در بعضی از باورهای قدیمی میگن مِه ، نفسِ ارواحِ سرگردانیه که نتونستن با کسایی که دوستشون داشتن خداحافظی کنن. برای همین تو روزهای سرد میان پایین و زمین رو بغل میکنن، به این امید که شاید برای یه لحظه، گرمای آغوشِ گمشدهشون رو پیدا کنن.. برای همینه که تو هوای مهآلود ، آدم همیشه بیدلیل احساس دلتنگی و غربت میکنه ☕️🌿.
گذشته دروغی بیش نیست و خاطره بازگشتی ندارد. هر بهاری که میگذرد دیگر برنمیگردد و حتی شدیدترین و دیوانهکنندهترین عشقها نیز حقیقتی ناپایدارند.
-📖 | صد سال تنهایی _ گابریل گارسیا مارکز
بدترین نوع نابینایی این نیست که همهجا تاریک باشد، این است که نگاه کنی و نباشی.
- 📖 | کورمیش_ژوزه ساراماگو
余白
" 幽玄 " یوگِن — زیباییِ نهفته و رازآلود مفهومی که نه صرفاً به معنای زیبایی، بلکه به معنای «ژرفای اسرا
" Odraska "
حسی که وقتی سالها چیزی را در ذهنت به شکل خاصی تصور کردهای و بالاخره با واقعیتش روبهرو میشوی، تجربه میکنی؛ نه ناامیدی است، نه رضایت. فقط باید با این حقیقت کنار بیایی که چیزی که دوست داشتی، در واقعیت شکل
دیگری دارد.
- دانته در جایی نوشته ک ترس تقریبا به تلخی مرگه.
+ دانته وقتی اونو نوشته بود هنوز نمرده بود.
Hannibal | 🎥 -
بیشترین چیزی که درمورد بزرگ شدن اذیتم میکنه اینه که باعث میشه کمکم بفهمی هیچچیزی تا ابد ادامه نداره. تابستون تموم میشه، حتی اگه یه زمانی فکر میکردی قراره همیشه همینقدر طولانی و گرم بمونه. عشقها تغییر میکنن، آدمها از هم دور میشن، خونهات رو عوض میکنی، یه روز میرسه که دیگه توی اتاقی که سالها توش زندگی کردی نمیخوابی. کفشهای موردعلاقهات بالاخره خراب میشن، لباسهایی که یه زمانی خیلی دوستشون داشتی دیگه اندازهات نیستن، بند موسیقیای که توی نوجوانی بهشون گوش میدادی از هم جدا میشن، و اون دوستت که یه زمانی هر روز میدیدیش رو دیگه نمیبینی.
وقتی بچهتری، انگار همهچیز بینهایت به نظر میرسه. تابستونها قرار نیست هیچوقت تموم بشن، آدمهایی که دوستشون داری همیشه نزدیکت هستن و فقط کافیه دستت رو دراز کنی تا بهشون برسی، و چیزهایی که دوست داری قراره برای همیشه بخشی از زندگیت بمونن. ولی بزرگ شدن بهت یاد میده که همهچیز موقتیه. هرچیزی عمر کوتاهی داره و فرق بین بودن و نبودن فقط یک لحظهس. مجبور میشی از هر چیزی یک خاطره برداری و همه چیز رو به شکل تصویرهایی محو با خودت حمل کنی.