eitaa logo
سوتی های خفن خانما🤣😝
1.1هزار دنبال‌کننده
119 عکس
52 ویدیو
0 فایل
🦋┅┅❅بسم الله الرحمن الرحیم❅┅┅🦋 کپی حرام❌❌❌🚫🚫 🌟تمام داستان ها و خاطرات کاملا واقعی میباشد.🌟 💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖 #سوتی😜 و #خاطرات🍃 خودتونو ارسال کنین؛ ⭐⭐ فاطی ⭐⭐ هستم ادمین و مالک کانال @Faati_1374 ❤️❤️ ادمین رزو و دان و شات میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
زمان: حجم: 181.9K
آلبوم بهترین مداحی های اربعین 😍😍👌 🏴زنگخور محرم 1405 رسید ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ مداحی های شور درجه 1👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1425145856C34217a20aa رایگان و با کیفیت دانلود کنید
😜 امروز مامانم رفت بیرون و گوشیش رو جا گذاشت🤦‍♀ چند دقیقه بعدش یه نفر بهش زنگ زد...منم محل ندادم گفتم هرکی هست خسته میشه قطع میکنه دیگه😁 دوباره زنگ زد رفتم جواب بدم،دیدم اسمه طرفو(گلبانو)سیو کرده🤔🤷‍♀ صدامو کلفت کردمو خیلی جدی جواب دادم گفتم بله بفرمایید؟🤨 اون طرفم صداشو نازک کرد و گفت شما باهام تماس گرفته بودید؟☺️ منم گفتم نه شما؟🧐 اون بیچاره هم یخورده مِنو مِن کرد و قطع کرد گوشیو😳 بعد دوباره زنگ زد با صدای جیغ جیغو گفت هدیه تویییی😠😕😆 تازه فهمیدم زن داداشمه🤣 همو نشناختیم اصن😂اخه صداش خیلی باکلاس و باعشوه بود،زنداداشه من همیشه جیغ جیغ میکنه همچین صدایی رو تو هفت سال سابق ازش نشنیده بودم😜🤪 •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ • @zanansoti •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ •
🔥 جام جهانی رو با ما زندگی کن! 🔥 دنبال حواشی داغ، نکات ناب و تحلیل‌های حرفه‌ای جام جهانی هستی؟ ⚽️ کانال ما بهترین مرجع توئه! از دست نده: ✅ حواشی داغ روز 🤫 ✅ نکات کلیدی و جالب 📊 ✅ تحلیل‌های تخصصی 🧠 همین الان عضو شو و تب جام جهانی رو با ما تجربه کن! 👇 🔗 لینک عضویت: https://eitaa.com/joinchat/3891856649C7fe63841ba 🔰جلوتر از بقیه کانال های ورزشی در ایتا⚽️
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
کدوم ذکر :👇 ❧💖⨕ باز شدن بخت بسته ❧💖⨕ ازدواج با شخص مورد نظر ❧💖⨕ مهر و محبت و عزیز شدن نزد خانواده ❧💖⨕ رزق و روزی و رسیدن به مقام حقیقت ❧💖⨕ رونق ڪسب ڪار و باز شدن گره ❧💖⨕ زبان بند همسر و یا خانواده همسر ❧💖⨕ فروش ڪالا و ملک و زمین ❧💖⨕ محبوبیت نزد جمیع خلایق 👌❤️‍🔥کلیک کنید همین حالا زندگیتو عوض کن☟☟ بیا سمت شفا و حاجات 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2088501538Cdd7a78ee4b
🗯🔎 ❤️‍🔥 سلام سلام بازم من اومدم😁 گفتم ک نامزدم سربازه حالاچن روزپیش ک رفته بودیم واسش وسایل بخریم ببره پادگان یهومن توفروشگاه شونه کوچیک دیدم و خیلی جدی ب مادرشوهرم گفتم یدونعم ازین شونهاواسش برداریم بد ی نگاخنداربهم کردوگف شوهرت بااین کودوم موهاشو شونه کنه یعنی ی لحظه ترکیدم ک چی گفتم😑😂😂😂😂 •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ • @zanansoti •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ •
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
پدرم آرتروز شدید زانو داشت و دردش فلجش میکرد 😱😭 صبح‌ها که پا می‌شد، زانوش انقدر خشک بود که چند دقیقه طول می‌کشید راه بره… می‌گفت انگار زانوم قفل می‌کنه، اصلاً زیر پام خالی می‌شه 😔 آخرش یکی از همکاراش اینجارو معرفی کرد 😍 الان نه زانوش قفل می‌کنه، نه اون دردِ سوزنده به سراغش میاد😍 اگه آرتروز زانو داری، قبل از اینکه به تزریق و عمل فکر کنی، حتماً امتحانش کن 👇 https://eitaa.com/joinchat/2583954915C49616aed7c
سوتی های خفن خانما🤣😝
#مریم همینجور زل زده بود به کف بیمارستان هیچی نمی‌گفت. - یعنی اینقدر برات غریبه شدیم علی؟ - چی بگم
