eitaa logo
ḠIitcḧ
458 دنبال‌کننده
47 عکس
1 ویدیو
4 فایل
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ -‌ 𝗍݁ꨲ𝗌ꨲ https://eitaa.com/majhorror 𝗌ꨲ‌𖫲𝗎𝖻ꨲ𑪊‌ ‌ ‌‌ ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سکرت:
📬: عشقم میشه داستان ترسناکک بزاریییییییییییییییییییییییی؟؟؟
:فکنم تقریبا مال کلاس سوم چهارمم بود من یه خرگوش سفید و تپلی داشتم بعد خونه ما حیاطش خیلی بزرگه از وقتی که دیگه بزرگ شده بود میزاشتیمش اونجا توی حیاط و بابام یه خونه ام براش درست کرده بود از قضا همون شب این خرگوشه توی خونش نبود شبو بیرون از خونش بود اقا من نصف شب تقریبا ساعت 2 نیم 3بود تو اتاق ابجیم روی تختش خواب بودم ابجیمم داشت فیلم میدید یهو اومد منو صدا زد گفت ستایش پاشو یه صدا از بیرون میاد اقا من پاشدم از پشت پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم یه گربه سیاه زده دنباال خرگوشم ماهم پاشدیم سریع رفتیم خرگوشمو گرفتیم و گربه رو فراری دادیم بردیمش توی اتاق پیش خودم و ابجیم روی تخت دراز کشیدم که بخوابم یهو دیدم ینفر داره تق تق میزنه به پنجره اتاق ابجیم پرده رو کشیدم اون طرف وقتی نگاه کردم دیدم دقیقا همون گربه با دوتا گربه بزرگ تر از خودش که میخورد مامان بابای اون باشن پشت پنجره وایسادن همینجوری داشتن به چشمای من زل میزدن که یهو یه چیز سیاه از پشت هر سه تاشون اومد بیرون اولش گفتم لابد خیالاتی شدم اقا همینجور این بزرگ و بزرگ تر شد وقتی خوب به دست و پاش دقت کردم فهمیدم جن درون این 3تا گربه هست وقتی چشمم به چشم اون 3تا جن خورد توی همون حالت دست و پام قفل کرده بود وقتی بیدار شدم دیدم روی تخت بیمارستانم و از همون شب به مدت 1ماه هرشب اینارو قبل خواب و توی خواب میدیدم و هیچ واکنشی نمیتونستم بهشون نشون بدم چون یه پیغام برام گذاشته بودن که اگر کسی از خانواده یا غریبه بفهمه ما هنوز میاییم سراغ تو برای خودت و خرگوشت اتفاق خوبی نمیوفته و الانم که 5 6سال از اون اتفاق میگذره اتاق من دقیقا همون اتاقی هست که این اتفاق برام افتاد ولی خب اثراتش الان دیگه رفته اونم چون اهن گذاشتیم برای همه پنجره های اتاقمون و همیشه من یه سنجاق یا قران باهام هست
این داستان مال من نیست مال زن عموی مامانمه اسمش مریمه (از زبون مادربزرگم میگم) ی روز مریم ی کتری آب جوشو خالی می کنه تو حیاط بدونه اینکه بسم الله بگه از قضا بچه های جن هم تو حیاطشون بازی میکردن یهو با اون آب جوش پای یکی از بچه های جن آسیب میبینه و مریم می ره پیش دعا نویس دعا نویس میگه اگه نری معذرت خواهی نکنی از جن هر بچه ی که بخوای به دنیا بیاری و اگه اون بچه پسر باشه یا به دنیا نیومده میمیرن یا بعد از به دنیا اومدنشون ی اتفاقی براشون میوفته مریمم همون موقعه حامله بوده چند روز بعد از این اتفاق ها یهو میبینن مریم به طرز عجیبی کله بدنش باد می کنه حالش بد میشه بیهوش میشه میبرنش بیمارستان پرستارا میگن بچه ی داخلش شکمش خفه شده و مرده مجبور میشن بچه رو به دنیا بیارن و بعد از اینکه به دنیا آوردن دیدن بچه پسر بوده (چون اون موقع سونوگرافی نبوده) و ی جای دست رو گلوی بچه بوده و میفمهن همون جن بچه رو خفه کرده بعد کلی دعا و اینا تا بالاخره جن راضی میشه اینارو ببخشه و دیگه کاری با اینا نداشته باشه من فکر میکردم دروغه تا اینکه از کله فامیل پرسیدم و همه اینو تایید کردن
این ماجرا مال ۴ سال پیشه ... . مامانم یه هفته میشد فوت کرده بود ، اومده بودیم خونه مادربزرگم چون فلجه نمیتونه راه بره .. ساعت نزدیک ۳ نصف شب بود داشتم با نامزدم چت میکردم یکی تو حیاط صدام کرد رفتم تو حیاط دیدم بابام و مامان بزرگم ایستادن بهم گفتن برو یه لیوان آب بیار اومدم تو آشپز خونه آب بیارم دیدم مامان بزرگم خوابه (مامان بزرگم فلجه)خیلی اصرار داشتن و منو صدا میکردن که بیا سریع ...وقتی رفتم تو پذیرایی بابام خواب بود اون صدا کردن ها همچنان ادامه داشت تو سریع رفتم زیر پتو خونه مادربزرگم طوری هست که راه بری سرامیک ها صدا میده وقتی قائم شدم انگار اومدن تو خونه صدای پاشون داشت میومد دنبالم میگشتن از ترس زیر پتو از حال رفتم
یه شب حالم خیلی بد بود خیلی زیاد در اتاق قفل بود و منم با گریه خوابم برد « حالم جوری بود که فقط یه آغوش گرم میتونست خوبش کنه که نداشتم » پنجره باز بود و تقریباً نصف شب شده بود ، پتو افتاده بود رو زمین و سردم شده بود به خودم پیچیده بودم تا اینکه گرمای تن یکی رو حس کردم که از پشت محکم بغلم کرده بود حتی دستاش هم گرفتم ، اون موقع تو حالت خواب و بیداری بودم متوجه نشدم ولی صبح که بیدار شدم فهمیدم چی شد دیشب بعد مدت ها متوجه شدم که همزادم عاشقم شده بوده
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از سکرت:
📬: من چنل اعترافات ترسناک دارم هیچ کاری هم نمیتونین بکنین هع!
ḠIitcḧ
📬: من چنل اعترافات ترسناک دارم هیچ کاری هم نمیتونین بکنین هع!
سکرتی؟؟🤣🤣 بیا پی تا نشونت بدم میتونم چیکار کنم @silmah
ḠIitcḧ
‌ ﹫‌⎯۫⎯݂‌
اینو نمیدونم از کدوم چنلی برداشتم مالکش هرکی هست بیاد پی منبع بزنم که اسکی نشه.
هدایت شده از سکرت:
📬: میشه فیلمای ک//اپلی بزاری