حال اینجایم،وسط بهم ریختگی و شلوغی این اتاق
نه وسط میدان امام حسین منتظر ماشین حمل پیکر رهبر،نه در غم و مقبره شهید موسوی،نه در مشهد رواق دارلذکر،نه در گرمای طاقت فرسای عراق و خنکی حرم نجف،نه در کلاس درس کنار آدم هایی که وجودشان حس زندگی میدهد!
یوحِنا
حال اینجایم،وسط بهم ریختگی و شلوغی این اتاق نه وسط میدان امام حسین منتظر ماشین حمل پیکر رهبر،نه در غ
ذهنم اما بهم ریخته تر از کتابهای کف اتاق و چادر پخش شده روی سجاده است،خیلی آشفته تر!
اگه حتی باعث میشی شدت غم برای ینفر کمی قابل تحمل تر باشه تبریک میگم،نه بخاطر محبتی که بهت برمیگرده،بخاطر توجهی که خدا بهت داره
نمیدونم اینکه میگن آدما فراموش میشن منظورشون تا چه حده ولی خب یه سال،دوسال برای نبودشون غمگین میمونی و بعد برای آسیب هایی که ازشون دیدی دیگه نمیتونی به زندگی عادی برگردی!
وقتی آدما بهم میگن برام دعا کن تعجب میکنم،دیشب بیشتر تعجب کردم
چون ینفر بهم گفت احساسات قشنگی داری
یوحِنا
بشدت حق
صدای خندههای طرف مقابلو خیلی دوست دارم،خیلی برام مهمه،صدای خندههای آدم مورد علاقهت یادت بره وحشتناکه!