eitaa logo
«عُـشاق‌امام‌زمــ❤ـان»
65 دنبال‌کننده
144 عکس
72 ویدیو
21 فایل
سلام به کانال مذهبی انگیزشی خوش آمدید🌻🍃 امیدواریم از کانال راضی باشین🙏🏻🌹 «مــذهبی،انـگــیزشی»🕊🌿 برای ظهور آقا امام زمان صلوات، لف‌شرط‌داره؛ حداقل 14صلوات بفرست👇🏻ثبت کن https://EitaaBot.ir/counter/nw1ud3 ارتباط باادمین کانال: @Aashe2Hkardala
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از .
بسم الله الرحمن الرحیم عنْ كَثِيرِ بْنِ شَاذَانَ، قَالَ: شَهِدْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) وَ قَدْ اشْتَهَى عَلَيْهِ ابْنُهُ عَلِيٌّ الْأَكْبَرُ عِنَباً فِي غَيْرِ أَوَانِهِ، فَضَرَبَ يَدَهُ إِلَى سَارِيَةِ الْمَسْجِدِ فَأَخْرَجَ لَهُ عِنَباً وَ مَوْزاً فَأَطْعَمَهُ، وَ قَالَ: مَا عِنْدَ اللَّهِ لِأَوْلِيَائِهِ أَكْثَر 🔸کثیر بن شاذان روایت می کند که گفت: خدمت حسین بن علی (علیه السلام) بودم که فرزندش علی اکبر (علیه السلام) انگور از پدر خواست، در حالی که فصل انگور نبود. امام حسین (علیه السلام) دست به ستون مسجد زد و انگور و موزی بیرون آورد و به او خوراند و فرمود: آن چه نزد خدا برای دوستانش می باشد بیشتر است. 📚دلائل الإمامة (ط - الحديثة)/ص۱۸۳ 📚نوادر المعجزات/ص۲۴۳ 📚مدينة المعاجز/ج‏۳/ص۴۵۲ 📚إثبات الهداة/ج۴/ص۵۴ 📚نفس المهموم/ص۲۸۰ 📚القطرة/ج۲/ص۳۰۶ 📚فرسان الهيجاء/ص۴۱۸ 📚الدرّ النظيم/ص۵۳۱ ✨انتشار بازمزمه صلوات بلامانع است
🟢 وقتی تصمیم گرفتی در *چادر امام زمان عجل الله* باشی... به گذشته فکر نکن، *خودسازی کن و برای او قدم بردار...*
هدایت شده از .
کارت مخصوص مجالس روضه امام حسین علیه السلام...‌‌.. صرف خرید چای قند گُلاب لیوان یک بارمصرف اطعام عزاداران .... هزینه های جاری مجالس روضه.... 6037697574703325 حسین اکبری صادرات رقم مهم نیست باهر مبلغی به وسع توان میتونیدبانی مجالس روضه واز برکات آن سهیم شوید سهم شما ۱۰هزار تومان......
هدایت شده از .
سلام وعرض ارادت مخاطبین گرامی چندین مجلس روضه بخاطره کمبود منابع مالی کلا روبه تعطیلی هست ..... خواهش منداست کمک کنید تا بیرق دستگاه امام حسین علیه السلام تعطیل نشه..... اجر همگی شما با حضرت زهرا سلام الله علیها.....
