لیپو فراتر از یک شاعره؛ چینیها بهش میگن «شاعرِ تبعیدشده از بهشت». اون در قرن هشتم میلادی زندگی میکرده. میگن یک شب سوار قایق بوده، مستِ مست، میبینه تصویر ماه افتاده روی آب؛ میره که ماه رو در آغوش بکشه و توی آب غرق میشه! شعرهای او دقیقا همین مرزِ باریک بین رویا، مستی، کوهستانهای مهآلود و تنهاییه.
«با یک صراحی شراب در میان گلها،
بیهیچ همدمی، تنها مینوشم.
جامم را بلند میکنم و از ماه میخواهم که به من بپیوندد؛
با سایهام، ما اکنون سه نفریم!
ماه اما، از نوشیدن چیزی نمیداند
و سایهام فقط بیصدا به دنبالم میآید...»