هدایت شده از 𝗧𝗂𝗆︎𝖾 ✦ 𝟢𝟢𝟥
663.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 𝗩𝗶𝗽 𝘔𝘪𝘬𝘦
🫐🩵 بـرات بـَنر میـزنم، اونم رایگـان! 👀✨
بـنرتو بفرست و بذار یه تبلیغ خـفن برات بچینم 😌🪽
𝗝᥆𝗂ᥒ 𝗨𝘀 ⤷
https://eitaa.com/joinchat/3834709699C059213ca98
کـانالتو قـویتر کـن، از ایـنجا شـروع کـن 🩵🫐
هدایت شده از 𝗩𝗶𝗽 𝘔𝘪𝘬𝘦
وای به لطفت ۲۰۰ جذب گرفتم 😭🤍
دختر تو کارت حرف ندارههااا 😭🔥
https://eitaa.com/joinchat/3834709699C059213ca98
این تبلیغ نیست، دلی گذاشتم 🫶🏻✨
هدایت شده از 𝗧𝖺𝖻︎ 𝗠𝗶𝗸𝗲
〚 𝖤𝖭𝖣 〛
𝗈𝖿︎ 𝖬𝗂𝗄︎𝖾'𝗌 𝗂𝗇︎𝗍𝖾𝗇︎𝗌𝖾 𝖾𝗑︎𝖼︎𝗁︎𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾𝗌 ::
╼࣪━ mike 🐆 info ━─ִ
❪بنرها 45 دقیقه ثابت باشن !❫
هدایت شده از 𝖵𝗂𝗉
382.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ریلزای باحال از آقای دکتر درحال حرف زدن با زنش 🤣🆘️
از وقتی اینجام دیگه سرمو از تو گوشی در نمیارم🤙😼
⌞ join now ⌝
https://eitaa.com/joinchat/4260693574C797b2bd831
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- پیش خودم بزرگ شدی و انتظار داری بگیرمت؟
با بغض گفتم:
- حیف اون همه وقتایی که من برات گریه کردم بی لیاقت یعنی نمیخوای منو بگیری؟
- گریه کردی جانانم؟
خیره نگاش کردم و سر تکون دادم.
- نمیبخشمت اگه منو نگیری.
با طور خاصی نگام کرد و لب زد:
- قبوله کوچولو، میام میگیرمت.
بعد از حرفش به سمتم اومد و تا قبل اینکه به خودم بیام، سرشو جلو آورده و...🤭❤️🔥
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
بنرها همش از پارت واقعی رمانه🤫
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
- فکرشو نمیکردی شوهرت این همه خوشتیپ باشه نه؟
نچی کردم و لوس لب زدم
- نه.. خداییش خیلی خوشگل و خوشتیپی فکرشو نمیکردم که منو بگیری شوهر عزیزم!
با غرور دستی به سرم کشید
+ اخرسر با این زبونت کار دست خودت میدی موش کوچولو...🤫🍓
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
از پارت بعدیش نگم برات🤭
همون رمانیه که تا صب قراره بخاطرش بیدار بمونی👀❤️🔥
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
❌بر میگردم وای به حالت اگر در قفل باشه چیزای قشنگی برای گفتن به عمه جونت ندارم
😭خنده کثیف سیاوش تو زیر زمین پیچید و عزمم برای فرار بیشتر شد میرفتم هر جا که بشه اما قبلش میرم در خونه میراب خان یا راهم میده و پناه پیدا میکنم یا تا خود صبح تو سرپای زمستون میمیرم و از این زندگی نجات پیدا میکنم
https://eitaa.com/joinchat/1762723434C71b2ce47eb
⚡️دختر چطوری راهت بدم یه زن نامحرم تو خونه یه مرد عزب ؟؟
چشمای پر از اشکم رو که دید سرش رو انداخت پایین چشمش به پای برهنه من افتاد و صدای پای سیاوش داشت نزدیک تر میشد از جلوی در کنار رفت و قبل از رسیدن سیاوش داخل حیاط خونه اش خزیدم و این اول ماجرا بود وقتی اهل محل فهمیدن .....
https://eitaa.com/joinchat/1762723434C71b2ce47eb