هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- جرمت چیه دختردایی؟!
با پررویی ز.b.ون در آوردم:+ بتوچه..
جا خورد و اخم کرد:
- من پلیسم بچه جان..
شونه ای بالا انداختم :
+ هرخری ک میخوای باش..
نیشخندی زد:
- میدونستی ز.b.ون درازی جلوی پلیس جرمه؟! دلت آب خنک زندان میخواد؟
بغ کردم و آروم ل.ب زدم:
+ فقط چندتا شیرینی و پشمک برداشتم.. خیلیم خوشمزه بود دلت بسوزه..
قهقهه ای زد:
خیلی خب خانوم دزده ..مجازاتش اینه که عقدت کنم تا لپای قشنگت ک با آبنبات شیرین شده رو بکشم🥹🎀🍭
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- اگه دستبندمو باز نکنی جیغ میزنمم
جناب سروان کلافه گفت:
+ باز نمیکنم تا رئیس بیاد..
جیغ زدم:
- رئیست چه خریه دیگه؟! باز کن اعصاب ندارماا
اینو گفتم که مرد کت شلواریِ آشنایی رو توی چهارچوب در دیدم و حرفمو خوردم که نیشخندی زد:
+ من خرم دختردایی؟! جرمت چیه هوم؟
سرمو پایین انداختم و سروان با خنده گفت:
- قربان دزدیدن پشمک و آبنبات..🥰🤣🍭
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
#نوتلای_حاجی 📕🤍🍫
محمد متعحب گفت : کیارش اینو ببین
خسته گفتم : چیو؟!
محمد : باورم نمیشه امیرعلی رو که یادته ؟ رفیقم با اوینا شکوهی رفته تو را...بطه ! ! !
نمیدونم چرا اما عصــــ...ــــــبی گفتم : چیییی ؟ تو از کجا میدونی؟!
محمد : استوری کرده ایدی اوینا رو تگ کرده . . .
+غلــــــــ.ـــــــط کرده ! ! !😡🎧🥺
𝑱𝑶𝑰𝑵 ; https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
-اوینا داری پا میزاری رو غیرت من !!!
عمرا اگه کوتاه بیام . . .❤️🔥😏📕
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهآهـــ℘ــو⋆̟✨
کیارش : چرا با اون یا..لقوز رفتی تو رابـــــ...ـــــطه اوینا ؟!
اوینا : به تو ربــ.ـــطی نداره کیارش !!!
کیارش: تو صیــــــ..ــــغهامی !!!
اوینا عصــــ..ــــــبی گفت : اون بخاطر این بود که برای نجات دادنم نیاز داشتی کمکم کنی نه بیشتر !!!
کیارش عصـــــ..ـــــبی و درمونده گفت : میدونی که دوســــ.ـت دارم پس چرا اذیــ.ـــتم میکنی؟!
اوینا با پـــــوزخندی گفت : دختر خاله ات نشون شدته ؛ الکی برای من ادا در نیار کیارش . . .
و از کنارش رد شد . . .🔥🤍📕
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
کیارش از بچگی با دختر خاله اش نشون کرده بودن و در بزرگ سالی قرار هاشون رو به هم زده بودن تا وقتی که کیارش تو یه شهر دیگه بوده و مادرش دوباره . . .🤭🌱
😖💘
. . . . . . . . . . . . . . .
ساعت۱۶پاک کنید
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
محکم سمتم اومد
+ فکر کردی میتونی از دستم فرار کنی زن خوشگلم!؟
- ولم کن من نمیخوامت به زور عقدم کردی ..
+ کور خوندی بتونی از دست پسر حاجی فرار کنی فنچ کوچولو ...
خواستم فاصله بگیرم ازش که ...🌸🌿📵🙈
https://eitaa.com/joinchat/1489110176C423544232a
هدایت شده از گُـستࢪده هیل̍ماه . ³سـاعت بمونـہ ֢
#رمان_هیجانی_متفاوت🔥🌸
آهسته لب زد :
_ اجازه میدی بغ*ت کنم ؟!
ترسیده بزاق دهنش فرو داد.
_ حاج آقا یعنی ...ایرادی نداره که شما منو ب*ل کنی ...
خندید گفت
_ محرم شدی عزیزی دلم سه هفته ست محرمی و توی یه خونه ایم من الان دارم موها قشنگتو میبینم
با شی*نت نگاهم کرد که ....🌿🙈🌸⛔️
https://eitaa.com/joinchat/1489110176C423544232a
هدایت شده از ᭡࿔ VeƖ᥆u𐑩a 𓍢ִ໋ inf᥆𖫲
تبادلات وِلورا درحال چنل گیریه؛
با هر بار فور کردن +50 جذب بگیرید!!🦢
برای ثبت چنل های نازتون اینفو رو چک کنید✨
𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝘃𝗲𝗹𝗼𝘂𝗿𝗮𝟬 :: 🪽