تبلیغ در پارکشهر(بخش اول)
با خراب شدن وضعیت حجاب در پارکهای شهر، با چند نفر از رفقا تصمیم گرفتیم آتش به اختیار با خونواده بریم توی یکی از همین پارکها و یک کار فرهنگی نو انجام بدیم
تقریبا ۱۵ نفر از دوستان روحانی قبول کردن که با زن و بچه ما رو همراهی کنن
سن هیچکدوم از دوستان از ۴۰ تجاوز نمیکرد
جلسه اتاق فکر گذاشتیم
با همهٔ دوستان روحانی، توی مسجد محل اقامه نماز یکی از رفقا جمع شدیم
نماز مغرب و عشا رو خوندیم و جلسه در اتاق پایگاه برگزار شد
اتفاقا فرمانده پایگاه هم لطف کرد و با نفری یک فلافل، شام جلسه رو هم تقبل کرد
در جلسه، بعضی از دوستان پیشنهاد دادن که مومنین رو توی پارکهای شهر جمع کنن تا بیحجابها جرأت عرض اندام و کشف حجاب نداشته باشن
اما بعضی از دوستان دیگه نظرشون روی کار فرهنگی و گفتگو بود
میگفتن ما باید بریم با این افراد به صورت غیر مستقیم گفتگو کنیم و اونها رو نسبت به فلسفه حجاب و عاقبت بیحجابی توجیه کنیم
بعضی دیگه از دوستان که در زمینهٔ مشاوره و روانشناسی اسلامی تخصص داشتن نظر دقیقتری دادن
اونها گفتن که باید مردم به با یک سری ترفندهای تبلیغاتی به طرف خودمون بکشونیم و غیر مستقیم این مسائل رو بهشون بگیم و نه به صورت مستقیم و استدلالی خشک
و جالب این بود که اکثر دوستان با این پیشنهاد موافقت کردن اما نتیجهٔ جلسه، تجمیع دو نظر آخر بود هر چند که پیشنهاد دوستان مشاور در اولویت کاری ما قرار داشت
طبق همین پیشنهاد، شروع کردیم برنامه ریختن که چه کارهایی در این قالب میشه انجام داد
این جلسات ما یک هفته ادامه پیدا کرد و هر شب نزدیک سه ساعت گفتگو کردیم و همه جوانب کار رو سنجیدیم
دو نفر از روحانیون شهر که تخصص بیشتری در زمینهٔ مشاوره داشتند رو آوردیم تا خروجی کارمون پختهتر باشه
جلسه آخر، رئیس سازمان تبلیغات شهرستان رو دعوت کردیم تا از برنامهٔ ما مطلع بشن و با ما همکاری کنن
اتفاقا خیلی هم استقبال کردن و قرار شد سازمان تبلیغات هدیهای به دوستان ما بدن و امکانات مورد نیازمون رو هم فراهم کنن
بعد از این جلسات و برنامهریزی های دقیق، وارد فاز اجرایی شدیم
یکی از پارکهای شلوغ شهر رو انتخاب کردیم و با خانواده و تجهیزاتی که از قبل آماده کرده بودیم به اونجا رفتیم
با شهرداری هم هماهنگیهای لازم انجام شد و یک سری امکانات هم ازشون گرفتیم
تعدادی از خانمها و تعدادی از دوستان طلبه که تخصص کار با کودک دارن رو با خودمون همراه کردیم تا بچهها رو سرگرم کنند و به اصطلاح روی نسلهای آینده هم کار کرده باشیم
با سرگرم شدن بچهها، خانوادهها فرصت بیشتری پیدا میکردن که به سراغ غرفههای ما بیان
چندتا غرفه توی پارک دائر کردیم
و کنار هر غرفه، یک استند گذاشتیم و اسم غرفه رو روی اون نوشتیم
اسمهای جذابی هم برای غرفهها انتخاب کردیم
تست عشق- چقدر من رو میشناسی- ده سال دیگه کجاییم- بیا فالت بگیروم
حالا میگم غرفه، ذهنتون نره سراغ غرفههای آنچنانی
هر غرفه رو یک روحانی با تجربه در امر مشاوره با کمک خانمش میگردوند و از دوتا میز با فاصله ۱۵ متری و چندتا صندلی تشکیل میشد
بعضی از بچههای بسیج با لباس شخصی برای کنترل اوضاع در مواقع بحرانی هم اومده بودن
نماز مغرب و عشا رو به امامت یکی از دوستان روحانی وسط همون پارک و روی چمنها خوندیم
از بین مردمی که برای تفریح اومده بودن هم تعدادی با ما نماز خوندن اما بیشترشون با تعجب به ما نگاه میکردن
