eitaa logo
ضامن اشک بر امام حسین ع مادرش فاطمه س است.
6.5هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
897 فایل
السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل است ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk باب الحسین ع https://t.me/Babolhusein آی دی پاسخ به سوالات @m_h_tabemanesh تبادل @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
710.3K
سلام استاد کتاب الخصایص الخسینیه بلد نیستم چطوری سخنرانی در بیاریم سلام علیکم 🌴 بسیار مهم روش و فنون سخنرانی تذکرات مهم برای جلسات خواهر های محترم و جذب آنها السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
171.8K
سلام استاد اگر امکان داره طرز خوندن وگریز روضه را هم صوتش را در کانال قرار بدید ممنون السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
خطبه ابن زیاد لع در مسجد کوفه و شهادت عبدالله بن عفیف قال الراوي: ثم ان ابن‏زياد صعد المنبر فحمد الله و أثني عليه و قال في بعض کلامه: الحمد لله الذي أظهر الحق و أهله، و نصر أميرالمؤمنين و أشياعه ، و قتل الکذاب ابن‏الکذاب. فما زاد علي هذا الکلام شيئا حتي قام اليه عبدالله بن عفيف الأزدي، و کان من خيار الشيعة و زهادها و کانت عينه اليسري، ذهبت في يوم الجمل والاخري في يوم الصفين ، و کان يلازم المسجد الأعظم يصلي فيه الي الليل، فقال يا ابن‏زياد ان الکذاب ابن‏الکذاب أنت و أبوک و من استعملک و أبوه، يا عدو الله أتقتلون أبناء النبيين و تتکلمون بهذا الکلام علي منابر المؤمنين . قال الراوي: فغضب ابن‏زياد و قال: من هذا المتکلم؟ فقال : أنا المتکلم يا عدو الله! أتقتل الذرية الطاهرة التي قد أذهب الله عنها الرجس ، و تزعم أنک علي دين الاسلام؟ واغوثاه! أين أولاد المهاجرين والأنصار؟ لا ينتقمون من طاغيته اللعين ابن‏اللعين، علي لسان رسول رب العالمين. قال الراوي: فازداد غضب ابن‏زياد لعنه الله حتي انتفخت أوداجه، و قال: علي به. فتبادرت اليه الجلاوزة من کل ناحية ليأخذوه، فقامت الأشراف من الأزد من بني‏عمه ، فخلصوه من أيدي الجلاوزة ، و أخرجوه من باب المسجد و انطلقوا به الي منزله. فقال ابن‏زياد: اذهبوا الي هذا الأعمي أعمي الأزد، أعمي الله قلبه کما أعمي عينه. فأتوني به. قال: فانطلقوا اليه، فلما بلغ ذلک الأزد اجتمعوا، و اجتمعت معهم قبائل اليمن ليمنعوا صاحبهم. قال: [و] بلغ ذلک ابن‏زياد، فجمع قبائل مضر ، وضمهم الي محمد بن الأشعث و أمرهم بقتال القوم. قال الراوي: فاقتتلوا قتالا شديدا حتي قتل بينهم جماعة من العرب. قال: و وصل أصحاب ابن‏زياد الي دار عبدالله بن عفيف، فکسروا الباب، و اقتحموا عليه، فصاحت ابنته: أتاک القوم من حيث تحذر. فقال: لا عليک، ناوليني سيفي. قال: فناولته اياه، فجعل يذب عن نفسه، و يقول: أنا ابن‏ذي الفضل عفيف الطاهر عفيف شيخي و ابن‏ام عامر کم دارع من جمعکم و حاسر و بطل جدلته مغاور قال: و جعلت ابنته، تقول: يا أبت ليتني کنت رجلا أخاصم بين يديک اليوم هؤلاء الفجرة، قاتلي العترة البرزة. قال: و جعل القوم يدورون عليه من کل جهة، و هو يذب عن نفسه، فلم يقدر عليه أحد، و کلما جاء من جهة قالت: يا أبت ! جاؤوک من جهة کذا. حتي تکاثروا عليه، و أحاطوا به، فقالت بنته: وا ذلاه! يحاط بأبي و ليس له ناصر يستعين به! فجعل يدير سيفه، و يقول (شعر) :
