*
سلام بر تو !
که مُحرم یادمان میاندازد چگونه یاران کم شدند،
چگونه خیمهها سوختند و چگونه تنهایی شروع شد ..
زِدمیمفانی؛
*/محبوبِ من ؛
*
میگه فطرس 700 سال بخاطر کم کاریش تو یک جزیره در حال عبادت بود، بدون پر، ی گوشه زمین گیر..
ی روز جبرئیل ُ میبینه میگه کجا میری؟! میگه پیامبر پسری به دنیا اورده میرم تبریک بگم .
میگه منم میام شاید پیامبر برام دعا کنه ؛ میرن خونه پیامبر و تبریک میگن و فطرس جریان بی پرُ بال شدنشو میگه ، پیامبر میگه بالتو بمال به این نوزاد و برگرد جایی که بودی ..
بالشو میماله به نوزاد و پر میزنه و میره و بعد از اینکه میبینه پر در اورد میگه:
[ من به خاطر حقی کع این بچه برگردنم پیدا کرد، هرکس، هرجا، به حسین سلام بدهد سلامش را ابلاغ ميکنم ! ]
زِدمیمفانی؛
* میگه فطرس 700 سال بخاطر کم کاریش تو یک جزیره در حال عبادت بود، بدون پر، ی گوشه زمین گیر.. ی روز جب
*
دونستن این روایت واقعا رزق هرکس نیست ؛ امیدوارم رزقتون باشه !
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ 🤍.
*
ِای در دل من، میل و تمنا همه تو
وندر سر من، مایه سودا همه تو
هرچند به روزگار، در مینگرم
امروز همه تویی و فردا همه تو ..
*
تسبیحِ تربتم که هدیه بود ؛
مستقیم خورد به پیکر رهبر ، مستقیم مستقیم ، رو پیکر موند 5،6 دقه و بعد اومد پایین تبرک اون نوه سه ساله شد و اومد پیشم :)))
آخ قلبم ، تسبیح عاقبت به خیر من ..