هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
@Madahi_Zakerin421_70213232858494.mp3
زمان:
حجم:
8M
.
نوحه و مداحی 1404 رسید 🖤👇
https://eitaa.com/joinchat/1083245158C11144407e2
همهازاینجامداحیشونبرمیدارن🥺👆
ترکـی ، فارســی ، عربــی ، لــری ،
بختیــاری ، شــور ، واحــد👆 🖤
.
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم یادته وقتی بهت میگفتم راه میری یا میدوی جلو پات رو نگاه کن برای همینه من بی
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم
وقتی که نهار حاضر شد علی و زنش هم اومدن و هممون مشغول غذا خوردن شدیم من داشتم به سپهر غذا میدادم خودمم در کنارش غذا میخوردم که یه دفعه زهرا گفت
- اَه... اَه.... اَه کی این غذارو درست کرده
که مامانم گفت
- چی شده؟
- وایی نگاه کنید چقدر مو توی غذا هست
- کو ببینم؟
تا مامانم اینو گفت رنگش پرید و گفت
- نه مامان ولش کنید حالتون بد میشه کسی که غذا درست میکنه باید شعورش برسه موهاش رو درست ببنده تا نریزه تو غذا.
من میدونستم اینا همش عقده هست و اون مو هم کوتاه بود و هم رنگش با موهای من فرق داشت منم خیلی خونسرد شروع کردم به خوردن که مامانم گفت
- مو رو بده من
هرکاری کرد که مامان بیخیال بشه فایده نداشت وقتی مامان مو رو دید نیشخند زد و گفت:
- زهرا جان دخترم تو جمع ما کسی که موی قهوه ای رنگ و کوتاه داره خودت هستی اینم موی خودته
نه من موهام قهوه ای هست نه علی نه مریم، بچه ها همه قدشون به قابلمه غذا رو ی اجاق گاز نمیرسه
دیگه هم نبینم کسی پای سفره حرف بزنه به سفره بیاحترامی نکنید.
اینو که شنیدم یکم جیگرم خنک شد از اینکه اینجوری ضایع شد ولی اصلا به روی خودم نیاوردم
توی اون لحظه هم علی فقط مشغول غذا خوردن بود و هیچی نمیگفت حالا اگه مقصرکار من بودم صداشو انداخته بود بالای سرش!
ادامه دارد.....
هدایت شده از تبلیغات گسترده ماهان
🔴 ۳ راهکار رایگان برای رفلاکس معده😳
۱. بلافاصله بعدِ غذا آب نخور
۲.بلافاصله بعد غذا دراز نکش⚠️
۳.مشاهده رایگان #راهکار_سوم👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/1327235326Ca9a8c46b98
عضو شو و بارعایت همین چند نکته ساده👆
رفلاکست رو در ۷ روز خاموش کن❌
اگه معدت ترش میکنه یا میسوزه 😔
یا نفخ داری معدهت سرده عضو شو ⚠️
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
⭕️ عضویت برای هر خانم خانهداری واجبه⚠️
#رفلاکس رو با راهکارهای خونگی درمان کن❗️
تو پیام آخر آموزشش رو ببین👇
https://eitaa.com/joinchat/1327235326Ca9a8c46b98
خانم هایی که رفلاکس دارن عضو بشن👆🏻
سوتی های خفن خانما🤣😝
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم وقتی که نهار حاضر شد علی و زنش هم اومدن و هممون مشغول غذا خوردن شدیم من داش
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سرگذشت_غم_انگیز_مریم
نهار که تموم شد هرکسی رفت آماده بشه که بریم سر خاک بابا
خیلی استرس داشتم و عصبی بودم اصلا دلم نمیخواست قیافه امیر رو ببینم
سپهر هم که همش بالا و پایین میپرید میگفت
- آخ جون... الان میریم پیش بابایی
این حرفش بیشتر حالم رو بد کرد همش میگفتم بعد طلاق من چجوری با این بچه راه بیام بهونه امیر رو گرفت من چیکار کنم آخه!
وسایل هارو گذاشتیم تو ماشین علی و راه افتادیم همش به فکر فردا بودم که اول باید وکیل خوب بگیرم تا کمکم کنه هرچه زودتر بتونم طلاق بگیرم
رسیدیم دارالرحمه
هر کدوم یه وسیله ای گرفتیم دستمون و رفتیم داخل به محض اینکه به قبر بابا رسیدم نتونستم خودمو کنترل کنم
زدم زیر گریه و به حال و روز خودم اشک ریختم... به غریبی خودم و مامان فقط میباریدم و تو دلم با آقاجون درددل میکردم.
بیشتر اقوام اومده بودن و هیچکدوم نمیدونستن چرا اینقدر بی تاب هستم
همش تو دلم به بابا میگفتم چرا انقدر زود تنهامون گذاشتی ای کاش بودی تا زمانی که بودی کسی جرأت نمیکرد بهمون چپ نگاه کنه .
وهمینجور اشک میریختم که صدای سلام و احوال پرسی امیر با بقیه به گوشم خورد
حس میکردم دارم خفه میشم اصلا دلم نمیخواست ببینمش زمانی که اومد کنارم بوی تند عطرش رو حس کردم.
