هدایت شده از چای و ایوون
من او را لالهٔارغوانی مینامم
اگر لالهٔارغوانی خانه ای داشت آن خانه پر بود از نقش های ارغوانی او،
کاشی های خانه میدانستند چطور هنر صاحبخانه را با زیباییشان نمایش دهند..
اما این زیبایی ها هنوز هم نمیتوانند به توصیف درست بپردازند..
من لطف او را هیچگاه فراموش نمیکنم..
هدایت شده از چای و ایوون
گلبرگ
خالق اورا همچون خودش خلاق کرد و آری کریم، کرامت را در وجودش جای داد
خانهات عطر او را میدهد، یاد او را دارد.
همچین خانه ای آرزویم بوده و هست..
شآید آن رنگسرخ را دوست میداری چرا که همرنگ اناری ست که خالق آنرا زینت داد.. من هم دوستش دارم..
هدایت شده از چای و ایوون
تو برایم شدی عطرِچای انگار.. نمیدانم چه فکری درموردش میکنی اما بگذار من بگویم
عطرِچای خاطره دارد، احساس دارد،پر از حرف است و دلش دلتنگ
من خانه های زیادی را دیدم اما گلدان های خانهٔتو از همه خاص تر بود؛
هدایت شده از چای و ایوون
اینجا درمیان همین شلوغی ها
یکجای ساکت است
شآید آرام اینجا باشد، به گمانم خانهاش بزرگ و کتابخانه اش جادار است
علم جایگاهش را دراین خانه از دست نمیدهد و هیاهوی عقل اینجا موج میزند..
پروردگار باران نگهدار تو باشد که محافظی بهتر از او نمیشناسم:)
هدایت شده از چای و ایوون
خانهٔ حمراءبانو محبت های سرخ دارد، پنجره ای روشن که نورانیبخش تمام خانه است
او مشتاق نور تابان خورشیدِ پروردگار است و شاخه های عبادت ازین خانه به عرش میرسند.
به راستی بانو حمراء ، باشد که همهٔما انسان بهتری برای او باشیم..
هدایت شده از چای و ایوون
من تورا آفتاب مینامم،
تو همچون مهری هستی که نور خورشید میتابد به خانه، همان مهری که پروردگار نثار بندگانش میکند و این است که نیکان از آتش رانده میشوند..
از پروردگار میخوام آفتابِخانه ات را تابناک نگه دارد :)