روزی افتاده دست قوزی کنایه از چیست؟
1- معنی قوزی یعنی شخص قوزپشت (گوژپشت)؛ کسی که پشت او انحناء دارد.
در این ضرب المثل منظور شخص ناتوان و نالایقی است که مسئولیت مهمی را به عهده گرفته اما نمی تواند آن را به خوبی ادا کند. درواقع در ادای مسئولیتش عیب و ایراد دارد!
2- معمولا این ضرب المثل را در جایی استفاده می کنند که قرار است حقوق یا سهمی از دیگران به صورت عادلانه تقسیم شود اما مسئولیت این کار را به کسی می دهند که نه تنها نمی تواند آن را به خوبی تقسیم کند، بلکه بقیه را با رفتار بدش ناراضی و ناراحت می کند.
@zarboolmasall
معنی آدم خوش حساب شریک مال مردم است چیست؟
1- یعنی کسی که خوش حساب است، مردم به او اعتماد می کنند و ممکن است حتی پول هایشان را نیز نزد او به امانت بگذارند.
2- مردم اگر ببینند کسی که به آنها پول قرض است، سر موعد قرضش را پرداخت می کند و خوش حساب است، اگر دفعه بعد هم پول قرض بخواهد به او قرض می دهند.
آدم خوش حساب کیست؟
خوش حسابی یعنی اگر قرار است مثلا روز شنبه ساعت 9 صبح به حساب صاحب خانه یا کسی پولی واریز کنی، دقیقا در همان ساعت پول را واریز کرده باشی!
خوش حسابی یعنی اگر به کسی بدهکار هستی، در تاریخی که قرار است پول را پس دهی، آماده باشی نه اینکه دنبال راه فرار بگردی و بقیه را هم از کار و زندگی بیندازی.
آدم بد حساب هیچ اعتبار و آبرویی نزد مردم ندارد و به سختی می تواند از کسی پول قرض بگیرد!
حدیث درباره خوش حسابی
امام صادق عليه السلام می فرمایند: اِتَّقُوا اللّه َ وَ عَلَيْكُمْ بِاَداءِ الاَْمانَةِ اِلى مَنِ ائْتَمَنَـكُمْ، فَلَوْ اَنَّ قاتِلَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عليه السلام ائْتَمَنَنى عَلى اَمانَةٍ لاََدَّيْتُها اِلَيْهِ؛ [امالى صدوق، ص 318.]
ترجمه: تقواى الهى پيشه كنيد و امانت را به كسى كه شما را امين دانسته است، باز گردانيد؛ زيرا حتّى اگر قاتل امير المؤمنين عليه السلام امانتى را به من بسپرد، هر آينه آن را به او برمى گردانم.
@zarboolmasall
*🍃🌸یکشنبه تون شاد
زندگیتون زیبا
سلامی سرشار از آرامش🌷
به شما عزیزان🌷
صبح یکشنبه تون قشنگ ☕️🌸🍃
#صبح_بخیر
@zarboolmasall
📍ضربالمثل عربی:
📚 إذا كان حبيبك عسل، ما تِلحَسو كلو🍯
🔹 ترجمه کلمه به کلمه:
إذا كان = اگر بود
حبيبك = عزیزت / دوستت
عسل = عسل (کنایه از خوب بودن)
ما تِلحَسو = تمامش را لیس نزن / همه آن را نخور
كلو = همش
👈🏻 «اگه عزیزت عسله، همشو نخور.»
🔸 مفهوم:
این ضربالمثل یعنی از آدمهای خوب، مهربان یا بخشنده سوءاستفاده نکنید.
هرچقدر هم کسی خوب و شریف باشه، نباید از خوبیهاش استفادهی بیش از حد و بیملاحظه کرد.
🔹 مثال در جمله:
👈🏻 هي ساعدتك کتیر بس إذا كان حبيبك عسل، ما تِلحَسو كلو.
