طهماسبی عزیز.
خنده های مان
گریه های مان
به سختی نفس کشیدنمان
به سختی زندگی کردنمان
آزمون های که به سختی دادیم
پرسش های که با استرس گذروندیم
معلم ها و توهین هاشون
معلم ها و مهربونی هاشون
پروژکتور هایی که خاموش میکردیم
و زنگ های که میپیچوندیم
مرآت ها و تست های بی شمارش
جامع ها و اثبات عقده ای بودن معلم ها
اذان های یهویی گوشی ای که سر کلاس روشن بود
و کدوحلوایی ها و خنده های بعدش
صبحگاه ها و خانم های نهمممم
قایق گوشه ی تخته که با نگاه های خیره ی بچه ها به اقیانوس افکارشون سفر میکرد
حالت های حمله ی پروژکتور
و .....
همه رو دیدی
همه تمام شد
همه-