#ضربالمثل
( ﻣﺮﺩﻩ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ):
ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﻋﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
داستان ضرب المثل:
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻜﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﯿﻌﺎﺭﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﺯﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺭ ﺍﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽﻛﺮﺩ، ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﻮﻝ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺧﺎﺫﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﯾﻚ ﺭﻭﺯ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪﻫﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻋﻠﺖ ﺗﺠﻤﻊ ﺭﺍ ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﯾﻚ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻭ ﺑﯽﺧﺎﻧﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﯽﻛﺲ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﭘﻮﻝ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﻛﻨﯿﻢ.
ﺷﺎﻩ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺧﺮﺝ ﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﻮﻟﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯾﺨﺎﻧﻪ ﺣﻤﻞ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺷﺴﺖ ﻭﺷﻮ ﺑﺪﻫﺪ. ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮ ﻛﻪ ﯾﻚ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﺪ! ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻛﻪ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻭ ﺗﺸﻨﻪ ﺑﻮﺩﻩ، ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ، ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻪ ﺟﺴﺖ ﻭﺟﻮ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﺩ ﺗﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﻨﺪ. ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺣﻠﻮﺍ ﻭ ﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺎﻗﭽﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ.
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ، ﯾﻚ ﺟﺎ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﻭ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﺪ، ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﺒﯿﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻮﺩﻩ، ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻠﻮﺍ ﺑﻪ ﺭﯾﺸﺶ ﻣﺎﻟﯿﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﺑﺒﺮﺩ، ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺣﻠﻮﺍ ﻧﯿﺴﺖ! ﻫﺮﭼﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﯽﻛﻨﺪ ﻋﻘﻠﺶ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺣﻠﻮﺍ ﭼﻪ ﺷﺪﻩ؟ ﭘﺲ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻣﯽﺭﻭﺩ، ﭼﻮﻥ ﺭﻭﭘﻮﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﻭ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ، ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﻛﻪ ﺭﯾﺶ ﻭ ﺳﺒﯿﻞ ﺍﻭ ﺣﻠﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ، ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﻭﺳﺖ. ﭼﻮب ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﯼ ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮔﻮﺭ ﺑﮕﻮﺭﯼ! ﺣﻠﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﯼ!
ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺮﻛﻪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ میﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﻣﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺎﻩ ﻫﺴﺘﻢ! ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ؟! ﻣﻦ ﻣﯽﺭﻭﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﺮﺍ ﺯﺩ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ! ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﻔﺖ ﻭ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺑﺪﻫﯽ؟!
ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻗﻀﯿﻪ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﺑﻮﺩ، ﺳﺨﺖ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﺴﻢ، ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻛﺘﻚ ﺯﺩﻥ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺑﮕﻮﯾﯽ؟ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽﺭﺳﺪ، ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺩﻩ ﺗﻮﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺴﺘﻦ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﯼ، ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻗﻀﯿﻪ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﻡ!! ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺩﯾﺪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻩ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺮﺩه ﮔﺬﺍﺷﺖ.
@zarboolmasall
معنی ضرب المثل عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید چیست؟
1- یعنی چیزی که در تعریف و تمجید آن اغراق می شد، در حقیقت به دردنخور و بی کیفیت بود.
2- در معنای ظاهری ضرب المثل یعنی کسی از تازه عروسش پیش دیگران کلی تعریف می کند و پز می دهد، اما پس از مدت کوتاهی حقیقت عروس برملا شده و متوجه می شوند نه تنها هنری ندارد بلکه دست و پا چلفتی و بی سلیقه است.
در معنای کنایی ضرب المثل یعنی کسی که بیش از حد، خوبی های کسی یا چیزی را بیان می کند که به آن یقین ندارد، پس از مدتی که نقاط منفی آن شخص یا شی نمایان می شود، دیگران زبان به تمسخر و طعنه می گشایند.
3- معمولا عوام می گویند چیزی که زیادی تعریف شود، آخر سر گَندش در می آید! مانند فروشنده ای که از اجناسش با اغراق تعریف می کند و آن را اصل دانسته و حتی زیر قیمت سایر فروشگاه ها میفروشد اما بعدها که مغازه اش به دلیل تقلبی بودن اجناس پلمب می شود، تمام آن تعریف و تمجید ها را می شویَد و می برد!
@zarboolmasall
✨بِسْـمِ اللّٰہِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ✨
مناجات صبحگاهی(فرازی از دعای سی و چهارم صحیفه سجادیه)
بنام خداوند بخشنده و مهربان
پروردگارا
تو را سپاس بر پردهپوشیات بعد از آنکه به کارهای زشت و ناپسند آلوده شدیم و تو یک نفر از ما را در برابر بندگانت رسوا نساختی. هر یک از ما خود را به پردۀ زشتی و گناه پوشاند و تو احدی را بر زشتیها و گناهانش راهنمایی نکردی.
