eitaa logo
سوتی های خفن خانما🤣😝
1.1هزار دنبال‌کننده
84 عکس
36 ویدیو
0 فایل
🦋┅┅❅بسم الله الرحمن الرحیم❅┅┅🦋 کپی حرام❌❌❌🚫🚫 🌟تمام داستان ها و خاطرات کاملا واقعی میباشد.🌟 💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖 #سوتی😜 و #خاطرات🍃 خودتونو ارسال کنین؛ ⭐⭐ فاطی ⭐⭐ هستم ادمین و مالک کانال @Faati_1374 ❤️❤️ ادمین رزو و دان و شات میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
💣 در ایتا😱 🤩بزرگترین وارد کننده لباسهای ترک 🤩 🇹🇷🇹🇷وارداتی از 🇹🇷🇹🇷 اگر دوست داری خاص باشی کلیک کن👇 https://eitaa.com/joinchat/1787822842C29b5a06d7c 🟩🟦🟥🟩🟥🟧🟨🟪🟦 زود عضو شو تا پاک نشده👆
سوتی من برمیگرده به چندسال پیش که تازه عروس بودم 🫠دوتا خانم توی خیابون افتاده بودن دنبالم ازم خواستگاری کردن٫🤷🏻 منم گفتم که ازدواج کردم و این حرفا😌 خیلی مهربون بودن و یه ذره باهمدیگه همکلام شدیم و صحبت کردیم٫هیچی عاقا سرتو درد نیارم خدافظی کردیم و به مسیرم ادامه دادم 🚶🏻بعد چنددقیقه یه خانم تقریبا مسن از پشت سرم صدام کرد٫ نمیدونم واقعا نمیدونم چی توی سرم گذشت که برگشتم و سریع بهش گفتم من ازدواج کردم😳😳😓 خانمه بنده خدا اول ی قدم رفت عقب😆بعد گفت خوشبخت بشی الهی دخترم 🥰بعدم اسم کوچه رو ازم پرسید😑 وای از حس خجالت و اسکول بودن تمام تنم گُر گرفته بود🫠🥴یادمه هوا سرد بود ادرسو که بهش گفتم شال گردنمو روی صورتم محکم کردمو و تا خونه سرم پایین بود و به حرفام فکر میکردم☹️🤓😝 •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ • @zanansoti •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ •
هدایت شده از گسترده امید
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روغنی که همه را شوکه کرد😳 اگه این روغن رو می‌شناختی، شاید هیچ‌وقت کاشت مو نمی‌کردی! 😳✨ می‌گن توی ۲ هفته ظاهر موها رو متحول می‌کنه و برای ریزش موی ارثی و هورمونی هم خیلی‌ها ازش نتیجه گرفتن. گیاهیه، مقرون‌به‌صرفه‌ست و برای آقا و خانم قابل استفاده‌ست 👌 اگه می‌خوای راهنمایی کامل بگیری، کلمه ( روغن )رو بفرست👇💬 @Azadi_salamat2 09015738581 سریع عضو شو چون میخام پاک‌کنم👇 https://eitaa.com/joinchat/1232995542Cd89838cb72
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
‌‌ 👤 سلام ببخشید مزاحم شدم یه کانال قبلا گذاشته بودین که روغن گیاهی برای حجیم سازی مو داشت ، خیلی عالی بود میشه یبار دیگه بزارین گمش کردم 😩 + بفرما عزیزم 😍👇🏻: https://eitaa.com/joinchat/1232995542Cd89838cb72
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم با این حرفش دلم میخواست سرش رو بکوبونم به دیوار ولی سعی کردم با خونسردی جواب
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- مامانی دیشب چرا جیغ زدی چرا حالت بد شد مگه چی دیدی. رنگ از رخم پرید پس بچه‌ام از خواب پریده بود. با لکنت گفتم: - هیچی پسرم خوردم زمین پام درد گرفت بخاطر همین جیغ زدم. فکر کردم سپهر بیخیال قضیه میشه ولی با کنجکاوی بیشتری پرسید: - مامانی چون پات درد گرفته بود به بابا حرف بد میزدی؟ - نه مامان با بابا نبودم. - با اون زنه بودی!؟ به لکنت افتادم... خدا لعنتت کنه امیر سپهر اون زن رو دیده بود. با یادآوری دیشب رنگ از رخم پرید... اونا دیشب هر دو تو وضعیت خیلی بدی بودن نکنه سپهر اونها رو تو اون حال دیده باشه! ولی نمی‌تونستم چیزی بپرسم برای همین شروع کردم به چرت و پرت گفتن تا حواسش رو پرت کنم. - نه پسرم داشتم به خودم میگفتم چون بی دقتی کرده بودم و جلو پام رو نگاه نکردم ادامه دارد....