ابن‏زياد گفت: «اي دشمن خدا! درباره‏ي عثمان بن عفان چه گويي؟» گفت: «اي زر خريد قبيله‏ي علاج! اي پسر مرجانه! (و فحشي چند به او داد) تو را چه با عثمان بن عفان؟ خوب کرد يا بد، اصلاح کرد يا تباهي، خداي تبارک و تعالي خود حاکم بر مقدرات آفريدگان خود مي‏باشد که ميان آنان و عثمان به داد و حق قضاوت فرمايد. ولي تو حال پدرت و خودت و يزيد و پدرش را از من بپرس.» ابن‏زياد گفت: «به خدا ديگر پرسشي از تو نکنم تا شربت ناگوار مرگ را جرعه جرعه بنوشي.» عبدالله بن عفيف گفت: «سپاس خداي را که پروردگار جهانيان است. من پيش از آن که مادر تو را بزايد، از خداوند، پروردگار خود خواسته بودم که شهادت را روزي من گرداند و خواسته بودم که اين شهادت با دست ملعون‏ترين خلق و مبغوض‏ترين آنان در نزد خدا انجام پذيرد. همين که چشمم از دست برفت، از شهادت مأيوس شدم و الآن سپاس خداي را که پس از نااميدي، شهادت را بر من روزي فرمود و مستجاب شدن دعايي را که از ديرزمان نموده بودم، به من شناساند.» ابن‏زياد گفت: «گردنش را بزنيد.» گردنش را زدند و در سبخه به دارش آويختند. قسمتی از کتاب کودک کربلاء به روایت خضرت رقیه س 🌹دوستان مبلغ کانال مقتل باشید. السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
أقسم لو يفسح لي عن بصري ضاق عليکم موردي و مصدري قال الراوي: فما زالوا به حتي أخذوه، ثم حمل، فأدخل علي ابن‏زياد فلما رآه قال: الحمد لله الذي أخزاک. فقال له عبدالله بن عفيف: يا عدو الله! و بماذا أخزاني الله؟ والله لو فرج لي عن بصري ضاق عليک موردي و مصدري فقال ابن‏زياد: يا عدو الله! ما تقول في عثمان بن عفان؟ فقال: يا عبدبني‏علاج ! يا ابن‏مرجانة! - و شتمه - ما أنت و عثمان بن عفان؟ أساء أو أحسن و أصلح أم‏أفسد. والله تبارک و تعالي ولي خلقه، يقضي بينهم و بين عثمان بالعدل والحق ، و لکن سلني عن أبيک، و عنک و عن يزيد و أبيه. فقال ابن‏زياد: والله لا سألتک عن شي‏ء أو تذوق الموت غصة بعد غصة. فقال عبدالله بن عفيف: الحمد لله رب العالمين، أما اني قد کنت أسأل الله ربي أن يرزقني الشهادة من قبل أن تلدک امک، و سألت الله أن يجعل ذلک علي يدي ، ألعن خلقه و أبغضهم اليه، فلما کف بصري يئست عن الشهادة و الآن ، فالحمد لله الذي رزقنيها. فقال ابن‏زياد: اضربوا عنقه. فضربت عنقه، و صلب في السبخة. ابن‏طاووس، اللهوف، / 169 - 164 مساوي عنه: المجلسي، البحار، 121 - 119/45؛ القمي، نفس المهموم، / 412 - 410؛ 🌹🌹🌹🌹 ترجمه راوي گفت: سپس ابن‏زياد بر منبر شد و حمد و ثناي الهي به جا آورد و ضمن سخن گفت: «سپاس خدايي را که حق و اهل حق را پيروز کرد و اميرالمؤمنين و پيروانش را ياري فرمود و دروغگو و فرزند دروغگو را کشت.» همين که اين سخن بگفت، پيش از آن که جمله‏ي ديگري ادا کند، عبدالله بن عفيف ازدي برخاست. اين بزرگوار از بهترين افراد شيعه و زهاد بود و ديده‏ي چپ او در جنگ جمل از دست رفته بود و ديده راستش به روز صفين. همواره ملازم مسجد بود و همه روز را تا شب در مسجد به نماز مشغول بود. گفت: «اي پسر زياد! دروغگو و پسر دروغگو تو هستي و پدرت و کسي که تو را بر ما فرماندار کرده است و پدرش. اي دشمن خدا! فرزندان پيغمبران را مي‏کشيد و بر فراز منبرهاي مؤمنين چنين سخن مي‏رانيد؟» راوي گفت: ابن‏زياد در خشم شد و گفت: «اين سخنگو کيست؟» عبدالله گفت: «منم اي دشمن خدا! خاندان پاکي را که خداوند از آنان پليدي را بر کنار فرموده است، مي‏کشي و گمان مي‏کني که مسلماني؟ اي واي! کجايند مهاجران و انصار که از امير سرکش تو که خود و پدرش به زبان محمد پيغمبر پروردگار جهانيان ملعون است، انتقام بگيرند؟» راوي گفت: خشم ابن‏زياد فزون‏تر شد تا آن جا که رگ‏هاي گردنش پر از خون شد و گفت: «اين مرد را نزد من بياوريد.» پيشخدمتان از هر طرف پيش دويدند تا او را بگيرند. اشراف قبيله‏ي ازد که پسر عمويش بودند، به پا خاستند واو را از دست فراشان گرفتند واز در مسجد بيرونش بردند و به خانه‏اش رساندند. ابن‏زياد دستور داد: «برويد واين کور قبيله‏ي ازد را که خداوند دلش را نيز مانندچشمش کور کند، به نزد من آوريد.» راوي گفت: مأموران رفتند. چون خبر به قبيله‏ي ازد رسيد، جمع شدند و