صدام کن میتسکی، چون: I've been big and small and big and small and still nobody wants me.
+ی پسره بود تو دانشکده
شما میشناسینش، علی یاقوتی
این ی روز سردش شد کت منو قرض گرفت
بعد گلی عین الان شما نشسته بود داشت از روش طراحی میکشید بهش گفت:"چه کت قشنگی اینو ندیده بودم کی خریدی؟ مبارکه!"
انقدر حرصم گرفت
تو دلم گفتم:" اینهمه منو با این کت دیدی نمیشناسیش اونوقت به این میگی مبارکه؟ به این؟!" اونقدر لجم گرفت.
_ توام مردی از حسودیش!
Diary of a بدبخت kid
طنز مثل رنگ پوسته، هرچی دارکتر باشه افراد کمتری دوستش دارن.
رنگ پوست تیره که خیلی قشنگ-
همیشه سعی میکرد که کوچکترین آسیبی به دیگران نزند و دل کسی را نشکند؛ اما چرا هیچکس، مراقب دل او نبود؟