هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
حکایت عاشقانهٔ شاه عباس و فیروزه
در روزگار شاه عباس ، زمانی که او در اوج قدرت بود، دلش گرفتار دختری شد از میان مردم عادی؛دختری زیبا و باوقار به نام فیروزه، که نه از خاندان اشراف بود، نه از درباریان.روزی که شاه در لباس مبدّل برای بازرسی به میان مردم رفت، در بازار، نگاهش به دختری افتاد که با پدرش قالی میفروخت.نه زیور داشت، نه آرایش، اما چشمانش آرامشی عجیب داشت.شاه با نام مستعار، چندبار به بازار آمد، و هر بار با او سخن گفت. دلش آرام نمیگرفت.پس از چند ماه،هویت واقعیاش را فاش کرد او را به دربار دعوت کرد.اما فیروزه گفت👇
https://eitaa.com/joinchat/2167799996C38369da878
#سوتی🗯🔎
#ارسالیاعضا❤️🔥
8سالم بود وخیلی شیطون بودم
یه بار خواهرم میخواست آماده شه بره مدرسه. بعد من رفتم تو اتاقشو پشت چوب لباس قایم شدم
خواهرم اومد تو اتاق و معلوم نبود به خاطر چی عصبانیه ، هی با خودش حرف میزد و با دستش علامت برو بابا میکرد😐
واااای من مرده بودم از خنده
بعد که لباساشو پوشید ، میخواست مقنعشو بزنه ، من تکون خوردم. بعد خواهرم شک کرد یواشکی اومد سمت چوب لباسی و یواش یواش و با ترس لباسارو کنار میزد یهو منو دید
طفلک انقدر ترسید ، بعدش سره فحشو کشید بهم😂😂
✿.•.❀.•.❁.•. ✿.•.❀.•.❁.•.❀.•
هدایت شده از گسترده 5 ستاره 🌟🌟🌟🌟🌟
❓ چرا خواستگار میآید ولی جور نمیشود؟
😣😳 چشمزخم؟
🔐 گرههای پنهان؟
⚫ انرژی منفی؟
در این کانال، مجموعهای از دعاها و دستورات معنویِ مجرب را میخونید برای:
✔️ گشایش بخت و ازدواج 💍
✔️ افزایش محبت بین زوجین ❤️
✔️ گشایش رزق و برکت 💰
✔️ رفع چشمزخم و سنگینی
✔️ آرامش ذهن و رفع اضطراب 🌿
همین الان عضو شو 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3374121477Cff5f1f0ed8
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
زمان:
حجم:
181.9K
آلبوم بهترین مداحی های اربعین 😍😍👌
🏴زنگخور محرم 1405 رسید
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
مداحی های شور درجه 1👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1425145856C34217a20aa
رایگان و با کیفیت دانلود کنید
#سوتی😜
#ارسالیاعضا❣
امروز مامانم رفت بیرون و گوشیش رو جا گذاشت🤦♀
چند دقیقه بعدش یه نفر بهش زنگ زد...منم محل ندادم گفتم هرکی هست خسته میشه قطع میکنه دیگه😁
دوباره زنگ زد رفتم جواب بدم،دیدم اسمه طرفو(گلبانو)سیو کرده🤔🤷♀
صدامو کلفت کردمو خیلی جدی جواب دادم گفتم بله بفرمایید؟🤨
اون طرفم صداشو نازک کرد و گفت شما باهام تماس گرفته بودید؟☺️
منم گفتم نه شما؟🧐
اون بیچاره هم یخورده مِنو مِن کرد و قطع کرد گوشیو😳
بعد دوباره زنگ زد با صدای جیغ جیغو گفت هدیه تویییی😠😕😆
تازه فهمیدم زن داداشمه🤣
همو نشناختیم اصن😂اخه صداش خیلی باکلاس و باعشوه بود،زنداداشه من همیشه جیغ جیغ میکنه همچین صدایی رو تو هفت سال سابق ازش نشنیده بودم😜🤪
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
@zanansoti
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده حرفهای
🔥 جام جهانی رو با ما زندگی کن! 🔥
دنبال حواشی داغ، نکات ناب و تحلیلهای حرفهای جام جهانی هستی؟ ⚽️
کانال ما بهترین مرجع توئه! از دست نده:
✅ حواشی داغ روز 🤫
✅ نکات کلیدی و جالب 📊
✅ تحلیلهای تخصصی 🧠
همین الان عضو شو و تب جام جهانی رو با ما تجربه کن! 👇
🔗 لینک عضویت:
https://eitaa.com/joinchat/3891856649C7fe63841ba
🔰جلوتر از بقیه کانال های ورزشی در ایتا⚽️
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
کدوم ذکر :👇
❧💖⨕ باز شدن بخت بسته
❧💖⨕ ازدواج با شخص مورد نظر
❧💖⨕ مهر و محبت و عزیز شدن نزد خانواده
❧💖⨕ رزق و روزی و رسیدن به مقام حقیقت
❧💖⨕ رونق ڪسب ڪار و باز شدن گره
❧💖⨕ زبان بند همسر و یا خانواده همسر
❧💖⨕ فروش ڪالا و ملک و زمین
❧💖⨕ محبوبیت نزد جمیع خلایق
👌❤️🔥کلیک کنید همین حالا زندگیتو عوض کن☟☟
بیا سمت شفا و حاجات 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2088501538Cdd7a78ee4b
#سوتی🗯🔎
#ارسالیاعضا❤️🔥
سلام سلام بازم من اومدم😁
گفتم ک نامزدم سربازه
