از عطش تب داشت اما تاب نالیدن نداشت
بی رمق بود ابر چشمش، نای باریدن نداشت
بچه که بی شیر شد از حال کم کم میرود
شیرخوار تشنه حتی حال خوابیدن نداشت
از شتاب تیر فوراً سمت بابا چرخ خورد
ساقهی نیلوفری که نای چرخیدن نداشت
تیر اصلاً با چه رویی سوی حلقومش دوید؟
باد هم روی گلش را اذن بوسیدن نداشت
آه از آن بابا که طفلش روی دست از دست رفت
گریه اش الحق و الانصاف خندیدن نداشت..
استخوان گردن ششماهه نرم است و لطیف
با سه شعبه دیگر این حلقوم پاشیدن نداشت
یک زنِ نوزادمُرده تا ابد افسرده است
پیش مادر ذبح طفلش جشن و رقصیدن نداشت
#امام_حسین
#محرم
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام
مَن ضَحِكَ ضَحكَةً مَجَّ مِن عقلِهِ مَجَّةَ عِلمٍ .;
امام زين العابدين عليه السلام
هركه يك خنده زند ، مقدارى علم از سرش بِپَرد .;
بحار الأنوار : 78/158/9 .
یه طلبه...
و یه چهارشنبه دیگه که با بقیه چهارشنبه ها فرق داره! شب هفتم #محرم اومدم پیش رفیق شهیدم. راستش خدارو
اینجوری بود که ما کم خنده شدیم
یه طلبه...
آوازِ سكوت است دلم. ترجمه اش را کسی ندانست! وتوقعی هم نیست... دنیا برای اهل آن است و من اهل اینجا
ع!
زیر یه ایوون هزار آینه یاد این افتادم. ولی این بار تو حرم خواهرش...
وچقدر مصمم تر شدم رو این حرف.
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا نیاره که کسی تو این دنیا احساساتی باشه💔