🍁ای خدای دو جهان🍁
#نیایش_صبحگاهی
@zarboolmasall
📗#ضربالمثل
( کار بوزینه نیست نجّاری):
کاربرد ضرب المثل :
ضرب المثل کار بوزینه نیست نجّاری شناخت تواناییهای فرد و بر عهده گرفتن مسئولیتها متناسب با آن تواناییها، میباشد و در مواردی به کار میرود که شخصی به کار و حرفهای دست بزند که از عهدهاش برنمیآید.
داستان ضرب المثل:
مأخذ این مثل به داستانی در کلیله و دمنه بازمیگردد: بوزینهای، درودگری را دید که بر چوبی نشسته آن را میبرید و دو میخ درشت یکی بر شکاف چوب فرو کوفتی تا بریدن آسان گشتی و راه برای آمد و شد ارّه آسان شدی و چون شکاف از حدّ معینی گذشتی دیگری را بکوفتی و میخ پیشین را برآوردی. بوزینه تفرّج میکرد، ناگاه نجّار در انتهای کار برای حاجتی برخاست و برفت.
بوزینه به جای نجار بر چوب نشست و از آن جانب که چوب بریده شده بود خصیتین او بر شکاف چوب اندر شد. بوزینه آن میخ را که در پیش کار بود از شکاف چوب برکشید. پس شکاف چوب دو شق چوب را به هم پیوست. خصیتین بوزینه در میان چوب محکم بماند. مسکین بوزینه ناله آغاز کرد و همی گفت:
آن به که در جهان، همه کس کار خود کند آن کس که کار خود نکند، نیک بد کند
@zarboolmasall
سفیرای موج، از اونایی نیستن که فقط بشینن و غصه بخورن،
خودشون وسط میدونن... ✊
از همونایی که وقتی دشمن با جنگ و فشار اقتصادی، زندگی مردم رو هدف میگیره، آستین بالا میزنن تا سفرهی هموطنشون خالی نمونه.
پویش پنجشنبههای «موج» یه قراره هفتگیه؛
برای رسوندن غذا به دست نجیبترین آدمایی که مدتیه در تهیه غذای گرم مشکل پیدا کردن و همین نزدیکی تو محله خودمون زندگی میکنن. 🍛
اگه دلت میخواد سهمی تو این ایستادگی داشته باشی و سفیر موج بشی👇:
🔗 برای ثبتنام و سفیر موج شدن بزن رو لینک آبی
.
📍 ضربالمثل عربی:
📚 ضَرَبني وبَكي، وسَبقني واشتَكي 😐
✏️ ترجمه کلمه به کلمه:
ضَرَبني = منو زد
وبَكى = و گریه کرد
وسَبقني = و از من جلو زد (ازم پیشی گرفت)
واشتَكى = و شکایت کرد
👈🏻 «منو زد و گریه کرد، و ازم جلو زد و رفت شکایتمو کرد!»
✅ مفهوم:
این ضربالمثل دربارهی آدماییه که خودشون خطاکار یا ظالم هستن، ولی طوری وانمود میکنن که انگار مظلوم و قربانی هستن!😧
✏️ مثال در جمله:
👈🏻 هي عيّطت ع الولد، ولما إجا البيّ… ضَرَبني وبَكى وسبقني واشتكى!
💡 ترجمه: داد زد سر بچه، ولی وقتی پدرش رسید… خودش مظلوم شد و رفت شکایت هم کرد!
#آموزش_کاربردی
#ضربالمثل
@zarboolmasall
ریشه این ضرب المثل
رسم بر این بود که در مجالس خواستگاری خانواده عروس شروطی را برای خانواده داماد می گذاشتند. حال اگر داماد تمام آن شروط را می پذیرفت، هردو طرف برای عروسی آماده می شدند سپس عروس را بر روی کرسی نشانده و در آبادی ها و محله ها می چرخاندند.
این بر کرسی نشستن عروس نشان از آن بود که آنها توانسته اند خواسته و حرفشان را به خانواده داماد بقبولانند. از این رو وقتی کسی با حرف زدن در رسیدن به خواسته هایش پیروز می شود، می گویند حرفش را بالاخره به کرسی نشاند.
@zarboolmasall
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡ #مثلنامه ♡
"پرسیدن کلید دانشه"
@zarboolmasall
معنی به گرد پا نرسیدن چیست؟
1- گرد، خاکی است که در هنگام راه رفتن یا دویدن از پشت پای کسی بلند می شود. به گرد پای کسی نرسیدن، در ظاهر یعنی انقدر سرعت آن فرد زیاد است که تو نمی توانی خودت را به او برسانی.
