*
راستش را بخواهید ؛ جدیدا فلسفه یِ آدم درون آینه معادله ایست که حل آن ذهن را زخمی میکند .
در دلش جنگیست که نمیداند برای چیست ُ در مغزش آشفتگی است که نمیداند از کجا سر چشمه میگیرد .
فقط میداند آنقدر خسته است که بی تفاوت به جنگ درونش، تسلیمُ آشفته گوشه ای نشسته و هرکس از راه میرسد چاقویی در قلبش فرو میکند، چاقو را تحویل فرد بعدی میدهد و صحنه را ترک میکند ..
درد میکشدُ زخمی میشود اما رنج این است که او نمیمیرد .
#زد_میم_نوشت
*
خیلی خوب اَدای مظلومُ آدم خوبا رو توی چنلاتون در میارید ..
شیطون باید بیاد پیش شما درس بگیره .
*
و اما در نهایت،
خود ما هستیم که باعث تنهایی و خلوت اطرافمان هستیم .
انسان ها را له میکنیم،قدم میگذاریم روی قلبشان و قلبشان را له میکنیم، قضاوتشان میکنم؛ با آن ها بد رفتار میکنیم ُ زندگی را به کامشان تلخ میکنیم پس از ظلم های فراوان وانمود میکنیم آنهارا با عمق وجود دوست داریم .
از کدام وجود حرف میزنیم؟!
چیزی که نیست ؟!
از کدام تنهایی حرف میزنیم؟!
در واقع ما از ساختمانی که خودمان ریز به ریزش را بنا کردیم، ایراد نا بجا میگریم .
-زد میم نوشت
*
یادت باشد خدا بنده هایش را با
آنچه بدان دل بسته اند می آزماید .
- [ شهید همت ]
*
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم
من نوشتم که غمی نیست..
بخوان سخت گذشت .