نمیدونم چیشد و چه بلایی سرم اومد فقط میدونم یهروز صبح که پاشدم،خبری از اون زینب خوشحال بیدغدغه نبود،به جاش یه جسم بیجون آسیبدیده بود که به زور جابهجا میشد
نمیدونم اگه از الانم خبر داشتم بازم باهات آشنا میشدم؟ولی حداقل محکم بغلت میکردم،هرچند نبودت هیچوقت جبران نمیشه!
چیه این دلتنگی؟چشماتو تر میکنه،راه نفستو تنگ میکنه،تحملت رو به صفر میرسونه،قلبتو مچاله میکنه،بند بند وجودتو به درد میاره!