حالاچن روزپیش ک رفته بودیم واسش وسایل بخریم ببره پادگان یهومن توفروشگاه شونه کوچیک دیدم و خیلی جدی ب مادرشوهرم گفتم یدونعم ازین شونهاواسش برداریم بد ی نگاخنداربهم کردوگف شوهرت بااین کودوم موهاشو شونه کنه یعنی ی لحظه ترکیدم ک چی گفتم😑😂😂😂😂
#بیتا
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
@zanansoti
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
پدرم آرتروز شدید زانو داشت و دردش فلجش میکرد 😱😭
صبحها که پا میشد، زانوش انقدر خشک بود که چند دقیقه طول میکشید راه بره…
میگفت انگار زانوم قفل میکنه، اصلاً زیر پام خالی میشه 😔
آخرش یکی از همکاراش اینجارو معرفی کرد 😍
الان نه زانوش قفل میکنه، نه اون دردِ سوزنده به سراغش میاد😍
اگه آرتروز زانو داری، قبل از اینکه به تزریق و عمل فکر کنی، حتماً امتحانش کن 👇
https://eitaa.com/joinchat/2583954915C49616aed7c
سوتی های خفن خانما🤣😝
#مریم همینجور زل زده بود به کف بیمارستان هیچی نمیگفت. - یعنی اینقدر برات غریبه شدیم علی؟ - چی بگم
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مریم
دکتر گفت:
- تو عکس که چیز خاصی نیست بعد به آزمایش نگاه کرد یکم مکث کرد
همین که مکث کرد خیلی حس بدی بهم دست داد علی هم که از استرس دستاش میلرزید
دکتر گفت
- قرصی هم مصرف میکنه
-نه دکتر
- یکبار دیگه باید آزمایش انجام بشه بعد تصمیم گیری میکنیم هرچی گفتیم مگه چی شده گفت فعلا مطمئن نیستم یکبار دیگه اورژانسی آزمایش انجام بشه و برام بیارید
تمام تنمون میلرزید پرستار خون رو گرفت و به علی تأکید کرد که بگه اورژانسی هست اونم برد آزمایشگاه خیلی استرس داشتیم همینجور داشتم راز و نیاز میکردم که دیدم از ته راهرو بیمارستان یک زنی داره میاد که خیلی شبیه به زهرا هست یکم که نزدیک تر شد جا خوردم
خودش بود و همینجور گریه میکرد قدم های بلند بر میداشت
تا بهم رسید گفتم:
- تو اینجا چیکار میکنی بیا بشین الان حالت بد میشه
- بچم بچم کجاست حالش چطوره؟
- آزمایش ازش گرفتن دکتر گفت دوباره اورژانسی ازش بگیرن
تا بعد قاطعانه بگه که چش شده
همینجور داشت گریه میکرد.
علی که اومد با داد گفت:
- مگه نگفتم نیا!
- نمیتونستم طاقت بیارم
- تو باید پیش مامان میموندی الان تنهاست اتفاقی براش بیفته روزگارتو سیاه میکنم.
وقتی علی این حرفو زد اصلا جا خوردم تاحالا نشده بود جلو ما اینجوری باهاش حرف بزنه
اصلا تاحالا نشده بود جلو ما اینجوری نگران حال مامان باشه
ادامه دارد....
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن افتادگی پلکهات رو پیدا کردم😱
🎗با تکنیک نوروژن🎗
🔻20سال جوون تر میشی🔻
▪️مناسب برای افتادگی پلک،تیرگی و گودی زیرچشم،چین وچروک😊
🔻 کارما جوانسازی پوست برای رفع چین چروک و افتادگی صورت با روشهای طبیعی و بدون درده 🔻
نتیجه ها را ببینی شگفت زده میشی 😳
برای مشاوره عدد (۵) رو بفرست
راه ارتباطی 👇
@Clinic_beautyy
@Clinic_beautyy
شماره تماس :
09960360768
لینک کانال👇
https://eitaa.com/joinchat/2034238826C030ba8c0e0
سوتی های خفن خانما🤣😝
#مریم دکتر گفت: - تو عکس که چیز خاصی نیست بعد به آزمایش نگاه کرد یکم مکث کرد همین که مکث کرد خیلی ح
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مریم
همینجوری با تعجب نگاهش میکردم که زهرا بلند شد رو کرد به علی وگفت
- یه دقیقه بیا کارت دارم
- من الان اصلا حوصله ندارم توروخدا ول کن.
- دارم بهت میگم بلند شو بیا کارت دارم
اینقدر اینو بلند گفت که پرستار گفت
- خانم چه خبره اینجا بیمارستانه یکم رعایت کنید
علی هم اوضاع رو که اینجوری دید رفت
نمیدونم چی بهش گفت که زد تو سر خودش و نشست رو زمین
خیلی استرس گرفته بودم با خودم میگفتم خدایا چرا دوروزه منو با بدترین اتفاقات زندگیم روبرو کردی
آخه یه آدم تا چقدر میتونه هرلحظه با یه مصیبتی روبرو بشه خیلی خسته بودم خیلی هم استرس داشتم سرم هم به حدی درد میکرد که حالت تهوع بهم دست داده بود همینجور سرم رو گرفته بودم و تو گوشیم نگاه ساعت کردم ساعت 4صبح بود اصلا باورم نمیشد ساعت 4 باشه که علی رفت ببینه جواب آزمایش آماده هست یا نه
من رفتم پیش زهرا با وجود اینکه دل خوشی ازش نداشتم، دلم هم براش می سوخت بهش گفتم
- نگران نباش انشالله که چیزیش نیست خودتو اذییت نکن الان تو باید به علی روحیه بدی یکم آروم باش
هیچی نمیگفت و فقط گریه میکرد که علی با جواب آزمایش اومد.
ادامه دارد