eitaa logo
ضامن اشک بر امام حسین ع مادرش فاطمه س است.
6.4هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
897 فایل
السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل است ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk باب الحسین ع https://t.me/Babolhusein آی دی پاسخ به سوالات @m_h_tabemanesh تبادل @m_h_tabemanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
❖﷽❖ 📜 وَ رَوَى أَبُو طَاهِرٍ مُحَمَّدُ بْنُ‌ الْحَسَنِ‌ الترسي فِي كِتَابِ‌ مَعَالِمِ‌ الدِّينِ‌ قَالَ‌ قَالَ‌ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌: لَمَّا كَانَ‌ مِنْ‌ أَمْرِ الْحُسَيْنِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ مَا كَانَ‌ ضَجَّتِ‌ الْمَلاَئِكَةُ‌ إِلَى اللَّهِ‌ بِالْبُكَاءِ وَ قَالَتْ‌ يَا رَبِّ‌ هَذَا الْحُسَيْنُ‌ صَفِيُّكَ‌ وَ ابْنُ‌ بِنْتِ‌ نَبِيِّكَ‌ قَالَ‌ فَأَقَامَ‌ اللَّهُ‌ ظِلَّ‌ الْقَائِمِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ وَ قَالَ‌ بِهَذَا أَنْتَقِمُ‌ لِهَذَا.. قَالَ‌ الرَّاوِي فَارْتَفَعَتْ‌ فِي السَّمَاءِ فِي ذَلِكَ‌ الْوَقْتِ‌ غُبْرَةٌ‌ شَدِيدَةٌ‌ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ‌ فِيهَا رِيحٌ‌ حَمْرَاءُ لاَ تُرَى فِيهَا عَيْنٌ‌ وَ لاَ أَثَرٌ حَتَّى ظَنَّ‌ الْقَوْمُ‌ أَنَّ‌ الْعَذَابَ‌ قَدْ جَاءَهُمْ‌ فَلَبِثُوا كَذَلِكَ‌ سَاعَةً‌ ثُمَّ‌ انْجَلَتْ‌ عَنْهُمْ‌. 📝ابو طاهر محمّد بن حسين برسى در كتاب معالم الدين خود از امام صادق عليه السّلام آورده كه فرمود: بعد از شهادت حسين عليه السّلام، فرشتگان به ضجّه آمده و عرض كردند: پروردگارا! اين برگزيدۀ تو حسين و فرزند برگزيده است و فرزند دختر پيامبرتوست. در پاسخ ملائك، خداوند سايۀ مبارك قائم «آل محمّد» را برافراشت و فرمود: با دست اين انتقام حسين را مى‌گيرم. راوى گويد: بعد از شهادت امام صلوات اللّه عليه، غبارى شديد و سياه و تار با بادى سرخ در آسمان برخاست كه هيچ چيز قابل ديد و رؤيت نبود، تا آن جا كه مردم خيال كردند عذاب بر آنان فرود آمده است، ساعتى درنگ كردند، آن گاه برطرف شد. 📚لهوف، صفحه 157 کانال الدولة الزهرائیة (عج) در تلگرام @Aldolatahalzahraeyah کانال الدولة الزهرائیة (عج) در ایتا http://eitaa.com/joinchat/2080309258Cc6c103cb84
«خبر آوردن ذوالجناح برای اهل حرم در عصر عاشوراء» «اسارت آل الله» 📜 انتظار در خیام: همه منتظر امام خود حسین ع بودیم اما از پدرم اصلا خبری نبود. همه‌ی نگاه‌ها به یک بلندی بود که پدرم با ذوالجناح بالای آن می‌رفت و ما را صدا می‌زد و صدای او را از دور می‌‌شنیدیم. با ذکر«لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» ما را متوجه خود می‌نمود. عمه‌ام به اهل حرم و بچه‌ها خبر سلامتی پدرم را می‌داد. مدتی طول کشید و خبری از صدای ذکر پدرم بر آن بلندی نبود. باز هم تمام نگاه‌ها به آن بلندی دوخته شده بود. صدای سم ذوالجناح هم نمی‌آمد. عمه‌ام طاقت نیاورد به ما گفت: از خیمه بیرون نروید تا بروم و خبر بیاورم. ما مردی نداشتیم تا برود و خبر بیاورد. عمه‌ام بالای بلندی رفت و حسین× را صدا زد. چند مرتبه رفت و آمد؛ اما نتوانست خبری بیاورد. عمه‌ام مضطر شده بود؛ نزدیک