ادامه دارد
هدایت شده از تبلیغات گسترده ریحون
📛 بمب فروش #ظروف_ماکروفری_تابه های رنگی😍☝️
#پایینترین_قیمت_بازار
همههه چندتا چندتا میخرن😍👌
هیچ مغازه ای نمیتونی انقد ارزون بخری😁
#منبع_پخش_و_فروش_ظروف_فله همینجاست❌❌❌❌
☝️ #دونه_ای_فقط👇👇
70.000هزااااارتوومن🔺🔺
90.000هزاااارتوومن🔺🔺
🎀 برای خرید و بازدید#حضوری وارد کانال شوید
👇👇👇
http://eitaa.com/joinchat/3837919252C8cdc03d9fe
حتی با #بیعانه هم میتونی بخری❌☂
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
سبد مسافرتی #یخچال_دار با تمام وسایل ۶عددبشقاب،۶عدد لیوان،
۶عدد قاشق چنگال، فلاسک نقلی😥
کلا ۵۴ پارچه ۶نفره +زیرانداز😊
#پرداخت_درب_منزل✅
#قیمت_پخش_این_سرویس #فقط_350/000_تومان😍😍😍
100عدد موجووووده ❌❌❌❌❌
جهت سفارش وارد شوید:👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1307967512C8cdf5504f0
🔴تنها کانال اقساط و ارسال رایگان ایتا🙂
یه بار با شوهرم بیرون بودیموسط بازار خریدامون زیاد بود من خسته شدم گذاشتمزمین گفتم خودت بردار با غرور خم شد که برداره خشتکش از پشتش تا جلوش جرخورد😂😂😂😂خریدای آقارم من برداشتم اوشون یه دستش جلوش بود یه دستش پشت
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
@zanansoti
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
هدایت شده از گسترده امید
زندگیم زبانزد همهی مردم بوداماهیچعلاقهای به همسرم نداشتم و به اجبار باهاش زندگی میکردم تا اینکه خدمتکاری ۲۰ ساله وارد خونم شد و روز به روز بیشتر دلمو برد. میدونستم اگه علاقم رو ابراز کنم آبروی کلخاندانِصدر میره و این بیآبرویی توی کشور پخش میشه برای همین همیشه از دور نگاهش میکردم تا اینکه یهروز تصمیم گرفتم آخروقت به اتاقش برم و باهاش صحبت کنم اما وقتی وارد شدم با جای خالیش روبهرو شدم! -آقا شما اینجا چیکار میکنی؟!با صداش سریع به عقب برگشتم که چشمم افتاد به دختر زیبایی که جلوم ایستاده بود و با شالش موهاش رو پوشیده بود برای یکلحظه قید ابهتوغرورم زدم و مقابلش زانو زدم و حلقه رو به طرفش گرفتم- دیگه تحمل ندارم از دور تماشات کنم... با من ازدواج میکنی نیلماه؟
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
هدایت شده از از تبلیغات سوتی کده آنلاین 🧡 خاطرات زیبا
یکی از اعضا پیام داد و گفت رمانی به اسم «نیلماه» رو دنبال میکرده که از شدت هیجانی بودنش شب تا صبح چشم ازش برنمیداشته اما به خاطر باگ ایتا لینکش رو گم کرده! ما هم براش پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم برای شما هم بذاريم😉📛
https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
این رمان اونقدر عاشقانه و پر ماجرا هست که خودمم عاشقش شدم😳😍❌
سلام خوب هستین یه بار هم دانشجو بودم اونم خوابگاهی ،یه شب داشتم تحقیق کامل میکردم از داخل سالن مطالعه کتاب برداشتم رفتم داخل اتاق همینجور داشتم مینوشتم صدای سرپرست رو شنیدم که بلند میگفت خانوما حجابتونو رعایت کنین خواستین از اتاقتون بیرون بیاین آقایون از طرف دانشگاه دارن میان خوابگاه(کارمندای دانشگاه بودن تعمیرات هم بلد بودن) گفت میان ابگرمکن واینا رو درست کنن،یه نیم ساعت گذشت من به کل یادم رفت اصلا کسی اومده همونجور با یه وضعی رفتم کتابو بزارم سالن مطالعه بلوز شلوار کوتاه موهامو ک نگم ژولیده از همه بدتر لباس زیرم ک زده بود بیرون و مشخص بود😭😭تا رفتم چند قدم صدای آقایی رو شنیدم که گفت خوبه اعلام کردیم حجاب داشته باشین چنان پریدم تو اتاق سرم خورد به تخت،بدیش این بود از کارمندای دانشگاه بود هر روز هم دانشگاه بود 😂 وقتی صداشو میشنیدم تو دانشگاه قایم میشدم تا رد بشه
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
@zanansoti
•┈••✾ ✿ ♬ ✿ ✾•• ┈ •
هدایت شده از اطلاع رسانی گسترده قائم (عج)
‼️ چند سال بود نماز میخوندم ولی آرامش نداشتم 😢
مسلمون بودم ولی مومن نبودم😞
❤️🩹 خدارو دوست داشتم ولی باهاش دوست نبودم
این کانال نجاتم داد، مطالبش معجزه می کنه🌿
#همسرداری_علمی_دینی_آرامش
💯 اینجا، همه چیزم رو عوض کرد..دلم نیومد شماازاین گنج من..بی بهره بشین
https://eitaa.com/joinchat/589562236C488200560c
🩷 👆 برای ارامش دلت وارد شو 👆27