دیشب رسیدیم یوسف آباد.
روستای پدریم که واقعا سرزمین اندیشه است!
روستای سید عبدالاعلی سبزواری و کلللللی عالم دینی دیگه که فقط ۳تا عموهام و ۲تا شوهر عمم و پسر عمم و پسر عموم و داداشم و عمه هام و بعضی زن عموهام و...
از خانواده مان😈👌
بعد نماز صبح هم رفتم یه سر به شهدا زدم و کنار رودخونه و آتیش و سیب زمینی آتیشی محفوظاتو مرور کردم...
پ.ن:البته این قسمتی از رودخونس که رفته تو زمین یکی از اهالی😅🙏
یـهطلبـه . . !
به نظرم معینی کرمانشاهی این شعرو برای یوسف آباد گفته.
اونجاکه میگه:
ماتم چه گویم از وطن، کز برگ برگِ این چمن
من خونِ چشمِ شاعران، دیوان به دیوان دیدهام
#شعر