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر گفت: - تو عکس که چیز خاصی نیست بعد به آزمایش نگاه کرد یکم مکث کرد همین که مکث کرد خیلی حس بدی بهم دست داد علی هم که از استرس دستاش میلرزید دکتر گفت - قرصی هم مصرف میکنه -نه دکتر - یکبار دیگه باید آزمایش انجام بشه بعد تصمیم گیری میکنیم هرچی گفتیم مگه چی شده گفت فعلا مطمئن نیستم یکبار دیگه اورژانسی آزمایش انجام بشه و برام بیارید تمام تنمون میلرزید پرستار خون رو گرفت و به علی تأکید کرد که بگه اورژانسی هست اونم برد آزمایشگاه خیلی استرس داشتیم همینجور داشتم راز و نیاز میکردم که دیدم از ته راهرو بیمارستان یک زنی داره میاد که خیلی شبیه به زهرا هست یکم که نزدیک تر شد جا خوردم خودش بود و همینجور گریه میکرد قدم های بلند بر می‌داشت تا بهم رسید گفتم: - تو اینجا چیکار میکنی بیا بشین الان حالت بد میشه - بچم بچم کجاست حالش چطوره؟ - آزمایش ازش گرفتن دکتر گفت دوباره اورژانسی ازش بگیرن تا بعد قاطعانه بگه که چش شده همینجور داشت گریه میکرد. علی که اومد با داد گفت: - مگه نگفتم نیا! - نمیتونستم طاقت بیارم - تو باید پیش مامان میموندی الان تنهاست اتفاقی براش بیفته روزگارتو سیاه میکنم. وقتی علی این حرفو زد اصلا جا خوردم تاحالا نشده بود جلو ما اینجوری باهاش حرف بزنه اصلا تاحالا نشده بود جلو ما اینجوری نگران حال مامان باشه ادامه دارد....
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن افتادگی پلکهات رو پیدا کردم😱 🎗با تکنیک نوروژن🎗 🔻20سال جوون تر میشی🔻 ▪️مناسب برای افتادگی پلک،تیرگی و گودی زیرچشم،چین وچروک😊 🔻 کارما جوانسازی پوست برای رفع چین چروک و افتادگی صورت با روش‌های طبیعی و بدون درده 🔻 نتیجه ها را ببینی شگفت زده میشی 😳 برای مشاوره عدد (۵) رو بفرست راه ارتباطی 👇 @Clinic_beautyy @Clinic_beautyy شماره تماس : 09960360768 لینک کانال👇 https://eitaa.com/joinchat/2034238826C030ba8c0e0
سوتی های خفن خانما🤣😝
#مریم دکتر گفت: - تو عکس که چیز خاصی نیست بعد به آزمایش نگاه کرد یکم مکث کرد همین که مکث کرد خیلی ح
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همینجوری با تعجب نگاهش میکردم که زهرا بلند شد رو کرد به علی وگفت - یه دقیقه بیا کارت دارم - من الان اصلا حوصله ندارم توروخدا ول کن. - دارم بهت میگم بلند شو بیا کارت دارم اینقدر اینو بلند گفت که پرستار گفت - خانم چه خبره اینجا بیمارستانه یکم رعایت کنید علی هم اوضاع رو که اینجوری دید رفت نمیدونم چی بهش گفت که زد تو سر خودش و نشست رو زمین خیلی استرس گرفته بودم با خودم میگفتم خدایا چرا دوروزه منو با بدترین اتفاقات زندگیم روبرو کردی آخه یه آدم تا چقدر میتونه هرلحظه با یه مصیبتی روبرو بشه خیلی خسته بودم خیلی هم استرس داشتم سرم هم به حدی درد میکرد که حالت تهوع بهم دست داده بود همینجور سرم رو گرفته بودم و تو گوشیم نگاه ساعت کردم ساعت 4صبح بود اصلا باورم نمیشد ساعت 4 باشه که علی رفت ببینه جواب آزمایش آماده هست یا نه من رفتم پیش زهرا با وجود اینکه دل خوشی ازش نداشتم، دلم هم براش می سوخت بهش گفتم - نگران نباش انشالله که چیزیش نیست خودتو اذییت نکن الان تو باید به علی روحیه بدی یکم آروم باش هیچی نمی‌گفت و فقط گریه میکرد که علی با جواب آزمایش اومد. ادامه دارد
🔴تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشــ ـپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه  تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.»😳 دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»🏃‍♂️ مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد. تاجر که شب به خانه آمد، .... 👈ادامه داستان.. https://eitaa.com/joinchat/3965060580C74e906570f
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
🔞 کسی ، که《 غسل جنابت 》انجام نمی‌دهد.... حتماً بخـــونید 😱😱😱 https://eitaa.com/joinchat/3965060580C74e906570f مشــــاهده ➡️
بیا امروز را آنقدر سرگرمِ دوست داشتن و عشق ورزیدن به خودت و زندگیت باش که هیچ فرصتی برای نفرت نداشته باشی. ظهرتون بخیر و شادی🌤☔️ ─┅─═इई 🌸🌺🌸ईइ═─┅─