گذر زمان اینجوری شده که یهو غرق کاراتی سرتو میاری بالا برای استراحت و مواجه میشی با تایمی که برات عجیبه.!
_همین الان که نشستم فلان ساعت بودااا چجوری اینقدر زود گذشت؟
جمعه ۷ صبح علنا خیابونا خالی از انسان دوپا بود.
و خب ریزش برگها زیاد و خوشگل موشگل..
و چی کم داشتیم؟
آفرین. استایل مناسب و ی عکاس دربست برای عکاسی وسط خیابون میون برگها:)))))))
"رافـائِل
-
أنت أجمل شيء ینبض بقلبي کل ليلة.
«تو قشنگترین چیزی هستی که هر شب در قلبم میتپد.»
-محمود درویش-
کاش به مدت دوروز تو جنگلهای هیرکانی زندگی میکردم تا قشنگ متوجه پاییز میشدم؛ نه الان که فقط سوز و سرمای بدون برف و بارون نصیبم شده.