هدایت شده از •.¸♡ عاشق دشمنم شدم ♡¸.نفور کو*نی
پارت ۳۳ | سوءتفاهم
رها داخل شرکت بود ،اراد گوشی خود را جاگذاشت رها تا امدگوشی را بردارد تا به اراد بدهد ،پیامی دید که در آن نام دختری به نام لیلا آمده بود.
با تعجب به متن خیره شده بود.
از آراد پرسید، اما او به دلیل یک جلسه فوری نتوانست توضیح بدهد.
رها فکر کرد آراد چیزی را پنهان میکند.
رها با تندی گفت
رها: لازم نیست همهچیز رو بهم بگی.
آراد: رها، صبر کن!چیزی که فکر میکنی نیست.
اما رها رفت.
و حتی یک کلمه هم نشنید.
هدایت شده از ★ 𝐓ħє 𝔻𝐀ᶤlⓎ l𝐈𝕗𝔢 𝐎ℱ 卂𝓷 ค𝔫Ğ𝒆Ĺ ★
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌عمل به قول❌
🍫امار فعلی:۱۴۱
🍫اماری که خز میشه:۱۵۰
🍧🤍پس زیادمون کنین خوشگلا🍧🤍
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
40.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌عمل به قول❌
🍫امار فعلی:۱۴۱
🍫اماری که خز میشه:۱۵۰
🍧🤍پس زیادمون کنین خوشگلا🍧🤍
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186
https://eitaa.com/Mahsa1394186