623.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
😅🤣
➥𝙅𝙤𝙞𝙣꒷ https://eitaa.com/yyyy709 💀◂◂𖣠
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر ها در زمان های مختلف😂🤌🏻
ִֶָ J𝗈in𝗨𝗌 https://eitaa.com/yyyy709
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادت باشه زمین گرده💔
https://eitaa.com/yyyy709
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بستنی توت فرنگی✌️🍓🍓
https://eitaa.com/Rainbow70
داستان جدید و زیبا بخونیم😇📖
🗝✨ پارت 1 | هفت کلید پرنسس ✨🗝
باران آرام روی پنجره میبارید.
«آوین» کنار پنجره نشسته بود و دفتر نقاشیاش را ورق میزد. هیچکدام از نقاشیهایش مثل قبل به دلش نمینشست.
همان لحظه صدای تقتق آرامی از پشت پنجره آمد.
وقتی پرده را کنار زد، یک پرندهی سفید کوچک را دید که روبانی صورتی به پایش بسته شده بود.
پرنده روی لبهی پنجره نشست و پاکتی طلایی را جلوی آوین انداخت.
روی پاکت فقط یک جمله نوشته شده بود:
«فقط کسی که قلبش پر از مهربانی باشد، میتواند این نامه را باز کند...»
آوین با تعجب نامه را باز کرد.
داخل آن، یک کلید طلایی کوچک و یک نقشهی عجیب بود.
پشت نقشه نوشته شده بود:
«این فقط اولین کلید است... شش کلید دیگر در سرزمینهای جادویی پنهان شدهاند. اگر هر هفت کلید را پیدا کنی، درِ بزرگترین راز دنیا باز خواهد شد...»
ناگهان کلید شروع به درخشیدن کرد...
تمام اتاق پر از نور صورتی شد.
زمین زیر پای آوین لرزید و درست وسط اتاق، دری از نور ظاهر شد.
صدایی آرام گفت:
«اگر شجاعت داری... قدم اول را بردار...»
🤔《《به نظرت پشت در نور چی بود؟پارت بعدی رو از دست ندین...》》
🗝⭐️پایان پارت اول...