eitaa logo
ᗰᗩᖇᒪᗩ
1.1هزار دنبال‌کننده
51 عکس
20 ویدیو
0 فایل
- به نام او -
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
مظلوم گفتم: _آقاجون تورو اینجا ببینه دعوامون میکنه!! در و هل داد؛ بیشعوره قلدر! با اخم گفت: _تو کی دیگه؟! ۶سال وقتی رفتم نوه‌های حاجی دماغو بودن.. تو از کجا دراومد؟! تا اومدم حرفی بزنم صدای زندایی از پشت سرم شنیدم: _دخترعمته پسرم.. تیدا!! آقاجون میخواد تیدا رو عقدت کنه..💯🌸♥️ https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
-دختـر جون‌ چند سالته؟! ب سمت پیرزن همسایه برگشتم و با چشمای گرد گفتم: -19 سالمه خاله..چرا؟! هومی کرد‌ و گفت: - ب مامانت بگو فردا میایم خواستگاری...پسرم ازت خوشش اومده...نه اینکه سفید‌ مفیدی ننه... با صدای مردی حرفش قطع شد: -ننه من این ورپریده رو نمیخوام... برگشتم سمتش تا آبش بکشم‌ پهنش کنم رو بـند ک با دیدن رییس بانکی که توش کار میکنم...😔🤣😭❌🔥 https://eitaa.com/joinchat/4077651195C1ed2b0507e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
ساعت 21 پاک کنید. گسترده 8 ساعته.
هدایت شده از ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
نیـازمند به همسایه هستم 🤍 آمـار شما : +10 آمـار من : +468 پرایـوت ^~^ | چـنل‌من ^~^
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ ننه جون واقعا فکرکردی من زن اون پسر غول پیکرت میشم؟ چون ورزشکاره و خیلی خوشگل و خوشتیپ و غیرتیه فکرکردی بله رو میدم بهش؟ ننه جون خندید و گفت: - از خداتم باشه، پسرم به این خوبی.. همه‌ی دخترا آرزشونه عدنان من یه نیم نگاه بهشون بکنه. یهو با شنیدن صدای عدنان ترسیده جیغی کشیدم که اومد داخل: + ننه جون این دختر ریزه میزه رو واسه من در نظر گرفته بودی؟خوب بلده خانومی کنه، میگیرمش! و..🫣👻💄 https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
اینم از سـوپرایز امـروزمووون🤫👇🏻 اینجا یه آقا پسر غُد داریم که به هیچ وجه راضی به ازدواج نمیشه، ولی نمیدونه با کارای پروانه خانومش کار دست خودش میده و راضی به ازدواج میشه..🤪❌ https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8 بلاخره این غول بداخلاق پس از سال ها راضی به زن گرفتن شدد😭💞>> کل ایتا از پیوند این زوج خوشحالن🤣🚷 تا ساعت 19 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌‌ ‌ 🪷᮫ּ اولین بار ࡄاب رو به عنوان فـ ـان پلی کردم ولی حالا ‌ ‌ ‌ ‌ ، کـ ـراش𐨆م بهم پیام داد اعتراف کرد ‌ ‌:))) ‌ ‌𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟮𝟱𝟲𝟵𝟮𝟬𝟵𝟮𝟳𝟵𝗖𝟬𝗰𝟲𝗳𝟬𝟭𝟳𝗯𝗮𝟱
هدایت شده از جوین میدی ناناص؟
🪼:: تو بالاخره چنلی رو پیدا کردی که استاتیک ترند و پیک از آیـ،دل و بازیگر مورد علاقت میزاره! ‌ᥬ݁ꨲัᩘ꯭꤬݁‌݁ꨲัຼ𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟭𝟯𝟯𝟲𝟵𝟰𝟳𝟴𝟭𝗖𝟯𝟰𝟬𝟱𝗮𝟬𝟮𝟳𝗮𝗳 ‌ با استاتیک هاش اکانتت رو خـ.وردنی کن👅 ))
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
آریان با عصبانیت: «به چی نگاه می‌کنی؟ حواست کجا بود که زدی مچاله کردی ماشینو؟!» رها با پررویی: «اولاً صداتو بیار پایین، دوماً از قصد که نزدم، سوماً فدای سرم! اصن برو درست کن خسارت می‌دم.» آریان با تعجب: «دختر به این پررویی ندیدم! حیف که دیرم شده وگرنه بلد بودم چیکار کنم...» https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 بزن رو لینک خوشگله😍
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
پارتی از آینده داد زد: «سکوتت جواب منه! پس هنوزم می‌بینیش!» با گریه گفتم: «حاج‌رضا فقط چندبار باهاش حرف زدم، به‌خدا کاری نکردم...» پرید وسط حرفم: «دروغگو!» و قبل از اینکه بفهمم چی شده، دستش بلند شد... رفت، در اتاقو محکم بست. من موندم، رو زمین، با دستِ خون‌آلود، و یه فکر که تو سرم می‌چرخید: بالاخره، بعد از این همه مدت، شاید این پایان بد، شروع یه چیز تازه بود. رمان سرای یِلدیز https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