eitaa logo
سوتی های خفن خانما🤣😝
1.1هزار دنبال‌کننده
86 عکس
38 ویدیو
0 فایل
🦋┅┅❅بسم الله الرحمن الرحیم❅┅┅🦋 کپی حرام❌❌❌🚫🚫 🌟تمام داستان ها و خاطرات کاملا واقعی میباشد.🌟 💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖 #سوتی😜 و #خاطرات🍃 خودتونو ارسال کنین؛ ⭐⭐ فاطی ⭐⭐ هستم ادمین و مالک کانال @Faati_1374 ❤️❤️ ادمین رزو و دان و شات میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام خدمت فاطی جون و اعضای کانال خواستیم صبحونه بخوریم شکر پاش خالی بود خواهرم گفت برو پرش کن من شیشه شکر گرفتم شکر پاش رو روی سینک پر کنم من در حال پر کردن بودم یههو پخ نصف شکر ریخت روی سینک با استرس و عجله شیر آب رو باز کردم و همه ی شکرا رفت توی فاضلاب خداروشکر کسی ندید اسمم: دختر اصیل عرب ☘ •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ • @zanansoti •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ •
486.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ بالارو باز کن! 😌🏴☝🏻 از این برا محرم میخای؟🖤 معدن‌ش اینجاست👇 https://eitaa.com/joinchat/1512178777C219233b106 https://eitaa.com/joinchat/1512178777C219233b106 قفلیه من تو محــرم 🥺🔒☝🏻
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
مداحی های معروفی که می‌شنوی ولی نمیتونی پیداشون کنی رو این کانال می‌زاره 👇🏻😍🖤 https://eitaa.com/joinchat/1512178777C219233b106 پلی لیستت رو بروز کن ☝️🏻🎧
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی مادربزرگم میخواد بخوابه😁 •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ • @zanansoti •┈••✾ ✿ ♬ ✿  ✾•• ┈ •
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
@Madahi_Zakerin421_70213232858494.mp3
زمان: حجم: 8M
. نوحه و مداحی 1404 رسید 🖤👇    https://eitaa.com/joinchat/1083245158C11144407e2 همه‌از‌اینجا‌مداحی‌شون‌برمیدارن🥺👆 ترکـی ، فارســی ، عربــی ، لــری‌‌ ، بختیــاری ، شــور ، واحــد👆 🖤 .
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم یادته وقتی بهت میگفتم راه میری یا میدوی جلو پات رو نگاه کن برای همینه من بی
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی که نهار حاضر شد علی و زنش هم اومدن و هممون مشغول غذا خوردن شدیم من داشتم به سپهر غذا میدادم خودمم در کنارش غذا میخوردم که یه دفعه زهرا گفت - اَه... اَه.... اَه کی این غذارو درست کرده که مامانم گفت - چی شده؟ - وایی نگاه کنید چقدر مو توی غذا هست - کو ببینم؟ تا مامانم اینو گفت رنگش پرید و گفت - نه مامان ولش کنید حالتون بد میشه کسی که غذا درست میکنه باید شعورش برسه موهاش رو درست ببنده تا نریزه تو غذا. من میدونستم اینا همش عقده هست و اون مو هم کوتاه بود و هم رنگش با موهای من فرق داشت منم خیلی خونسرد شروع کردم به خوردن که مامانم گفت - مو رو بده من هرکاری کرد که مامان بیخیال بشه فایده نداشت وقتی مامان مو رو دید نیشخند زد و گفت: - زهرا جان دخترم تو جمع ما کسی که موی قهوه ای رنگ و کوتاه داره خودت هستی اینم موی خودته نه من موهام قهوه ای هست نه علی نه مریم، بچه ها همه قدشون به قابلمه غذا رو ی اجاق گاز نمیرسه دیگه هم نبینم کسی پای سفره حرف بزنه به سفره بی‌احترامی نکنید. اینو که شنیدم یکم جیگرم خنک شد از اینکه اینجوری ضایع شد ولی اصلا به روی خودم نیاوردم توی اون لحظه هم علی فقط مشغول غذا خوردن بود و هیچی نمی‌گفت حالا اگه مقصرکار من بودم صداشو انداخته بود بالای سرش! ادامه دارد.....
