بدنمم قاطی کرده
یه لیوان قهوه میخورم انگار نه انگار
بعد تو نسکافه نوک قاشق قهوه میریزم قلبم هول ورش میداره:))))))
از نزدیکیها بیشتر میترسم،یمدت که یه آدم خیلی کنارت باشه بعداً نبودش یا کمتر بودنش خیلی اذیتت میکنه
یوحِنا
معلومه از وضع تنت،تورو هزار بار کشتنت 💔 : )
داداش حمیدرضا
تو چقدر مظلوم بودی که بعد یه هفته فراموشت کردن و گفتن اینم یکی از حادثه هایی که هرروز تو خیابون اتفاق میفته