هدایت شده از گسترده امید
😍حراج کارخانه فرش 😍 اگر میخوای با زیر 10 تومن خونتو صفا بدی کارخونه فرش کویرکاشان روی فرشها 50درصد آف زده برا انبارگردانی😳 6 متری 9،880 لطفا برای دیدن آلبوم اقتصادی از کانال زیر دیدن فرمایید 👇👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/718995543C705b0bc30f برو و حتما دیدن کن 👆👆👆👆
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
⭕️شب عروسی شوکه شدم😔 شب عروسی بعد از رفتن مهمانها خانمم رفت دوش بگیره.من هم از شدت خستگی روی کاناپه دراز کشیدم بعد از نیم ساعت با صدای خانمم از خواب بیدار شدم و با دیدن چهره زنی از هوش رفتم.😔 دوباره وقتی بهوش اومدم چیزی که میدیدم رو نمیتونستم باور کنم.😱فکر میکردم هنوز خوابم و خواب میبینم تا اینکه....😰ادامه👇 https://eitaa.com/joinchat/909705397Cf409d9102a
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم - مامانی دیشب چرا جیغ زدی چرا حالت بد شد مگه چی دیدی. رنگ از رخم پرید پس بچ
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادته وقتی بهت میگفتم راه میری یا میدوی جلو پات رو نگاه کن برای همینه من بی دقتی کردم و مجبور شدم برم بیمارستان و آمپول بزنم. دیگه سوالی نپرسید و با غذاش بازی کرد سپهر خیلی باهوش بود و خیلی دیر قانع میشد و خیلی حواسش به همه چیز بود. همین که دیگه غذاش رو خورد و اومد بره بازی کنه به آرومی با نگرانی بهش گفتم: - سپهر پسرم از اتفاقات و چیزهایی که دیشب پیش اومد به هیچکس نگیا - برای چی؟ - برای اینکه قرار نیست کسی از زندگی خصوصی ما با خبر بشه ما باهم مثل یک تیم هستیم که نباید کسی بفهمه تو تیم ما چه اتفاقی میوفته باشه پسرم؟ - چشم مامان. رفت سراغ بازی کردن منم نفس عمیقی کشیدم و رفتم که کمک مامانم کنم و وسایل هارو برای مراسم بابا آماده کنم بعدش هم مشغول غذا درست کردن شدم که یادم اومد امروز امیر هم میاد خیلی عصبی شده بودم اصلا نمیتونستم ببینمش حالم ازش بهم میخورد همش خدا خدا میکردم که نیاد طرفای ظهر شد و داشتم وسایلای نهار رو آماده میکردم تا نهار بخوریم و آماده بشیم بریم سر خاک زهرا هم از اون وقتی که اون حرفو بهش زدم رفت تو اتاق و بیرون نیومد حتی نزاشت علیرضا از اتاق بیرون بیاد منم از خدام بود چون اصلا حوصله این نکبت خانم رو نداشتم. ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از فاطمه
تقریباً 7سال از ازدواجمون گذشته بود اما بچه دار نشدیم هر دکتر و هر دوایی که گفتن رو امتحان کردیم حتی پیش دعا نویس و رمال رفتیم تا شاید با دعا یا طلسمی به آرزوم برسم اما تا یه ماه پیش که دکتری گفت که هیچ گاه من بچه دار نمیشم چون.....😭از وقتی که مادر شوهرم فهمید هیچ وقت بچه دار نمیشم هرکار کرد که زندگیمون رو خراب کنه مادر شوهرم مجبورم کرد تا برای شوهرم برم خاستگاری دخترخاله شوهرم....💔😭خیلی برام سخت بود اما چون خانواده ای نداشتم که حمایتم کنن مجبور شدم که این کار رو بکنم تا این که بعد از ازدواج مجدد شوهرم متوجه شدم که شوهرم.... https://eitaa.com/joinchat/1941308184C18baec0390 سرگذشت زندگی دردناک منه بیچاره رو بخونید😔💔