در مورد حال بد انسان، فلاسفه حرفهای زیادی زدند. یکی از تلخترین اما در عین حال واقعبینانهترین دیدگاهها رو آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، مطرح کرده.
شوپنهاور معتقد بود که زندگی اساساً رنج است. اون دلیل این رنج رو در "اراده" میدید؛ یک نیروی کور و بیپایان که در تمام موجودات زنده وجود داره و دائماً اونها رو به سمت خواستن و ارضا شدن سوق میده. چون این خواستهها هیچوقت به طور کامل و برای همیشه ارضا نمیشن، انسان دائماً در یک چرخه از درد، ناکامی و ناامیدی گرفتار میشه. وقتی به چیزی میرسیم، بلافاصله اراده چیز دیگری را میخواهد و این سیکل ادامه دارد.
از نگاه شوپنهاور، لذتها صرفاً یک توقف موقتی در رنج هستند، نه وضعیت دائمی. بنابراین، حال بد و رنج، وضعیت طبیعی انسان است و آرامش واقعی تنها در رهایی از اراده و انکار خواستهها امکانپذیره، که این امر از طریق هنر (به خصوص موسیقی)، همدلی و اخلاق (به ویژه شفقت) و در نهایت، ریاضت و زهد افراطی حاصل میشه.
به قول خودش: *"زندگی همچون آونگی است که بین درد و دلزدگی در نوسان است."*
درک عمیقی از چرایی ناخشنودی انسان ارائه میده.
#FEELINGS
『 𝐓𝐡𝐨𝐮𝐠𝐡𝐭𝐬 』