بعد از نماز، استندها رو نصب کردیم و دوستان غرفهدار سر جای خودشون نشستن
بریم سراغ کار غرفهها
درسته که اسم غرفهها متفاوت بود، اما در واقع یک کار مشترک انجام میدادن
توی این غرفهها، پسر و دخترهای جوون که ادعا میکردن زن و شوهر یا نامزد هستن(راست و دروغش رو تجسس نمیکردیم) میاومدن و به صورت جداگونه یک فرمی رو با سوال و جواب غرفه دار پر میکردن
توی این فرم، افراد میاومدن و انتظارات خودشون از همسر و زندگی آینده و چیزهایی که باعث رنجشِشون میشد رو میگفتن
توی بعضی از سوالات به صورت نامحسوس، انتظارات افراد نسبت به نوع پوشش و برخورد همسرشون در مقابل جنس مخالف رو پرسیده بودیم
بعد از تکمیل فرم، دوتاشون پیش روحانی مسئول غرفه میرفتن و شروع میکردن تک تک جوابها رو با هم چک میکردن
مسئول غرفه در اینجا سعی میکرد اونها رو برای به تفاهم رسیدن کمک کنه و با داوری، اونها رو به یک نقطهٔ مشترک صحیح میرسوند
در این بین، سوالات اصلی رو خیلی پررنگتر اما نامحسوس کار میکرد
مثلا خانم دوست نداشت شوهرش همکار خانم داشته باشه اما شوهر، معتقد بود اگر مردی تعهد خانوادگی داشته باشه، بین زنهای لخت هم بزاریدش به زنش خیانت نمیکنه
ادامه دارد...
@yousofnaseri
تبلیغ در پارکشهر (بخش دوم)
اینجا مسئول غرفه از اهمیت عفاف و حجاب صحبت میکرد و به خانم میگفت اگر همکاران همسرش با حیا و عفت باشن، شوهرش حتی اگر مشکل دار هم باشه، جرأت نمیکنه با اونها رفتار نامناسبی داشته باشه و با این حرف در واقع به خانم، این تلنگر رو میزد که اگر خودت عفت و حیا نداشته باشی باعث سوء ظن شوهر نسبت به خودت میشی چون داری به مردهای غریبه این پیام رو میدی که من نفوذ پذیر هستم
یا مثلا در مورد پوشش خانم، مرد نوشته بود که دوست داره همسرش مثل کشورهای خارجی و اروپایی، لباس راحت بپوشه و روسری رو لازم نمیدونه اما در جواب سوالِ ارتباط با نامحرم نوشته بود دوست داره خانمش حد و حدود رو رعایت کنه
اینجا مسئول غرفه میپرسید به نظر شما میشه لباس اروپایی پوشید اما توی معاشرت اروپایی نبود؟
سبک زندگی اروپایی همینه
اونجا زن محدود به شوهر نیست همون طوری که شوهر محدود به زنش نیست
در واقع راحتی اونها فقط به لباس خلاصه نمیشه و توی همه چیز راحتن
آیا شما اینها رو قبول میکنید؟
بعضی از مراجعین همدیگه رو نگاه میکردن و میگفتن نه ما اینطوریش رو قبول نداریم
اما بعضیها توی دو جا انقلت میکردن
بعضیها میگفتن اروپاییها اینطوری نیستن و قبول نمیکنن همسراشون با جنس مخالف باشن و جواب میگرفتن که این دیگه به خواستهٔ اونها نیست و جوامع آزاد، وقتی دارن همجنسبازی و ازدواج با حیوانات رو جایز میکنن، دیگه این چیزها در عمل براشون جا افتاده هست
اونهایی هم که قبول نمیکنن، در واقع برای همسرشون قبول نمیکنن اما پاش برسه، خودشون راحت به همسرشون خیانت میکنن
بعضیها هم میگفتن ما چرا باید همه فرهنگشون رو بگیریم
میتونیم قسمت پوشش رو بگیریم اما قسمت ارتباط با نامحرم رو بزاریم کنار
اونجا مسئول غرفه جواب میداد که متاسفانه این جداسازی میتونه در ذهن شما رخ بده اما مردی که همسر شما رو با اون لباس اروپایی میبینه، از اینکه شما این جداسازی رو انجام دادید بی خبره و سراغ همسر شما میره و باعث آزار و اذیتش میشه چون این پوشش یک نشانه از پذیرفتن فرهنگ غربه که راحتی در ارتباط هم جزئشه