🔴 ۳ راهکار رایگان برای رفلاکس معده😳 ۱. بلافاصله بعدِ غذا آب نخور ۲.بلافاصله بعد غذا دراز نکش⚠️ ۳.مشاهده رایگان 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1327235326Ca9a8c46b98 عضو شو و بارعایت همین چند نکته ساده👆 رفلاکست رو در ۷ روز خاموش کن❌ اگه معدت ترش میکنه یا میسوزه 😔 یا نفخ داری معده‌ت سرده عضو شو ⚠️
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
‌‌ ‌‌‌⭕️ عضویت برای هر خانم خانه‌داری واجبه⚠️ رو با راهکارهای خونگی درمان کن❗️ تو پیام آخر آموزشش رو ببین👇 https://eitaa.com/joinchat/1327235326Ca9a8c46b98خانم هایی که رفلاکس دارن عضو بشن👆🏻
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم وقتی که نهار حاضر شد علی و زنش هم اومدن و هممون مشغول غذا خوردن شدیم من داش
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نهار که تموم شد هرکسی رفت آماده بشه که بریم سر خاک بابا خیلی استرس داشتم و عصبی بودم اصلا دلم نمیخواست قیافه امیر رو ببینم سپهر هم که همش بالا و پایین می‌پرید میگفت - آخ جون... الان میریم پیش بابایی این حرفش بیشتر حالم رو بد کرد همش میگفتم بعد طلاق من چجوری با این بچه راه بیام بهونه امیر رو گرفت من چیکار کنم آخه! وسایل هارو گذاشتیم تو ماشین علی و راه افتادیم همش به فکر فردا بودم که اول باید وکیل خوب بگیرم تا کمکم کنه هرچه زودتر بتونم طلاق بگیرم رسیدیم دارالرحمه هر کدوم یه وسیله ای گرفتیم دستمون و رفتیم داخل به محض اینکه به قبر بابا رسیدم نتونستم خودمو کنترل کنم زدم زیر گریه و به حال و روز خودم اشک ریختم... به غریبی خودم و مامان فقط می‌باریدم و تو دلم با آقاجون درددل می‌کردم. بیشتر اقوام اومده بودن و هیچکدوم نمیدونستن چرا اینقدر بی تاب هستم همش تو دلم به بابا میگفتم چرا انقدر زود تنهامون گذاشتی ای کاش بودی تا زمانی که بودی کسی جرأت نمی‌کرد بهمون چپ نگاه کنه . وهمینجور اشک می‌ریختم که صدای سلام و احوال پرسی امیر با بقیه به گوشم خورد حس میکردم دارم خفه میشم اصلا دلم نمیخواست ببینمش زمانی که اومد کنارم بوی تند عطرش رو حس کردم. ادامه دارد
📛 بمب فروش های رنگی😍☝️ همههه چندتا چندتا میخرن😍👌 هیچ مغازه ای نمیتونی انقد ارزون بخری😁 همینجاست❌❌❌❌ ☝️ 👇👇 70.000هزااااارتوومن🔺🔺 90.000هزاااارتوومن🔺🔺 🎀 برای خرید و بازدید وارد کانال شوید 👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/3837919252C8cdc03d9fe حتی با هم میتونی بخری❌☂
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
سبد مسافرتی با تمام وسایل ۶عددبشقاب،۶عدد لیوان، ۶عدد قاشق چنگال، فلاسک نقلی😥 کلا ۵۴ پارچه ۶نفره +زیرانداز😊 /000_تومان😍😍😍 100عدد موجووووده ❌❌❌❌❌ جهت سفارش وارد شوید:👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1307967512C8cdf5504f0 🔴تنها کانال اقساط و ارسال رایگان ایتا🙂