*
پیکر آقا رو که میبردن ؛ بسیجی هایی که دور پیکرشون محافظ بودن ، به پهنای صورت اشک میریختن ..
*
وای :))
من هنوز عمیقا ، با سلول به سلول قلبم حس میکنم دروغه ..
اخه من فکر میکردم دوربینم از لبخندتون عکس میگیره.
*
از روز اولی که اعلام کردن تشییع رهبریه ، هزار بار هزار بار برنامم تغییر کرد ..
یبار قرار بود برم تهران ، یبار قرار بود نرم تهران ، یبار قرار بود برم قم یبار قرار بود نرم قم، یبار قرار بود برم مشهد یبار قرار بود نرم ..
یبار قرار بود زود برگردم از تهران یبار دیر ..
خلاصه که برنامه ها کلا رو هوا بود امشب داشتم میگفتم خدایا خب چرا اینطوری میکنی
یهو ی بنده خدایی بهم زنگ زد و بهترین برنامه رو بم اعلام کرد و گفت اینه برناممون :))
خدایا شکرت واقعا واقعا .