ضمن اینکه این نوع پوشش یعنی اینکه مردهای دیگه هم حق دارن از دیدن بدن من لذت ببرن اما یک بحث روانشناسیه که میگه در واقع مردها از دیدن بدن زنها لذت نمیبرن بلکه دیدن بدن زنها باعث تحریک مرد و ورودش به رابطه میشه و رابطه باعث لذت مرد میشه و اگر رابطه ایجاد نشه با خودارضائی لذت رو برای خودش ایجاد میکنه
پس دیدن بدن زنها برای مرد، مقدمه لذت بردن هست و نه خود لذت بردن
پس زنی که این مقدمه رو ایجاد میکنه نمیتونه خودش رو از ادامه ماجرا جدا کنه و گاهی کار به خفت گیری و تجاوز و تعرض میرسه که همین اروپاییها توی این بحث رکورددار هستن
وقتی مسئول غرفه از روانشناسان غربی سند می آورد و میگفت این حرف دین نیست این حرف فلان روانشناس غربی هست، طرف مقابلش قبول میکرد و در تفکرات خودش بیشتر تردید میکرد
کار ما فقط به این چهار غرفه ختم نمیشد و بعضی از دوستان روحانی و خواهران طلبه که معمولا با همسران روحانی خودشون بودن، در قسمتهای مختلف پارک، میز و صندلی میزاشتن برای پاسخگویی به سوالات اعتقادی و فقهی مردم که اونجا هم مراجعین زیادی داشتن
یک ماه کار به این شکل ادامه داشت و تاثیر کار در سطح شهر هم مشهود بود و کشف حجاب به شدت کاهش پیدا کرد
اما به نظر شما چرا کار متوقف شد؟
فقط و فقط بخاطر اینکه بنده از خواب بیدار شدم
با بیدار شدن بنده، این رویای شیرین هم به پایان رسید
ماجرا شوخی بود اما خواستم بگم واقعا ظرفیت برای این کارها در بین طلاب و روحانیون، وجود داره اما باید حمایت مالی و معنوی ازشون صورت بگیره
مسئولینی که میگید باید کار فرهنگی بشه تا مسالهٔ بی حجابی و شل حجابی حل بشه؛ چرا به طرحهایی که دوستان دارن اعتنا نمیکنید و حاضر نیستید براشون هزینه کنید؟
همین طرح رو یکی از دوستان روحانی پیشنهاد دادن به بعضی از دستگاهها و سازمانهای فرهنگی، اما با طرح مشکلات بودجهای، دست رد به سینش زدن
@yousofnaseri
آیا در صورت تبرئهٔ طبری، قطعا یکی از دو رئیس قوه قضائیه ظلم کرده و مستحق حساب پس دادنه؟
@yousofnaseri
لاشخورهای فضای مجازی و سرمایههای رژیم اسرائیل؛
بفرمایید کوفت کنید
@yousofnaseri
پیشرفت کشور از مسیر افزایش تولید میگذرد
بدون مقدمه شروع میکنم
تولید کننده به دنبال سود خودش است
اگر قیمتش را در بازار سرکوب کنید، محصول خود را شده از طریق قاچاقچی به آنطرف مرز قاچاق میکند
گرفتن ۶ هزار کیلومتر مرز زمینی و ۳ هزار کیلومتر مرز دریایی، به اندازهٔ سیر کردن کل جمعیت کشور هزینه دارد و امری غیر ممکن است
پس تنها راه این است که دولت به تولید کننده اجازه دهد قیمت خود را منطقی بالا ببرد تا صرفهٔ اقتصادی قاچاق را برای او کاهش دهد
با این کار، قیمت بالا رفته اما قحطی و کمبود ایجاد نمیشود
کمبود کالا و ایستادن در صف های طولانی برای گرفتن کالایی محدود، آن هم با ارائهٔ کد ملی، به مراتب از تورم و گرانی آزار دهندهتر است علی الخصوص که خود کمبود، به گرانی منتج میگردد
دادن مجوز افزایش قیمت، منافع دیگری نیز برای کشور و مردم خواهد داشت
تولید کننده از قِبَل سودی که عایدش میشود، تولیدش را افزایش داده و عرضهٔ بیشتری به بازار خواهد داشت
وقتی عرضه بیشتر شود، قیمت متعادل میگردد و مازاد آن هم صادر شده و ارز آوری برای کشور پیدا میکند
با ارز وارد شده، نهادههای دام و دارو و صنعت وارد میشوند تا علاوه بر افزایش بیشتر تولید و ایجاد اشتغال بیشتر، مجددا از راه صادراتِ مازاد بر نیاز داخلیِ تولیداتمان، ارز وارد کشور میشود
