eitaa logo
ضرب المثل
26هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
83 فایل
🕊هر ضرب‌المثلی یه قصه پشتشه 📌 اینجا زیر و بمِ حرفای قدیمی رو می‌کشیم بیرون و ریشه ضرب‌المثل ها رو میگیم. 🔊تبلیغات: @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/BP7k.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
🏮 یـک ضـرب المثـل اسپانیايـی ميگـه: ▪️ بـرای پختـن یـک املـت خوشمـزه، حداقـل بایـد یـک تخـم‌ مـرغ شکسـت؛ ▪️ یعنـی بـرای بدسـت آوردن هـرچيـزی، بايـد هزينـه‌ای پرداخـت كـرد! 📍 ايـن هزينـه گاهـی زمـان شماسـت، گاهـی پـول شماست، گاهـی گذشتـن از خوشی‌هاسـت، گاهـی گذشتـن از خـواب راحتـه! 🫵 يادتـون باشـه هـر موفقيتـی بهايـی داره @zarboolmasall
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری👌 @zarboolmasall
سلام صبحتون شااااد صبحتون زيبا صبحتون پر اميد صبحتون پر برڪت صبحتون پر انرژی @zarboolmasall
«پشه لرزیدن از تب نیست» روزی روزگاری در روستایی کوچک، مردی بود به نام غلام‌رضا که همیشه ادعا می‌کرد خیلی شجاع است و از هیچ چیز نمی‌ترسد. یک شب زمستانی که باد سردی می‌وزید، غلام‌رضا با عبای نازکش از خانه بیرون آمد و در میدان روستا قدم می‌زد. در همان لحظه صدای خش‌خشی از پشت دیوار شنید. غلام‌رضا ناگهان ایستاد و شروع کرد به لرزیدن؛ نه لرزیدنِ معمولی، بلکه لرزشی مثل بید! مردم روستا که او را می‌دیدند، فکر کردند از سرما می‌لرزد و گفتند: «غلام‌رضا! بیا داخل، هوا خیلی سرده، از تب داری می‌لرزی؟» اما حقیقت این بود که غلام‌رضا اصلاً از سرما نلرزیده بود؛ او صدای خرخر یک سگ بزرگ را شنیده بود و از ترسش نمی‌توانست تکان بخورد. یکی از پیرمردهای روستا لبخند زد و زیر لب گفت: «پشه لرزیدن از تب نیست…» یعنی: این لرزیدن از سرما نیست، از ترسه! از آن به بعد هر وقت کسی می‌خواست دلیلی بیاورد و وانمود کند مشکلی ندارد، مثل وقتی که از ترس می‌لرزد اما می‌گوید سردمه، مردم این ضرب‌المثل را می‌گفتند. @zarboolmasall
📍ضرب‌المثل عربی: 🔖يَعمِل مِن الحَبّة قَبّة 😅 ✏️ ترجمه کلمه به کلمه: الحَبّة = دونه، چیز خیلی کوچیک قَبّة = گنبد، چیز خیلی بزرگ 👈🏻 «از یه دونه، یه گنبد درست می‌کنه!» معادل فارسی: از کاه کوه میسازه! ✅ مفهوم: این ضرب‌المثل زمانی استفاده میشه که کسی موضوع خیلی کوچکی رو بیش از حد بزرگ می‌کنه، اغراق می‌کنه، بزرگ‌نمایی می‌کنه، و بی‌خودی شلوغش می‌کنه. 📌 مثال در جمله: قلتلّها كلمة صغيرة، قامت عملت مِن الحَبّة قَبّة! 💡 ترجمه: یه حرف کوچیک بهش زدم، شروع کرد از کاه کوه ساختن! @zarboolmasall
🎙 مردم عزیز ایران؛ 🇮🇷 قراره جمعه ۱۸ اردیبهشت، ساعت ۲۲، در کل اجتماعات خیابانهای کشور، به امام زمان به نیت تعجیل در فرج و نابودی دشمنان خوانده شود. 🧨 لطفا علاوه بر حضور در این امر مهم، دیگران را نیز مطلع کنید. | عضوشوید👇 https://eitaa.com/joinchat/1712128061C494431cae0
19.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡ "در خونت و ببند همسایه ات و دزد نکن" @zarboolmasall
خلایق هرچه لایق! ---- در ادبیات و فرهنگ خود ضرب المثلهای سنجیده و با معنی زیاد داریم (گرچه بسیار هم ضرب المثلهایی هستند که نه تنها مفید نبوده چه بسا بازدارنده و مانع هستند که فعلا کاری به آنها نداریم) به نظر من یکی از بهترینهای آنها همین ضرب المثل است:" خلایق هر چه لایق" در مورد ریشه و فلسفه آن مطالعه نکرده ام، البته به نظرم خیلی هم مهم نیست که چه داستان یا حکایتی پشت آن است، مهم این است که این ضرب المثل فراتر از زمان و مکان است. در مورد همه کس صدق میکند به فرهنگ و قوم خاصی هم تعلق ندارد.هر چقدر زمان به جلوتر میرود صحت و صلابت آن بیشتر نمود پیدا میکند. هر کس به هر جایگاه و مقامی که دست پیدا کرده است لایقش است در واقع خود خواسته است که به آنجا برسد. این به فرد و جامعه خاصی هم تعلق ندارد..