غروب بود… ذوالجناح بی صاحب آمد صدای صیحه¬ای همه‌ی اهل حرم را به بیرون کشید، اسب پدرم بود. ما خوشحال از اینکه سالار و سرور کاروان آمده است، همه از خیام بیرون ریختیم. آری! صدای ذوالجناح بود. اما بدون صاحب آمده بود! باور نداشتیم، مگر می¬شود ذوالجناح بی راکب برگردد! چون خواهران و دختران و اهل بیتِ حضرت، صدای آن حیوان را شنیدند، از خیمه بیرون آمدند و آن اسب را بی‏صاحب و بی‏سوار و غرق به خون دیدند. پس فهمیدند که آن حضرت شهید شده است. آنگاه فریاد به گریه و شیون بلند کردند و حضرت ام‏کلثوم÷ دست خود را بر سر گذاشت و گفت: «وامحمّداه! واجداه! وانبیاه! وا اباالقاسماه! وا علیاه! وا جعفراه! وا حمزتاه! وا حسناه! یا رسول الله! هذا حسین بالعراء صریع بکربلاء، محزوز الرأس من القفاء، مسلوب العمامة و الرداء.» یا رسول الله! این حسین است که بر زمین کربلاء افتاده است. این حسین است که سر او را از قفا بریده‏اند و عمامه و ردای او را به تاراج برده‏اند. جلو رفتم و پای اسب را گرفتم، اشک از گوشه‌ی چشم حیوان جاری بود. همه به او می‌گفتند: صاحبت چه شد؟ چه کسی او را کشت. من فقط به او گفتم من فقط یک سوال از تو دارم، ای اسب! «هَلْ سُقِی ابی امْ قُتِلَ عَطْشاناً؟» پدرم كه می‏رفت، با لب تشنه رفت، من می‏خواهم بدانم كه آیا پدرم را با لب تشنه شهید كردند یا در دم آخر به او یک جرعه آب دادند؟ ذوالجناح سر خویش را پایین انداخت؛ حکایت از اینکه «بل قُتِلَ عَطْشاناً؛ بلکه او را با لب تشنه کشتند.» 📚کتاب مذبوح فرات صفحه ی 665 ؛ محمد حسین تابع منش @zameneashk1
حرکت حضرت زینب س و اهل حرم به سمت گودال 📜 با دیدن یال خونین ذوالجناح، فهمیدیم ذوالجناح چه پیامی را آورده است. یال خونی خبر از شهادت حسین× داشت. صفی از زنان و بچه‌ها پشت سر عمه‌ام به راه افتادیم. مادرها، بچه‌ها را بغل کرده بودند. ما هم می‌دویدیم و زمین می‌خوردیم. از خیمه‌ها حرکت کردیم. از آن بلندی هم که مشرف به محل شهادت بود، عبور کردیم، از میان صفوفی که سربازان خبیث آنجا را محاصره کرده بودند گذشتیم و به تپه ای از سنگ و نیزه و شمیشیرهای شکسته رسیدیم. عمه ام جلوتر از ما به سرعت دوید و رفت. ما منتظر ماندیم. بعد از مدتی عمه ام آمد ما را به سرعت به خیمه‌ها برگرداند. فقط اشک می‌ریخت و فقط پیامبر| را صدا میزد: «وا محمّداه! صلی علیک ملیک السماء هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الأعضاء و بناتک سبایا، الی الله المشتکی، و الی محمّد المصطفی و الی علی المرتضی، و الی حمزة سیدالشهداء.» وا محمّداه! صلوات و رحمت و درود خدا که پادشاه آسمانهاست بر تو باد. این حسین است که با اعضای پاره پاره در خون خویش آغشته است. اینک دختران تو هستند که همه اسیر هستند. همانا به خدا و محمّد مصطفی و علی مرتضی و حمزه سیدالشهداء این شکایت و شکوه میبرم. «وا محمّداه! هذا حسین بالعراء، یسفی علیه الصبا، قتیل أولاد البغایا، یا حزناه یا کرباه الیوم مات جدی رسول الله، یا أصحاب محمّداه! هؤلاء ذریة المصطفی یساقون سوق السبایا.» وا محمّداه! این حسین توست که در بیابان عریان افتاده است و نسیم صحرا بر او می‌وزد. کشته‌ی اولاد زناست. واحزنا، امان از گرفتاری. همانا امروز جدّم رسول خدا| وفات یافته است. ای اصحاب رسول