💡 ترجمه: اون خیلی کمکت کرد اما نباید توقع بیجا داشته باشی.
#آموزش_کاربردی
#ضربالمثل
@zarboolmasall
معنی دم خود را روی کول گذاشتن چیست؟
1- یعنی از ترس خودش را جمع و جور کرد و به سرعت فرار کرد.
2- اکثرا برای تحقیر کسی به کار می رود که در ابتدا با ادعای فراوانی وارد کاری می شود اما بعدها ناتوانی اش ثابت می شود و آبرویش می رود. در اینصورت اگر حقی را از کسی ضایع کرده باشد و نتواند از عهده ادا کردن آن برآید، از ترسش از دید مردم مخفی می شود. در اینجا مردم می گویند فلانی حق ما را خورد و حالا دمش را روی کولش گذاشته و رفته است.
3- گاهی برای تهدید کسی این ضرب المثل را به کار می برند. مثلا به کسی که با حرف هایش شما و خانواده تان را اذیت می کند، می گویید: مثل آدم دُمت را روی کولت می گذاری و این طرف ها پیدایت نمی شود وگرنه هرچه دیدی از چشم خودت دیدی!
@zarboolmasall
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
#انیمیشن
کلانتری محل رو ترکوندن❗️
خیلی منتظر روزی ام ک آمریکا حمله کنه و نجاتمون بده❗️❗️
❗️این #کمیک_موشن جذاب رو از دست ندید❗️
برای دیدن انیمیشن های بیشتر، در کانال «استودیو فریما» عضو شوید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1948255731C02f1ee186d
.
20.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡ #مثلنامه ♡
"فردا ام روز خداست"
@zarboolmasall
-6103133059590971646_159336129961300.mp3
زمان:
حجم:
4.4M
ضرب المثل ها و قصه هایشان (۶)
قصه: عروسی و عزا
باصدای : سوفیا زینلی
#ضرب_المثل
@zarboolmasall
معنی اشک تمساح ریختن چیست؟
1- کنایه از رفتار ریاکارانه و معصومیت ساختگی برای جلب توجه دیگران است.
2- به کسی می گویند که برای رسیدن به اهداف خود، اشک های دروغین می ریزد ولی در خفا از عملکرد خود خوشحال و راضی است.
3- وقتی کسی بخواهد با فریب و نیرنگ کسی را کلک بزند و خود را مظلوم و بدبخت نشان دهد، این ضرب المثل را برایش استفاده می کنند و می گویند: انقدر اشک تمساح نریز! ما که تو را می شناسیم!
4- معمولا بزرگترها وقتی بچه ها بهانه های الکی می گیرند و برای به دست آوردن چیزی بیخودی اشک می ریزند، به او می گویند: اشک تمساح نریز!
@zarboolmasall
🔹فکر نان کن که خربزه آب است🔹
در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشتمالی بود . از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و اجرت بخور و نمیری می گرفتند . آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند ، بعد به کمک قالبی چوبی ، از گل آماده شده خشت می زدند .
یک روز ظهر که هر دو خیلی خسته و گرسنه بودند ، یکی از آنها گفت : " هرچه کار می کنیم ، باز هم به جایی نمی رسیم . حتی آن قدر پول نداریم که غذایی بخریم و بخوریم . پولمان فقط به خریدن نان می رسد . بهتر است تو بروی کمی نان بخری و بیاوری و من هم کمی بیشتر کار کنم تا چند تا خشت بیشتر بزنم ."
دوستش با پولی که داشتند، رفت تا نان بخرد. به بازار که رسید، دید یکجا کباب می فروشند و یکجا آش، دلش از دیدن غذاهای گوناگون ضعف رفت. اما چه می توانست بکند، پولش بسیار کم بود. به سختی توانست جلوی خودش را بگیرد و به طرف کباب و آش و غذاهای متنوع دیگر نرود .