یاد جمله ای از هنری فورد افتادم که تقریبا نزدیک به مضمون همین ضرب المثل است: "اگر فکر کنی که میتوانی یا فکر کنی که نمیتوانی در هر صورت حق با توست". این مفهوم یکی از مهمترین دستاوردهای بشری است که عمری فراتر از چند دهه ندارد، اینکه انسان به هر جایی که میرسد خود خواسته است و ارزش و لیاقتش هم همان است. هر چقدر درزمان گذشته به عقب تر برویم از این مضمون بیشتر فاصله میگیریم در گذشته انسان به عنوان یک عنصر منفعل و تاثیرپذیر و دستخوش حوادث و اتفاقات در نظر گرفته میشد که کمتر میتوانست در سرنوشت خود دخالت داشته باشد ولی اکنون اینگونه نیست اکثر دانشمندان و انسانهای موفق و صاحب نظر به این معنی معترفند که خواست انسان بیشترین و مهمترین عامل در جهت رسیدن به آن جایگاهی است که فرد خواستار آن است، در مورد جامعه نیز همین گونه است، سطح دانش و معرفت هر جامعه محصول خواسته تک تک افراد آن جامعه است. اندکی در این مفهوم تامل کنیم، خود را به چالش بکشیم و نقد کنیم. آیا هنوز عادت داریم که دیگران و شرایط را در رسیدن به جایی که هستیم مقصر بدانیم و در دل به مظلومیت خود اشک بریزیم و دیگران را متهم به این کنیم که سد راه ما شده اند و مانع از آن شده اند که به جایی که میخواستیم برسیم. در خلوت خود دادگاهی تشکیل دهیم خرد را قاضی بدانیم و به دور از تعصب و یک جانبه نگری تمام افکار و باورهای خود را به چالش بکشیم، گذشته خود را نقد کنیم و افکارو باورهای غلط را در جای جای آن ریشه یابی و ردیابی کنیم و با چراغ عقل به آنها نور بتابانیم و به قضاوت بنشینیم. اگر هنوز هم عادت داریم ناکامی خود را به دیگران نسبت دهیم لازم است تلاش بیشتری بکنیم و خود را بیشتر و بهتر بشناسیم. این دیگران نیستند که ما را به سمت و سوی مشخصی سوق میدهند این ماییم که به دیگران میگوییم ما در اختیار شما هستیم هر جا میخواهید ما را ببرید برای اینکه میخواهیم بعدا مظلوم نمایی کنیم و به ظاهر دلیل برای تبرئه خود داشته باشیم و اشک بر معصومیت و مظلومیت خود بریزیم، هیچ توجیهی مسموع نیست ما لایق آن چیزی هستیم که به آن رسیده ایم. @zarboolmasall
معنی ضرب المثل صدا از ته چاه بر آمدن چیست؟ 1- یعنی صدا به سختی به گوش بقیه می رسد. 2- معمولا این ضرب المثل را برای کسانی به کار می برند که صدایشان ضعیف است یا با بی حالی صحبت می کنند طوری که صدایشان به گوش دیگران نمی رسد. در اینصورت گفته می شود: صدات از ته چاه میاد! یعنی بلندتر صحبت کن! 3- وقتی کسی درون چاه عمیقی برود، صدای او برای کسانی که بیرون از چاه هستند، ضعیف و مبهم به گوش می رسد و باید داد بزند تا سخن خود را به گوش دیگران برساند. از این رو این حالت را به عنوان ضرب المثل برای هرکسی که صدای ضعیفی دارد، به کار می برند. درواقع هرکس آرام صحبت می کند او را به فردی تشبیه می کنند که در انتهای چاه رفته و صدایش به زحمت به گوش می رسد. @zarboolmasall
-7238665831337877757_171908172159055.mp3
زمان: حجم: 3.9M
ضرب المثل ها و قصه هایشان قصه : گربه‌ی پر ادعا باصدای : سوفیا زینلی @zarboolmasall
( ﻣﺮﺩﻩ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ): ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﻋﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. داستان ضرب المثل: ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻜﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﯿﻌﺎﺭﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﺯﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺭ ﺍﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽﻛﺮﺩ، ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﻮﻝ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺧﺎﺫﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﯾﻚ ﺭﻭﺯ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪﻫﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻋﻠﺖ ﺗﺠﻤﻊ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﯾﻚ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻭ ﺑﯽﺧﺎﻧﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﯽﻛﺲ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﭘﻮﻝ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﻛﻨﯿﻢ. ﺷﺎﻩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﻟﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯾﺨﺎﻧﻪ ﺣﻤﻞ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺷﺴﺖ ﻭﺷﻮ ﺑﺪﻫﺪ. ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮ ﻛﻪ ﯾﻚ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﺪ! ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻛﻪ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻩ، ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ، ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻪ ﺟﺴﺖ ﻭﺟﻮ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺗﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﻨﺪ. ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺣﻠﻮﺍ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ، ﯾﻚ ﺟﺎ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﺪ، ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﺒﯿﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ، ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻠﻮﺍ ﺑﻪ ﺭﯾﺸﺶ ﻣﺎﻟﯿﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﺑﺒﺮﺩ، ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺣﻠﻮﺍ ﻧﯿﺴﺖ! ﻫﺮﭼﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻋﻘﻠﺶ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺣﻠﻮﺍ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ؟ ﭘﺲ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﭼﻮﻥ ﺭﻭﭘﻮﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﻭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ، ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﻛﻪ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﺒﯿﻞ ﺍﻭ ﺣﻠﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ، ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﻭﺳﺖ. ﭼﻮب ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮔﻮﺭ ﺑﮕﻮﺭﯼ! ﺣﻠﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﯼ! ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺮﻛﻪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ میﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﻣﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺎﻩ ﻫﺴﺘﻢ! ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ؟! ﻣﻦ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺍ ﺯﺩ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ! ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺑﺪﻫﯽ؟! ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻗﻀﯿﻪ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩ، ﺳﺨﺖ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻛﺘﻚ ﺯﺩﻥ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺑﮕﻮﯾﯽ؟ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ، ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺩﻩ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﯼ، ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﻡ!! ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺩﯾﺪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻩ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩه ﮔﺬﺍﺷﺖ. @zarboolmasall
معنی ضرب المثل عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید چیست؟ 1- یعنی چیزی که در تعریف و تمجید آن اغراق می شد، در حقیقت به دردنخور و بی کیفیت بود. 2- در معنای ظاهری ضرب المثل یعنی کسی از تازه عروسش پیش دیگران کلی تعریف می کند و پز می دهد، اما پس از مدت کوتاهی حقیقت عروس برملا شده و متوجه می شوند نه تنها هنری ندارد بلکه دست و پا چلفتی و بی سلیقه است. در معنای کنایی ضرب المثل یعنی کسی که بیش از حد، خوبی های کسی یا چیزی را بیان می کند که به آن یقین ندارد، پس از مدتی که نقاط منفی آن شخص یا شی نمایان می شود، دیگران زبان به تمسخر و طعنه می گشایند. 3- معمولا عوام می گویند چیزی که زیادی تعریف شود، آخر سر گَندش در می آید! مانند فروشنده ای که از اجناسش با اغراق تعریف می کند و آن را اصل دانسته و حتی زیر قیمت سایر فروشگاه ها می‌فروشد اما بعدها که مغازه اش به دلیل تقلبی بودن اجناس پلمب می شود، تمام آن تعریف و تمجید ها را می شویَد و می برد! @zarboolmasall