شاید واقعا سخت بود !
شاید اون حرفایی که شنیدی
از آدمهای نزدیک و امن زندگیت،
واقعا سنگین و سخت بود...
شاید شکست خوردن از نقطهای که
براش سالها جنگیدی،
واقعا سخت بود...
شاید صبور بودن، واقعا سخت بود.
شاید اون غم واقعا سنگین و سخت بود.
شاید گذشتن از ارتباطهای از دست رفته
واقعا سخت بود...
شاید رها کردن دوست صمیمیت واقعا سخت بود...
شاید تحملِ رنج روزهای تاریکت واقعا سخت بود...
الکی ادا قویا رو در نیار...
شاید بعضی وقتا واقعا سخته،
شاید بعضی وقتا واقعا باید بذاری که زمان بگذره...
یادت نره که سوگواری
بخش مهمی از عبور کردنه..!
زِدگرافـی✨
شاید واقعا سخت بود ! شاید اون حرفایی که شنیدی از آدمهای نزدیک و امن زندگیت، واقعا سنگین و سخت بود.
و خداوند به وقتش
برای تـــــو ،
جبران میکند✨🌱
از درد کمر و دستها و پاهام
تا ماشین بیاد دنبالم
رفتم توی نمازخونهی تالار دراز کشیدم
چشمامو بستم که فارغ ز غوغای جهان...
ولی صدای سوت و کف و جیغ و خوشحالی مهمونارو میشنیدم...
با وجود همهی خستگیا و دردا
از خدا خواستم لبخندای این خانواده همیشگی باشه🤲🏻✨
از ته دلم خداروشکر کردم
که لبخند و عشق و شروع یه زندگی دیگه رو ثبت کردم🫀🫂💍
#ششممهرماه۱۴۰۳
وَ اینطوریه که...
۹۰درصد آدمای اطرافم
باهام قطع ارتباط کردن
و نااُمیدن ازم...
همه میگن :
نیستی ، جواب نمیدی ، پیام نمیدی ،
زنگ نمیزنی ، هیچجا نمیری.....
منم روز به روز بیشتر و بیشتر جمع میشم میرم توی لاکِ خودم.....
دلم برای همه تنگ شده ،
اما حس میکنم هنوز وقتش نیست
که از لاکِ ناراحت بیام بیرون :)
و بقیه رو غمگین کنم....
منتظرم خوشحالی بیاد و برگرده🌱
تا بدوام برم همه رو بغل کنم🐢🫂