قبيله‏هاي يمن نيز با آنان هم آهنگي کردند تا نگذارند بزرگشان گرفتار شود. راوي گفت: به ابن‏زياد گزارش رسيد. او دستور داد، قبيله‏هاي مضر به خدمت زير پرچم احضار شدند و به فرماندهي محمد بن اشعث فرمان جنگ داد. راوي گفت: جنگ سختي کردند تا آن که گروهي از عرب در اين ميان کشته شدند. راوي گفت: سربازان ابن‏زياد تا در خانه‏ي عبدالله عفيف پيشروي کردند و در را شکستند و به خانه هجوم بردند. دخترش فرياد برآورد: «مردم آمدند؛ از راهي که بيم آن داشتي.» گفت: «ببا تو کاري ندارند. شمشير مرا بياور.» دختر شمشير را به دستش داد. عبدالله از خود دفاع مي‏کرد و شعري به اين مضمون مي‏خواند: فرزند فاضلم عفيف و طاهر بابم عفيف و مامم ام‏عامر بس قهرمان چابک و دلاور کافکندم از شما به خون شناور راوي گفت: دخترش مي‏گفت: «پدر جان! اي کاش من مرد بودم و در برابر تو امروز با اين بدکاران و قاتلان خاندان نيکان مبارزه مي‏کردم!» راوي گفت: مردم از هر طرف گرد او را مي‏گرفتند و او از خود دفاع مي‏کرد و کسي را جرأت پيشرفت نبود و از هر طرف که مي‏آمدند، دخترش مي‏گفت: «پدر جان! از فلان سو آمدند.» تا آن که افراد دشمن زياد شدند و گردش را گرفتند. دخترش گفت: «آه، ذليل شدم. پدرم را احاطه کرده‏اند و ياري ندارد که پدرم از او ياري بطلبد.» عبدالله شمشير به گرد خود مي‏چرخاند و شعري به اين مضمون مي‏گفت: «به جان دوست که گر ديده باز بود مرا نبود باز شما را ره دخول و خروج» راوي گفت: آن قدر مبارزه کرد تا عبدالله را دستگير کرده و به نزد ابن‏زياد بردند. چون چشمش به او افتاد: «سپاس خداي را که تو را خوار کرد.» عبدالله بن عفيف گفت: «اي دشمن خدا! براي چه خدا مرا خوار کرد؟» خداي را قسم ار بود ديده‏ام روشن تو را نبود رهي باز بر دخول و خروج
884K
سلام علیکم استاد بزرگوار صبح شما بخیر خدا قوت راهنمایی بفرمایید متشکرم بزرگوار استاد بفرمایید چه آیاتی را باید حفظ کنم که از منظر قرآن کتاب خصایص الحسینیه را بیان کنم متشکرم بزرگوار
772.2K
استاد داریم دوره مداحی ک میبینیم گفتن این کتاب را دوره کنید 🌹 سلام علیکم کتاب خصائص یک کتاب کاملا تخصصی است و باید حد اقل بعد از 5 مقتل معتبر خوانده شود. 🌹 متاسفانه با در نظر نگرتن سیر مطالعاتی بعضی از افراد ضربه ی جبران ناپذیری می زنند. 🌹 از اتفاقات تاسف انگیز این است که مثلا درس علی اکبر ع از 5 مقتل معابر گفته نشده و دانشجو که اصلا اطلاعات در باره ی این مقتل ندارد می روند اختلاف مقتل و یا شبه آن را می گویند که ناشی از کم سوادی مدرس یا اظهار علم و معلومات است. حتما پست را گوش کنید جتما دوستان را به کانال دعوت کنید تا مسیر صحیح مقتل طی شود . یا امیر المومنین نشر دهید. السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
166.1K
سلام بله ممنون پس به خاطره اون نمی‌توانیم درک نمیکنم هرچی مطالب کردم درک نشد برام پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
81.1K
سلام استاد کتاب سوگنامه ال محمد؟استاد به ما گفته بخونین؟ پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
284.6K
سلام ی کم از روضه های امام صادق متن بگذارید جای دوری نمیره متن عربی و روضه یا پی دی اف و مقاله معرفی کنید نکته برداری کنیم طرف میره مجلس امام صادق ع اصلا از امام صادق ع نمیخونه پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh
420.1K
سوال دوستان در باره ی خوردن سر حضرت زینب س به چوبه ی محمل
876.3K
سلام علیکم 🌹نطحت را باید بصورت مجهول خواند و معنی می شود سر به چوبه ی محمل خورد نه اینکه عمدا حضرت سر را عمدا زد. 🌹اهمیت دانستن عربی در فهم مقتل پاسخ به شبهات مقتل در پیام رسان ایتا @zameneashk1 آی دی برای پرسش مقتل و ارسال مطلب @m_h_tabemanesh