اینگونه است که میتوانیم صادرات غیر نفتی را افزایش داده و به یک کشور تولیدکننده تبدیل شویم
وقتی تولید در کشوری، رونق گرفت و صرفهٔ اقتصادی پیدا کرد، سرمایهگذاران به سراغ تولید هر آنچه امکان تولید داشته باشد میروند
وقتی صادرات غیر نفتی بتواند بودجه کشور را تامین کند، صندوق توسعهٔ ملی، پول نفت را تنها برای تحقیق و توسعهٔ محصولات هایتک و دانشبنیان هزینه میکند
یعنی گسترش تولید محصولاتی که دنیا تشنیهٔ آنهاست و به هیچ وجه قابل تحریم و تحدید نیست
تولید این محصولات، در مرحلهٔ تحقیق و تولید اولیه، پر هزینه است اما در مرحلهٔ تولید انبوه، بواسطهٔ ارزش افزودهای که پیدا میکند، صرفهٔ اقتصادی بالایی خواهد داشت
سود مردم از افزایش تولید و ارز آوری بیشتر و تامین بودجهٔ سالانهٔ کشور:
۱. دست دولت برای افزایش حقوق کارکنان بازتر میشود
۲. تولیدکننده به افزایش حقوق کارگر خود رضایت میدهد
۳. با افزایش تولید، نیاز به نیروهای کار بیشتر شده و اشتغال ایجاد میشود
۴. امکان افزایش یارانهٔ دهکهای پایین فراهم میشود
۵. بودجهٔ لازم برای تولید مسکن فراهم میشود
۶. پروژههای عمرانی بدون دغدغهٔ مالی گسترش پیدا میکنند
۷. به صرفه شدن تولید، سرمایه را به سمت تولید آورده و با کاهش تقاضای سوداگری در بخش زمین و مسکن و طلا و ارز، قیمت این اقلام نیز پایین می آید
۸. با افزایش تولید و تولید کننده، رقابت در بین تولیدکنندگان افزایش پیدا میکند که نتیجهٔ آن، افزایش کیفیت و کاهش قیمت است؛ علی الخصوص تولیدکنندگانی که محصولات خود را صادر میکنند و باید با تولیدات کشورهای دیگر به رقابت بپردازند
همهٔ این اتفاقات، بواسطهٔ فعالیت تولیدکننده و سرمایهگذاری سرمایهگذار در بخش تولید حاصل میشود
دولت با نشان دادن چراغ سبز به تولید کننده در افزایش قیمت و دادن مجوز صادرات و پیگیری بازارهای جهانی برای صادرات از طریق دیپلماسی اقتصادی، قدم بزرگی را برداشته است تا خیال تولیدکننده از بابت سودش راحت گردد اما رسانههای دشمن و برخی مزدوران داخلی و همچنین دوستانی که از برنامههای دولت بیخبر هستند، قصد دارند با دمیدن در این التهاب بازار، مردم را برای فشار به دولت جهت کنترل قیمتها به خیابان بکشانند
این جو رسانهای و همراهی مردمی، تولیدکننده را در افزایش تولید و سرمایهگذار را در سرمایهگذاری در بخش تولید دچار تردید کرده و باعث شده است این روند، با کندی مواجه شود و زحمات دولت، آنگونه که باید، به ثمر ننشیند
ما مردم ایران باید بدانیم که دولت، هیچ سودی از تورم نمیبرد و تنها هزینههای خود را بالا و اعتبار خود را نزد مردم پایین میآورد
پس اگر راهی غیر از این مسیر ناهموار وجود داشت، دولت مجبور به انتخاب این مسیر نمیبود
لازم است کمی بیشتر از قبل صبوری کنیم و به رسانههای دشمن بیاعتنایی و با مشکلات اقتصادی سازگاری بیشتری پیدا کنیم، به امید خدا، آیندهٔ روشنی در انتظار این نظام اسلامی برآمده از خون صدها هزار شهید والامقام خواهد بود
*لازم به ذکر است که این مطلب به معنای تبرئهٔ بخشهای نظارتی دولت که وظیفهٔ نظارت بر بخش توزیع را دارند نیست
بسیاری از افزایش قیمتها از ناحیهٔ دلال و عمده فروش است و ربطی به تولید کننده ندارد
دولت موظف است با نظارت مستمر، بخش توزیع را کنترل کند تا مردم، تنها گرانی بخش تولید که برای پیشرفت کشور، مجبور به تحمل آن هستند را تحمل کنند
و دولت نباید اجازه دهد دلال، برای سود بیشتر، قیمتها را افزایش داده و فشار دوچندان بر مردم تحمیل نماید