این ضرب المثل را طوری دیگری هم بیان می کنند: باد به گرد او نمی رسد؛ یعنی باد با آن همه سرعتش در برابر سرعت او ناچیز است.
اشاره به سرعت زیاد فرد در راه رفتن یا پیشرفت های او در زندگی دارد.
2- معنای کنایی ضرب المثل که معمولا در گفتگوهای مردم بسیار شنیده می شود این است که: او انقدر پیشرفت کرده است که تو حتی به ذره ای از آن هم نخواهی رسید.
@zarboolmasall
📖حکایت: (نابینایی که حواس جمع بود)
🍃 پشتِ خیلی از ضربالمثلهای فارسی، قصههای ریز و درشتی است؛ مثلِ ضربالمثلِ «تاپش پنج و نانش چار» که ماجرای جالبی دارد: روزی روزگاری، مردِ نابینایی کمی آرد برداشت و پیشِ نانوا رفت تا برایش نان بپزد.
📍نانوا دستبهکار شد؛ خمیر را ورز داد، پهنش کرد و هر نانی را با یک ضربه به دیوارهٔ داغِ تنور چسباند. هر بار که نان با «تاپ!» داخلِ تنور میرفت، صدایی بلند میشد؛ صدایی که مثلِ زنگِ خبر بود برای مردِ نابینا. او نمیتوانست با چشمش ببیند، برای همین با گوشش میشمرد: یک تاپ… دو تاپ… سه تاپ… تا پنجتا!
📍کار که تمام شد، نانوا نانها را تحویل داد. اما نابینا تا دستش را روی نانها گذاشت، فهمید فقط چهار تاست! اما چون دلش نمیخواست بیادبانه اعتراض کند، با مهربانی گفت: «بهبه از این آرد و باد! تاپش پنج و نانش چار!»
@zarboolmasall
روزی افتاده دست قوزی کنایه از چیست؟
1- معنی قوزی یعنی شخص قوزپشت (گوژپشت)؛ کسی که پشت او انحناء دارد.
در این ضرب المثل منظور شخص ناتوان و نالایقی است که مسئولیت مهمی را به عهده گرفته اما نمی تواند آن را به خوبی ادا کند. درواقع در ادای مسئولیتش عیب و ایراد دارد!
2- معمولا این ضرب المثل را در جایی استفاده می کنند که قرار است حقوق یا سهمی از دیگران به صورت عادلانه تقسیم شود اما مسئولیت این کار را به کسی می دهند که نه تنها نمی تواند آن را به خوبی تقسیم کند، بلکه بقیه را با رفتار بدش ناراضی و ناراحت می کند.
@zarboolmasall
معنی آدم خوش حساب شریک مال مردم است چیست؟
1- یعنی کسی که خوش حساب است، مردم به او اعتماد می کنند و ممکن است حتی پول هایشان را نیز نزد او به امانت بگذارند.
2- مردم اگر ببینند کسی که به آنها پول قرض است، سر موعد قرضش را پرداخت می کند و خوش حساب است، اگر دفعه بعد هم پول قرض بخواهد به او قرض می دهند.
آدم خوش حساب کیست؟
خوش حسابی یعنی اگر قرار است مثلا روز شنبه ساعت 9 صبح به حساب صاحب خانه یا کسی پولی واریز کنی، دقیقا در همان ساعت پول را واریز کرده باشی!
خوش حسابی یعنی اگر به کسی بدهکار هستی، در تاریخی که قرار است پول را پس دهی، آماده باشی نه اینکه دنبال راه فرار بگردی و بقیه را هم از کار و زندگی بیندازی.
آدم بد حساب هیچ اعتبار و آبرویی نزد مردم ندارد و به سختی می تواند از کسی پول قرض بگیرد!
حدیث درباره خوش حسابی
امام صادق عليه السلام می فرمایند: اِتَّقُوا اللّه َ وَ عَلَيْكُمْ بِاَداءِ الاَْمانَةِ اِلى مَنِ ائْتَمَنَـكُمْ، فَلَوْ اَنَّ قاتِلَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عليه السلام ائْتَمَنَنى عَلى اَمانَةٍ لاََدَّيْتُها اِلَيْهِ؛ [امالى صدوق، ص 318.]
ترجمه: تقواى الهى پيشه كنيد و امانت را به كسى كه شما را امين دانسته است، باز گردانيد؛ زيرا حتّى اگر قاتل امير المؤمنين عليه السلام امانتى را به من بسپرد، هر آينه آن را به او برمى گردانم.
@zarboolmasall