خدا|! اینها فرزندان رسول خدا| می‌باشند که ایشان را چون اسیران به اسارت می‌برند. «یا محمّداه! بناتک السبایا، و ذریتک مقتلة تسفی علیهم ریح الصبا، و هذا حسین محزوز الرأس من القفا، مسلوب العمامة و الردا» یا محمّداه! اینها دختران تو هستند که ایشان را به اسارت می‌برند و اینها فرزندانت هستند که کشته شده اند و باد صحرا بر ایشان می‌وزد. این حسین توست که سرش را از قفا بریده‏اند و عمامه و ردایش را به غارت برده‏اند. این جملات را مرتب تکرار می‌کرد. خدایا عمه ام چه دیده بود که اینگونه بی‌قراری می‌کرد و اشک می‌ریخت. 📚کتاب مذبوح فرات صفحه 667 ؛ محمد حسین تابع منش @zameneashk1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زینب س در گودال چه دیده بود 📝 زینب س در گودال ذبیح خدا را در خاک و خون بدون سر مطهر دید درحالیکه نیزه‌ها و سنگهای سیاه روی بدنش انباشته شده بود. «ففی یوم عاشوراء، بعد أن سقط‍‌ الحسین× عن ظهر جواده إلی الأرض صریعا، خرجت و معها العیال و الأطفال-إلی جهة المعركة تشقّ‌ الصّفوف، حتّی إذا وصلت إلی مثوی الجسد الطّاهر، أخذت تزیح عنه قطع السّیوف و حطام الرّماح و فلول السّهام و الحجارة المتكوّرة، و هی تنادی: وا محمّداه، وا جدّاه، هذا حسین بالعراء، مرمّل بالدّماء، مقطّع الأعضاء، و بناتك سبایا، و ذرّیتك مقتّله، فأبكت كلّ‌ عدوّ و صدیق، حتّی جرت دموع الخیل علی حوافرها ثم جاءت حتی وقفت علیه، و بسطت یدیها تحت بدنه المقدس، و رفعته نحو السماء، و هی تقول: «اللهم تقبل منا هذا القربان». «و در روز عاشوراء بعد از آنکه امام حسین× از پشت اسبش در خاک و خون غلطید، زینب÷ درحالیکه عیال و اطفال حسین× پشت سرش بودند به سمت گودال حرکت کرد و صفوف دشمن را شکافت تا به جسد مطهر حسین× رسید و از رویش شمشیرها و نیزه‌ها و تیرهای شکسته و سنگهای سیاهی را برداشت که بر روی بدن انباشته شده بودند و فریاد می‌زد: وامحمّدا؛ واجداه این حسینتوست در بیابانها به خون آغشته، اعضایش قطع شده و دخترانت اسیر و ذرّیه ات کشته شده. پس هر دوست و دشمنی بر او گریست. به طوری که حتی اشک اسبها بر سُمهایشان فرو ریخت. سپس زینب÷ در مقابل آن بدن مقدس ایستاد و دستهایش را زیر بدن مقدس قرار داد و آن را به سمت آسمان بلند کرد، درحالیکه می‌فرمود: خدایا این قربانی را از ما قبول بگردان.» 📚کتاب مذبوح فرات صفحه ی 668 ؛ محمد حسین تابع منش @zameneashk1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام علیکم دوستانی که در جلسه از کتاب مذبوح فرات استفاده می کنند مراسم خود را لطفا در ای دی حقیر ارسال کنند. ممنون فقط برادران
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹🌿مجلس عصر عاشورا ۱۴۰۳/۴/۲۶ السلام علیک یاابا عبدالله کانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر و پاسخ به شبهات مقتل است ایتا @zameneashk1 تلگرام @zameneashk باب الحسین ع ، کلاس های غیر حضوری https://t.me/Babolhusein آی دی پاسخ به سوالات @m_h_tabemanesh2
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹🌿ادامه مجلس عصر عاشورا ۱۴۰۳/۴/۲۶
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹🌿ادامه مجلس عصر عاشورا ۱۴۰۳/۴/۲۶
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا