هدایت شده از VIP 10 دقیقه بمون
💛 :: امـوزش ادیـت اگو؟؟
مـنـبـع ادیـتـای تـرنـد تـیـ///ـک تـ///ـاک؟؟
ᵗ᷒ᰰ ᩼์𖫰۫ᜒ꯭𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁
/𝟮𝟵𝟬𝟳𝟮𝟰𝟰𝟮𝟰𝟰𝗖𝟱𝟯𝟱𝟰𝗯𝗱𝟰𝟳𝟭𝗱
امـوزش سـاخـت لـنـگوئـج❤️🔥
بـیـا ادیـتـورت کـنـه
هدایت شده از از آیدل ها هم میزاره!
🫐:: چـنـلـی نـمـیـخـواسـتـی کـه از رولـت اسـتـاتـیـک تـرنـد بـزاره؟
𓊆𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗮𝗲𝘀𝘁𝗵𝗲𝘁𝗶𝗰
باورم نمیشه از آیـ.دل مورد علاقمم استاتیک گذاشته!!! 😛
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
_ابان رفتی به طاها گفتی برات کباب بخره. بعد به من که شوهرتم نگفتی؟
بغض کرده به اریا خیره شدم.
_خب...
خب ویار کرده بودم نمی خوردم همون لحظه چشمای بچون لوچ می شد.
اریا کلافه دستی به ریشش کشید.
_ببین ابان جان، زن خوشگلم اینبار میزارم به پای نادونیت چون هفده سالته بچه اولته ولی وای به حالت اگه اینبار چیزی خواستی به من نگی... شیرفهم؟! 🤫🤬
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
#شوهرغیرتی_فقط_آقااریا😼🙌
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
+ میسوزه .
- هیس الان آروم میشی.
هق زدم.
+ باد میکنه نه؟
مردونه خندید:
- آتیش پاره زدی مرد به اون گندگی لت پار کردی حالا نگران پیشونی خودتی که اتفاقی خورده به در؟!🤣❤️🔥🚱
https://eitaa.com/joinchat/3062498573Cb968bd934d
تا ساعت 19 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
تـم های ترند از کیپاپ برای گوشـیهای اندرویـد و آیفـون که کلی تنوع داره و خیلی خوشگله
𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼░𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/
𝟮𝟬𝟯𝟯𝟯𝟴𝟳𝟭𝟴𝟴𝗖𝗳𝗯𝗮🙈𝗯𝟴𝟵𝟭𝟯𝟰𝟬
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
- - عربهه؟
+ هوم
- پس نونت تو روغنه بچه!
سرخ شده بهش خیره شدم
- فقط بخاطر درمان بابام باهاش ازدواج کردم هیچ پول دیگه ای ازش نمیخوام..
یهو یه صدای مردونه ای رنگ از رخسارم پرید:
- هرچی دارم و ندارم مال تیناست کافیه فقط شرطمو قبول کنههه..😁🔥
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
*تینـا ۱۷ سالهای که شیـخعرب روش کـراش میزنههه👻✨**
- بخاطر بابام زنت شدم وگرنه من کجا! عربستان کجا مردونه خندید: + فعلا عاشق همین مرد عرب شدی سومین بچشوهم بارداری فسقلی🥹🤣
https://eitaa.com/joinchat/1116340572C697cbf4a4e
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
وقتی فرار، تو رو درست جلوی سرنوشتت میرسونه...
دخترِ یک خان،
همهچیز رو پشت سرش جا میذاره و نصفهشب از خونه فرار میکنه؛
بیپول، خسته و بیپناه...
تا به جایی میرسه که فکر میکنه بالاخره قراره نجات پیدا کنه؛
اما صاحب اون خونه برای موندنش فقط یک شرط داره:
«باید با پسر من ازدواج کنی.»
مردی که بعد از مرگ همسرش،
دیگه به عشق و احساس اعتقادی نداره...
مردی با غرور زیاد، سکوت سنگین و گذشتهای که هیچکس ازش خبر نداره.
قرار بود این ازدواج فقط یک معامله باشه...
اما وقتی دو آدم با دو دنیای کاملاً متفاوت
مجبور میشن کنار هم زندگی کنن،
دیگه هیچ قانونی نمیتونه جلوی احساسی رو بگیره که کمکم بینشون شکل میگیره...
https://eitaa.com/joinchat/1891763011Ccf9e30b826