eitaa logo
زَر نوشت
76 دنبال‌کننده
94 عکس
5 ویدیو
0 فایل
یه مامان در حال تحصیل👩‍🎓 روزانه نویسی/فرزند پروری/ثبت خاطرات🩷 اینجا دلیه❤ از هر دری سخنی! کپی؟؟؟نکن فور بزن!
مشاهده در ایتا
دانلود
بزرگ شو😂
بچه زیر دو سال داشتن اینجوریه که... یهو وسط خیابون به خودت میای و می‌بینی شأن و شخصیت اجتماعیت رو کنار گذاشتی و داری با صدای بلند می‌خونی: 🎶 جینگلی بلا اوفینا... 🎶 تازه با حرکات نمایشی هم همراهیش می‌کنی! 🫠 بلکه دو دقیقه آروم بگیره... دلقک باباشیم انگار... 🤡🤍
🌱 پارسال محرم، آلاء ۵ ماهش بود... نگهداریش تو مراسمات کار خیلی سختی نبود؛ همین که شیرش تأمین بود و جای خوابش دیگه دغدغه ای نبود، نهایتاً یه جغجغه که همیشه همراهم بود. 🤍 اما امسال اولین سالیه که قراره با یه بچه یک‌ونیم ساله تو هیئت‌ها شرکت کنم! از صبح ذهنم درگیره که چیکار کنم حوصله‌ش سر نره، بهانه نگیره و از همه مهم‌تر، دلزده نشه از این مراسمات... شاید اگه این همه بغض فروخورده تو گلوم نبود، می‌گفتم در حد یه ساعت هم کفایت می‌کنه و هر جا بچه خسته شد برمی‌گردیم. اما الان واقعاً به این شب‌ها نیاز دارم...🖤 تلاشم رو می‌کنم که بتونم استفاده کنم، ولی در هر صورت آلاء اولویتمه. 🤍 مامان‌هایی که تجربه بیشتری دارن، بیاین بگین چیکار کنیم تو این شبا... ما مامان‌اولیا به کمکتون نیاز داریم! 🌱🥹
. 🕊 به اذن مادرمان زهرا(س) مشکی به تن میکنیم🖤 . . . حَی عَلی العزا فی ماتم الحُسين ❤️‍🩹
🕊امشب به احترام خانوم سه‌ساله و به ‌رسم قدیمی‌های با معرفت؛ گوشواره از گوش دخترامون باز میکنیم 🖤 . به احترام نوامیس و مخدرات حرم...💔
بعد هیات اومدیم نشستیم تو پارک شام بخوریم🌱
حاج خانومم بعد چند وقت دلی از عزا در اورد😊 این روزا طول روز از وحشت گرما جرات نمیکنم ببرمش بیرون...اینکه از این فرصتا استفاده میکنیم🌚
از تجمع آخر وقت و ...
چایی آخر شبمون...☕️
از دیروز چندین بار اومدم تو کانال تا بنویسم اما انگار دست و دلم به نوشتن نمیره... فقط اومدم بگم ۶ شب از محرمت رفت... اگه این دل تو روضه های شما حالش خوب نشه... رو دستم میمونه...💔
یکی از سخت ترین موقعیتا برای من موقعیه که آلاء بی اشتها میشه!☹️ شیشه شیری که همیشه با ذوق از دستم میقاپیدش الان دست نخورده باقی مونده! از صبح که بیدار شد تب داشت و بی حال بود و احتمالا قراره دندون بعدیشو تحویلمون بده🦷 حالا شما فکر کن همچین موقعیتی از بچه با موقعیتی که خودتم سرحال نیستی و تو جا خوابیدی یکی بشه!!! و بیچاره بابای خونه که مجبور شد زودتر از سرکار بیاد و ما دو تا رو جمع کنه! اینم اندر احوالات غربت نشینیه دیگه! راستی راه افتادیم سمت قم و تعطیلات عاشورا تاسوعا رو پیش مامان اینا میگذرونیم🍃 این شبا خیلییی التماس دعا🌱🖤