نزدیک مرزیم
آخرین پستها!
نمیدونم کی باز به اینترنت وصل بشم ولی یادمه قبل راهیان هی میگفتیم اونجا که رسیدیم،لب مرز فرار میکنیم میریم کربلا!
فرار نکردیم،رو مین هم نرفتیم،به قول آقای حبیبی شما جنمشو ندارید
ولی الان میرم برم کربلا،همونجایی که جای جای راهیان نور کلی خون ریخته شد تا بتونیم راحت از این مرز رد بشیم و بهش برسیم!
یوحِنا
این عالیه!! عالی بودم با دیدنش عالی تر شدم!
برای بار دوم دیدم و فقط محو متنش شدم
تصویرو بذارید کنار
آدما به همدیگه خاطره هدیه میدن تا در نبودشون بقیه همراه با خاطره ها اونارو به یاد بیارن.اصل خاطره،انسان هایی هستند که اونو زندگی کردند.
خاطره ها گاهی کشنده اند،بدتر از سم آرسنیک،گاهی هم طعم شیرینی رو به یاد میارن.اما اگه نبودن انسان هایی که حضورشون اون خاطره رو ساخته عمدی باشه،اگه دیگه هیچوقت برنگردند،اگه باشند اما نه کنار کسی که خاطره رو مرور میکنه اونوقت چرا آدما برا هم خاطره به یادگار میذارن؟که قتل غیرمستقیم انجام بدند؟