@yousofnaseri
سلام علیکم
دوست عزیز
به جای قلم فرسایی و تحقیر حقیر و تأسف به حال بنده و تعجب بابت جهلم، بهتر نبود اشکال دقیقتری به مطلب میگرفتید؟
سرکوب قیمت و اجازه افزایش قیمت دو مسیری هست که مقابل ما قرار گرفته و
راه سومی وجود نداره
یا باید قیمت رو بابت نفع کوتاه مدت جیب مردم و به ضرر تولید کننده کنترل کنی و تولید رو از صرفه بندازی و دو روز دیگه که تولید کننده تولید رو متوقف کرد یا تولیداتش رو قاچاق کرد، مردم در به در دنبال مایحتاج خودشون بگردن و دولت هم ارزی که باید صرف تهیه نهادهها و مواد اولیهٔ دارو و صنعت و دام بکنه رو خرج واردات محصول نهایی مصرف بکنه
که با این کار، صنایع تعطیل، نرخ بیکاری افزایش، دامها قاچاق و دارو کمیاب میشه
فقط به قیمت اینکه مردم، مایحتاج خودشون رو در کوتاه مدت راحت به دست بیارن
یا باید اجازه افزایش منطقی قیمت رو بدی تا تولید کننده تشویق بشه با افزایش تولید، قیمت تمام شدهٔ تولیدات خودش رو پایین بیاره و کالا برای مردم هم ارزونتر بیفته
خیلی واضح و بدیهی هست که قیمت یک محصول با تیراژ ۱ هزار، بالاتر از محصولی در میاد که با تیراژ ۱۰۰ هزار تولید میشه
حالا این در حد اطلاعات بنده هست
شما بفرمایید عامل اصلی گرانی چیه؟
یوسف ناصری
بسیاری از دوستان، این مطلب رو به شکلهای مختلف از بنده پرسیده بودن
و اما جوابی که به این بزرگواران دادم👇
میخواستم این نکته رو در اصل مطلب بنویسم اما دیدم خیلی طولانی میشه و ننوشتم
شیخنا واقعا معتقد هستید دید اقتصادی دولت رئیسی و روحانی یکی هست؟
اتفاقا این تحلیل بنده با نگاه به حرکت دو سالهٔ دولت رئیسی بوده
دولتی که دیپلماسی اقتصادی رو فعال کرده تا برای کالای ایرانی بازار خارجی پیدا کنه
دولتی که در هر سفر استانی، پیگیر افتتاح بنگاههای اقتصادی و تولیدیهای تعطیل شده در دولت قبل هست
دولتی که داره مالیات رو برای تولید کاهش میده و پیگیر بستن مالیات بر عایدی سرمایه هست
دولتی که رانت رو از جلوی پای تولیدکننده برداشته تا در رقابت سالمتری تولیدش رو انجام بده
دولتی که به شهادت حضرت اقا، در گسترش تولیدات دانشبنیان عملکرد خوبی داشته
این کارها یعنی اهمیت دادن این دولت به تولید داخلی
شما میتونید این دولت رو با دولتی که دیپلماسیش فقط در کشورهای اروپایی خلاصه میشد و با همین نگاه به غرب، حتی کود انسانی از خارج وارد کرد و خواستار تعطیلی تولید گندم و واردات گندم از ارمنستان بود و با قرار دادن ارز ترجیحی، برخی از تولیدیهای بی نصیب رو به ورشکستگی کشوند مقایسه کنید؟
کارهای دولت نشون میده که این دولت داره مسیر تولید رو هموار میکنه
در حالی که دولت سابق، با شخم زدن مسیر تولید، همه بنگاههای تولیدی رو به ورشکستگی کشوند
این یعنی اینکه دید اقتصادی این دولت با دولت سابق بسیار متفاوته
میدونم برخی از عزیزان با شنیدن فرمایشات آقای دکتر جبرائیلی معتقد شدند که این دولت در مسیر دولت قبل قدم گذاشته و تغییر ریل اتفاق نیفتاده
اما بنده بر خلاف این عزیزان، فقط صحبتهای دکتر جبرائیلی رو نمیشنویم
بلکه صحبتهای طرف مقابل رو هم میشنوم و مهمتر از همه با تحقیق و نهایتا تامل و تفکر به جمع بندی میرسم
نگاه و مسیر حرکت این دولت، با دولت سابق بسیار متفاوته و در بالا تنها مسلمات این تفاوتها رو آوردم
تفاوتهایی که همه بهش معتقد هستند
یا علی
@yousofnaseri