وقتی که به سوی نانوایی می رفت، از جلوی یک میوه فروشی گذشت میوه فروش چه خربزه هایی داشت! مدتها بود که خربزه نخورده بود . دیگر حتی قدرت آن را نداشت که قدم از قدم بردارد . با خود گفت : کاش کمی بیشتر پول داشتیم و امروز ناهار نان و خربزه می خوردیم . حیف که نداریم .
تصمیم گرفت از خربزه چشم پوشی کند و به طرف نانوایی برود. اما نتوانست. این بار با خود گفت: اصلا ً چه طور است به جای نان، خربزه بخرم. خربزه هم بد نیست، آدم را سیر می کند. با این فکر ، هرچه پول داشت، به میوه فروش داد و خربزه ای خرید و به محل کار ، برگشت.
در راه در این فکر بود که آیا دوستش از او تشکر خواهد کرد؟ فکر می کرد کار مهمی کرده که توانسته به جای نان، خربزه بخرد. وقتی به دوستش رسید ، او هنوز مشغول کار بود . عرق از سر و صورتش می ریخت و از حالش معلوم بود که خیلی گرسنه است . او درحالی که خربزه را پشت خودش پنهان کرده بود ، به دوستش گفت : " اگر گفتی چی خریده ام؟ "
دوستش گفت : " نان را بیاور بخوریم که خیلی گرسنه ام . مگر با پولی که داشتیم ، چیزی جز نان هم می توانستی بخری؟ زود باش . تا من دستهایم را بشویم، سفره را باز کن."
مرد وقتی این حرفها را شنید ، کمی نگران شد و با خود گفت: " نکند خربزه سیرمان نکند. "
دوستش که برگشت ، دید که او زانوی غم بغل گرفته و به جای نان ، خربزه ای درکنار اوست.
در همان نگاه اول همه چیز را فهمید . جلوی عصبانیت خودش را گرفت و گفت: " پس خربزه دلت را برد؟ حتما انتظار داری با خوردن خربزه بتوانیم تا شب گل لگد کنیم و خشت بزنیم ، نه جان من ، نان قوت دیگری دارد . خربزه هر چقدر هم شیرین باشد ، فقط آب است. "
آن روز دو دوست خشتمال به جای ناهار ، خربزه خوردند و تا عصر با قار و قور شکم و گرسنگی به کارشان ادامه دادند .
از آن پس ، هر وقت بخواهند از اهمیت چیزی و درمقابل ،بی اهمیت بودن چیز دیگری حرف بزنند ، می گویند : " فکر نان کن که خربزه آب است."
@zarboolmasall
گز نکرده پاره کردن کنایه از چیست؟
1- یعنی بدون تفکر و سنجیدن، کاری را انجام داده که با شکست مواجه شده است.
2- معنی گز : واحد طول که در قدیم آن را معادل 24 انگشت می دانستند. این ضرب المثل یعنی بدون اینکه درباره چیزی مطالعه کند و کم و کاستی هایش را بررسی کند، آن کار را انجام می دهد و نتیجه خوبی نمی گیرد.
3- مردم معمولا در مکالمات روزمره شان چنین اصطلاحاتی را زیاد به کار می برند. خصوصا زمانی که کسی را می بینند که به توصیه های آنها گوش نکرده و ضرر زیادی دیده است، این ضرب المثل را برایش به کار می برند.
مثلا یکی از همسایه هایتان که اطلاعات زیادی دارد، به آن یکی همسایه می گوید: پولت را یک وقت در فلان شرکت سرمایه گذاری نکنی! به نظرم این شرکت با توجه به سابقه ای دارد، خیلی خوش حساب نیست و ممکن است ضرر کنی.
ولی کو گوش شنوا!. فردای همان روز آن شخص کله شق پولش را سرمایه گذاری کرد و پس از مدت کوتاهی شرکت دچار ضرر فراوانی شد و پول های مردم هم به دستشان نرسید!
@zarboolmasall