادی😐📎
همینقدر مبهم😕💔
چقدر که جای خالیت حس میشه...