بسم الله الرحمن الرحیم حکایتی ازکرامت حضرت خضرنبی علیه السلام به چه علت حضرت خضر علیه السلام به غلامی فروخته شد؟ روزی حضرت خضرعلیه السلام از بازار بنی اسرائیل می گذشت ناگاه چشم فقیری به او افتاد و گفت: به من صدقه بده! خداوند به تو برکت دهد! خضر گفت: من به خدا ایمان دارم ولی چیزی ندارم که به تو دهم. فقیر گفت: بوجه الله لما تصدقت علی ؛ تو را به وجه (عظمت) خدا سوگند می دهم! به من کمک کند! من در سیمای شما خیر و نیکی می بینم تو آدم خیّری هستی امیدوارم مضایقه نکنی. خضر گفت: تو مرا به امر عظیم (وجه خدا) قسم دادی و کمک خواستی ولی من چیزی ندارم که به تو احسان کنم مگر اینکه مرا به عنوان غلام بفروشی. فقیر: این کار نشدنی است چگونه تو را به نام غلام بفروشم؟ خضر: تو مرا به وجه خدا (خدای بزرگ) قسم دادی و کمک خواستی من نمی توانم ناامیدت کنم مرا به بازار ببر و بفروش و احتیاجت را برطرف کن! فقیر حضرت خضرعلیه السلام را به بازار آورد و به چهار صد درهم فروخت. خضر علیه السلام مدتی در نزد خریدار ماند، اما خریدار به او کار واگذار نمی کرد. خضر: تو مرا برای خدمت خریدی، چرا به من کار واگذار نمی کنی؟ خریدار: من مایل نیستم که تو را به زحمت اندازم، تو پیرمرد سالخورده هستی. خضر: من به هر کاری توانا هستم و زحمتی بر من نیست. خریدار: حال که چنین است این سنگها را از اینجا به فلان جا ببر! با اینکه برای جابجا کردن سنگها شش نفر در یک روز لازم بود، ولی سنگها را در یک ساعت به مکان معین جابجا کرد. خریدار خوشحال شد و تشویقش نمود و گفت: آفرین بر تو! کاری کردی که از عهده یک نفر بیرون بود که چنین کاری را انجام دهد. روزی برای خریدار سفری پیش آمد خواست به مسافرت برود، به خضرعلیه السلام گفت: من تو را درستکار می دانم می خواهم به مسافرت بروم، تو جانشین من باش، با خانواده ام به نیکی رفتار کن تا من از سفر برگردم و چون پیرمرد هستی لازم نیست کار کنی، کار برایت زحمت است. خضر: نه هرگز زحمتی برایم نیست. خریدار: حال که چنین است مقداری خشت بزن تا برگردم. خریدار به سفر رفت، خضر به تنهایی خشت درست کرد و ساختمان زیبایی بنا نمود. خریدار که از سفر برگشت، دید که خضر خشت را زده و ساختمانی را هم با آن خشت ساخته است، بسیار تعجب کرد و گفت: تو را به وجه خدا سوگند می دهم که بگویی تو کیستی و چه کاره ای؟ حضرت خضر گفت: چون مرا به وجه خدا سوگند دادی و همین مطلب مرا به زحمت انداخت و به نام غلام فروخته شدم. اکنون مجبورم که داستانم را به شما بگویم: فقیر نیازمندی از من صدقه خواست و من چیزی از مال دنیا نداشتم که به او کمک کنم. مرا به وجه خدا قسم داد، لذا خود را به عنوان غلام در اختیار او گذاشتم تا مرا به شما فروخت. اکنون به شما می گویم هرگاه سائلی از کسی چیزی بخواهد و به وجه خدا قسم دهد در صورتی که می تواند به او کمک کند، سائل را رد کند روز قیامت در حالی محشور خواهد شد که در صورت او پوست، گوشت و خون نیست، تنها استخوانهای صورتش می مانند که وقت حرکت صدا می کنند (فقط با اسکلت در محشر ظاهر می شود.) خریدار چون حضرت خضرعلیه السلام را شناخت گفت: مرا ببخش که تو را نشناختم. و به زحمت انداختم. خضر گفت: طوری نیست. چون تو مرا نگهداشتی و درباره ام نیکی نمودی. خریدار: پدر و مادرم فدایت باد! خود و تمام هستی ام در اختیار شماست. خضر: دوست دارم مرا آزاد کنی تا خدا را عبادت کنم. خریدار: تو آزاد هستی! خضر: خداوند را سپاسگزارم که پس از بردگی مرا آزاد نمود. 📚 بحارالانوار ج ۱۳، ص ۳۲۱ ✨انتشار بازمزمه ۳صلوات بلامانع می باشد ️️
هدایت شده از ستاد اقامه نماز مهریز
5.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
─━━━━⊱🌼🌼🌼⊰━━━━─ ✨ ستـاد اقامه نماز شهرستان مهــریز https://eitaa.com/joinchat/2220425363Cfd136ef20e
هدایت شده از شهید احمد مَشلَب
-مختصر‌و‌مفید!'